- مرجع دانلود جدیدترین مقالات و پاورپوینت

دانلود مقاله درباره سرطان معده

سرطان معده (به انگلیسی: gastric cancer) به زمانی گفته می شود که سلول های سرطان روی پوشش داخلی معده ایجاد می شوند. نشانه های اولیه این بیماری شامل مواردی از قبیل:سوزش معده، درد ناحیه بالای شکم، تهوع و بی اشتهایی می شود. نشانه های بعدی عبارتند از موارد همچون: کاهش وزن، زردی پوست، استفراغ، مشکل بلع غذا و مشاهده خون در مدفوع به همراه نشانه های دیگر. این نوع از سرطان ممکن است گسترش یابد و از معده به دیگر اعضای بدن، به خصوص کبد، ریه ها، استخوان، دیواره شکم و گره های لنفاوی سرایت کند.

معمول ترین عامل این بیماری عفونت به وسیله باکتری هلیکوباکتر پیلوری است که دلیل بیش از ۶۰ درصد از موارد ابتلای بیماری می باشد. نوع خاصی از هلیکوباکتر پیلوری میزان خطر بیشتری در مقایسه با دیگران دارد. دیگر عوامل معمول این بیماری مواردی همچون خوردن ترشی سبزیجات و سیگار کشیدن است. حدود ده درصد از این بیماری در خانواده ها ایجاد می شود و بین یک تا سه درصد از موارد به دلیل سندرم های ژنتیکی به ارث رسیده از والدین شخص مانند سرطان معده منتشر شده از وراثت به وجود می آیند. بسیاری از موارد سرطان معده شامل کارسینوم معده هستند. این نوع بیماری به چند زیرشاخه تقسیم می شود. لنفوم و تومورهای مزانشیمال نیز ممکن است درون معده ایجاد گردد. در بسیاری از موارد، سرطان معده طی چندین مرحله، در طول چندین سال پیشرفت می کند. تشخیص این بیماری معمولاً به وسیله بافت برداری هنگام آندوسکوپی انجام می شود. معمولاً در ادامه تصویربرداری پزشکی صورت می گیرد تا مشخص شود که آیا بیماری به بخش های دیگرِ بدن سرایت کرده است. ژاپن و کره جنوبی، دو کشوری هستند که بیشترین تعداد ابتلای به این بیماری در آنها مشاهده شده است، غربالگری برای تشخیص سرطان معده.

رژیم غذایی مدیترانه ای و همین طور ترک سیگار خطر این نوع سرطان را کاهش می دهد. شواهد اولیه ای وجود دارد که درمان باکتری هلیکوباکتر پیلوری ابتلا به بیماری را در آینده کم می کند. در صورتی که بیماری در مراحل اولیه درمان گردد، بسیاری از موارد دیگر رفع می شوند. درمان این بیماری شامل این موارد می شود: جراحی، شیمی درمانی، پرتودرمانی و درمان هدفمند. اگر درمان دیر اتفاق بیفتد، مراقبت تسکینی توصیه می شود. عواقب این روند در سطح جهانی اغلب ناچیز و کمتر از ۱۰ درصد نرخ بقای پنج ساله است. این امر بیشتر به خاطر افرادی با نوع پیشرفته این بیماری می باشد. در ایالات متحده نرخ بقای پنج ساله ۲۸ درصد است. در حالی که این میزان در کره جنوبی، بیشتر به خاطر تلاش ها برای غربالگری، بیش از ۶۵ درصد می باشد.

در سطح دنیا، بیماری سرطان معده پنجمین عامل پیشتاز سرطان و همچنین سومین عامل پیشتاز موارد مرگ می باشد که از این میان هفت درصد از موارد کلی سرطان و ۹ درصد از موارد مرگ را تشکیل می دهد. در سال ۲۰۱۲، این بیماری در ۹۵۰ هزار نفر در سراسر جهان مشاهده شد و باعث مرگ ۷۲۳ هزار نفر گردید. پیش از دهه ۱۹۳۰ در بسیاری از نقاط دنیا، از قبیل ایالات متحده و بریتانیا، معمول ترین عامل مرگ ناشی از سرطان به شمار می رفت. از آن زمان تاکنون، نرخ مرگ ناشی از این بیماری در بسیاری از نقاط دنیا کاهش یافته است. کارشناسان بر این باورند که این امر بدین سبب است که در نتیجه توسعه و پیشرفت سردسازی به عنوان یکی از راه های تازه نگاه داشتن موادغذایی، خوردن غذاهای نمک سود شده و ترشیجات کاهش یافته است. سرطان معده بیشتر در کشورهای آسیای شرقی و اروپای شرقی اتفاق می افتد و در مردان دو برابر بیشتر از زنان است.

اهمیت بیماری

این بیماری باعث مرگ افراد بسیاری در سرتاسر جهان می شود. شیوع این بیماری در مردان دوبرابر زنان است و چهارمین سرطان شایع در جهان محسوب می گردد.

این سرطان در افرادی با گروه خونی A شایعتر است. پسماندهای سلولهای جنینی در مری و یک سوم فوقانی معده عاملی برای ابتلا به سرطان معده است. بقایای سلولهای جنینی قابلیت سرطانی شدن را دارند که با بررسی ها و تست های تشخیصی معمول،رادیوگرافی و سی. تی. اسکن قابل شناسایی نیستند.

سرطان معده در مردان پس از سرطان ریه شایعترین سرطان است حال آنکه در زنان سرطان پستان شایع ترین سرطان به شمار می آید. علائم و نشانه های اولیه سرطان معده گول زننده و مشابه ناراحتیهای گوارشی است به طوریکه افراد سعی دارند با پرهیز غذایی و درمان خودسرانه بهبود پیدا کنند. «کاهش وزن و بی اشتهایی» علامت مهمی در تشخیص سرطان معده است. در مراحل اولیه ناراحتیهای گوارشی چون تهوع، بی اشتهایی، کاهش وزن، درد ملایم و متناوب و در مراحل پیشرفته وجود خون در مدفوع و مدفوع سیاه رنگ (ملنا) و در مراحل پیشرفته تر استفراغ خونی بروز می کند. از دیگر علایم این بیماری می توان به موارد زیر اشاره نمود: احساس خستگی، عدم هضم غذاو پس از بزرگ شدن غده دردهای پیاپی در معده و از نشانه های سرطان معده می باشد.

بتازگی یک گروه بین المللی از محققان با ابداع یک آزمایش جدید تنفسی موفق شدند اولین علائم سرطان مری یا معده را در مدت چند دقیقه تشخیص دهند. گروه بین المللی محققان از کالج سلطنتی لندن، دانشکده پزشکی دانشگاه کیل و آکادمی علوم جمهوری چک در جریان یک مطالعه موفق به ابداع این آزمایش جدید تنفسی شدند.

در این روش جدید، با آزمایش تنفسی برخی ترکیبات شیمیایی که فقط در بازدم بیماران مبتلا به سرطان مری و معده وجود دارد، بعد از چند دقیقه سلامت یا وجود بیماری سرطان در مری و معده فرد مشخص می شود.

وجود هلیکوباکترپیلوری و استعداد ابتلاء فرد به سرطان معده از فرضیات موجود در دنیای پزشکی است، حال آنکه افزایش اسید معده، «استعمال دخانیات»، مصرف غذاهای نمک سود شده و دودی، افزایش مصرف غذاهای سرخ کردنی همگی از عوامل پرخطر برای ابتلاء به سرطان معده هستند. آندوسکوپی و رادیوگرافی معده از راه های تشخیص سرطان معده هستند. در زخمهای معده احتمال سرطانی شدن وجود دارد از این رو چنانچه زخم معده ای پس از ۳ ماه دارو درمانی به درمان پاسخ ندهد اندیکاسیونی برای جراحی معده است. افراد با کوچکترین علامت در تغییر وضعیت مزاج، دفع، بی اشتهایی، تهوع و کاهش وزن باید برای بررسیهای بیشتر به پزشک متخصص مراجعه کنند.

 

دانلود مقاله درباره نقش مردم در دفاع مقدس

31 شهریور 1359 با حمله هوایی عراق به چند فرودگاه ایران و تعرض زمینی همزمان ارتش بعث به شهرهای غرب و جنوب ایران، جنگ 8 ساله حكومت صدام حسین علیه ایران آغاز شد. این جنگ 19 ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی و چند روز پس از آن اتفاق افتاد كه صدام پیمان الجزایر را در برابر دوربین های تلویزیون بغداد پاره كرد. صدام در نطقی با تأكید بر مالكیت مطلق كشورش بر اروند رود (كه وی آن را شط العرب نامید) و ادعای تعلق جزایر ایران به «اعراب» جنگ را در زمین، هوا و دریا علیه ایران آغاز كرد.

این جنگ در حالی شروع شد كه مردم ایران دوران نقاهت پس از انقلاب را می گذراندند و طبعاً به بازسازی كشور و آرامش و سازندگی می اندیشیدند. نیروهای مسلح نیز به دلیل آن كه انتظار جنگ را نداشتند، از آمادگی چندانی برای رویارویی در یك نبرد بزرگ برخوردار نبودند. به همین دلایل، نظامیان عراق در ماههای اول پس از شروع حمله، موفق شدند چند شهر مرزی را در غرب و جنوب ایران تصرف كنند.تنها با جانفشانی و فداکاری های مردم و ارتش و سپاه جمهوری اسلامی ایران بود که دشمن به عقب رانده شد.در این مقاله به بررسی نقش مردم در دفاع مقدس می پردازیم.

دفاع مقدس و پیروزی ایران

ایمان و اعتقاد راسخ رزمندگان ایران به حقانیت انقلاب اسلامی و موج عظیم مردمی كه در قالب «بسیج» برای دفاع از كیان نظام جمهوری اسلامی ایران طی 8 سال دایماً حضور خود را در جبهه حفظ كردند، بزرگترین سرمایه انقلاب و نظام بود و مهمترین نقش را در توقف ماشین جنگی عراق بر عهده داشت.

در بررسی عوامل شكست عراق در دستیابی به اهداف اعلام شد ه اش، علاوه بر ایمان و اعتقاد رزمندگان ایرانی، عوامل دیگر از قبیل ناامیدی حامیان صدام از سقوط جمهوری اسلامی ، مردمی شدن جنگ و سرانجام پذیرش قطعنامه 598 از جانب ایران نیز بی تأثیر نبود. نتیجه آن شد كه عراقیها 8 سال پس از شروع جنگ در همان نقطه اولیه آغاز قرار داشتند.

«خاویر پرزدكوئه یار» ـ دبیر كل وقت سازمان ملل ـ نیز در خاتمه جنگ، با انتشار بیانیه ای رسماً از عراق به عنوان «شروع كننده جنگ» نام برد. این بیانیه نیز سندی از مجموعه اسناد حقانیت جمهوری اسلامی ایران درجنگ بود. در خلال این جنگ هیأتهای متعدد صلح از سوی سازمان ملل، سازمان كنفرانس اسلامی، اتحادیه عرب و جنبش عدم تعهد برای میانجی گیری به تهران و بغداد سفر كردند كه غالباً داوری آنها به دلیل آن كه فاقد اصل بیطرفی و گاهی عاری از عدالت و صداقت بود، به نتیجه ای نرسید. قطعنامه های منتشره از سوی شورای امنیت سازمان ملل نیز به استثنای قطعنامه هفتم ـ قطعنامه598ـ كه در تیر 1366 به تصویب رسید، غالباً جانب انصاف و عدالت را رعایت نكرده بود.

قطعنامه 598 نیز عاری از اشكال نبود اما نسبت به سایر قطعنامه های منتشره، مواضع بیطرفانه تری داشت و جمهوری اسلامی ایران علیرغم بی میلی اولیه سرانجام در تیر 1367 آن را رسماً پذیرفت. روز 29 مرداد 1367 از سوی سازمان ملل آتش بس اعلام شد و به تدریج آتش جنگ در جبهه ها خاموش گردید. با این همه هنوز اكثر بندهای قطعنامه 598 اجرا نشده است.

قسمتی از پیام امام خمینی(ره) راجع به قطعنامه 598 و شرایط سیاسی آن روز چنین است:

من با توجه به نظر تمام كارشناسان سیاسی و نظامی سطح بالای كشور كه به تعهد و دلسوزی و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم و در مقطع كنونی آن را به مصلحت انقلاب و نظام می دانم و خدا می داند كه اگر نبود انگیزه ای كه همه ما و عزت و اعتبار ما باید در مسیر مصلحت اسلام و مسلمین قربانی شود، هرگز راضی به این عمل نمی بودم و مرگ و شهادت برایم گواراتر بود.

. خوشا به حال شما ملت، خوشا به حال شما زنان و مردان، خوشا به حال جانبازان و اسرا و مفقودین و خانواده های معظم شهدا و بدا به حال من كه هنوز مانده ام و جام زهر آلود قبول قطعنامه را سركشیده ام و در برابر عظمت و فداكاری این ملت بزرگ احساس شرمساری می كنم، و بدا به حال آنان كه در این قافله نبودند، بدا به حال آنهائی كه از كنار این معركه بزرگ جنگ و شهادت و امتحان عظیم الهی تا به حال ساكت، بی تفاوت و یا انتقاد كننده و پرخاشگر گذشتند.7

به این ترتیب جنگی كه در 31 شهریور 1359 توسط همة ظالمان جهان و به دست صدام بعثی به جمهوری اسلامی ایران تحمیل شد، بدون دستیابی آنان به اهدافشان، در تابستان 1367 ش. به پایان رسید.

نقش مردم در پشت جبهه ها

دفاع از حقیقت، تنها در جنوب و غرب و خط مقدم نبود. گرچه هرگاه صحبت از دفاع مقدس می شود، آنچه که به ذهن ما می رسد همان گوشه از کشور است. اما این مشت گره کردة مردمی که به دهان استکبار زده شد، از بازوی قدرت مردم مستضعف و دردمندی بودند که در پشت جبهه ها و درون شهرها بودند. از بازوی همین مردم کوچه و بازار، اعم از مرد و زن و کودک، جوان و طلبه و دانشجو و کارمند و کارگر و . که بدون هیچ چشم داشتی هر آنچه را که برای پیروزی در این جنگ عقیده لازم بود، تهیه می کردند و در انتظار ضربة نهایی فرزندانشان بودند؛ باید اعتراف کرد که اگر نبود حمایت های مادی و معنوی این مردم در شهرها و روستاها، این قافله ها بسیار زودتر از آنچه به نظر می رسد از راه مانده بود و می رفت آنچه نباید می رفت! و می شد آنچه نباید می شد.

آری، تمام ایران از شمالی ترین نقطه آن تا جنوبی ترین نقطه آن، خط مقدم جهان اسلام بود و هر قلبی که برای این جبهه می تپید، برای رزمنده اش آنچه در این میان مطرح نبود، منافع شخصی بود و آنچه مطرح بود، منافع اسلام برای رضای خدا بود و آن کس که مخلص بود در این جبهه بود و مهم نبود که در کجای این خاک است. مهم حضور بود و او حضور داشت. گرچه حضورش مادی نبود و اگر از همان رزمندة تفنگ به دست در سنگر می پرسیدی که تو می جنگی، بی گمان می گفت: نه ما می جنگیم.

هر قشری و صنفی هرچه می توانست دریغ نمی کرد. عده ای جهاد مالی می کردند و عده ای دیگر، جهاد جانی و عده ای نیز جهاد فکری و فرهنگی. امّا همه در یک صف و یک خط بودند. تاریخ به یاد دارد آن زمانی که بچه دبستانی قلّک خود را پُر می کرد و به جای آنکه اسباب بازی کودکانه اش را بخرد، با فراخون و بدون فراخوان تقدیم به جنگ می کرد. زنانی که طلاها و جواهرات و حتی حلقة ازدواج خود را هدیه می نمودند یا گاهی لباس های رزمندگان را تهیه می کردند یا کارهای تبلیغاتی و هنری برای جبهه تهیه می نمودند و یا آنانی که در بیمارستان های صحرایی و شهری پرستاری و کارهای درمانی انجام می دادند، دانشجویانی که از قمقمه آب گرفته تا قطعات یدکی اسلحه های نظامی و حتی موشک های تاکتیکی را طراحی و می ساختند. و طلّابی که وظیفه سنگین تبلیغات و تبیین جنگ را در کنار رزمندگان بر عهده داشتند همه و همه از به هم پیوستن میلیون ها میلیون قطرة زلالی بود که رود همبستگی را جریان داده بود که کمک های غیر مادی آنان را می توان در شعارهای آنان جست وجو کرد.

این وحدت مردم در شعار «جنگ جنگ تا پیروزی» از جمله کمک های معنوی مردمی بود که همواره گرم کنندة جبهه های نبرد بود و این نه تنها در شعار که در عمل نیز بروز می یافت. و اینها که گفته شد تنها گوشه ای از آن دریا بود.

آن نامه هایی که مردم از سر اخلاص برای رزمنده ای که نه اسمش را می دانند و شهرش را می شناسند و نه تا به حال او را دیده اند، نوشته شد حکایت از قرابت دینی و اخلاقی و قومی این ملت داشت و حکایت از شناسنامه ای واحد.

در تاکسی و اتوبوس و صف نان و مدرسه و دانشگاه و زمین کشاورزی و غیر، همه یک دل و یک زبان، شعار «جنگ جنگ تا پیروزی» را سرلوحه فعالیت های روزانه خود قرار داده بودند و این یکی از آن رموز پیروزی بود. این گونه بود که همه در صحنه جنگ حاضر بودند؛ چنان که حضرت امام می فرمایند: «و امّا امروز که تمام ملت ها، نه فقط جوان ها و آنهایی که در جبهه ها هستند، بلکه پیرمرد ها و پیرزن ها و دختر بچه های نابالغ در صحنة گرفتاری ها و در صحنة جنگ حاضرند و همه خود را در جبهه می بینند. آنها کارهایی که می کنند یک کارهایی است که دنبالش توقع اینکه یک مقامی داشته باشند، یا یک پستی را اشغال کنند، یا یک چیزی را از مردم خواهش کنند، هیچ این مسائل نیست، بلکه سربازان گمنامی هستند که در جبهه ها باید گفت مشغول جهاد هستند.»

نقش زنان در دفاع مقدس

در متون تاریخی، اغلب از نقش حرمسرایی زنان درباری و از تأثیر زنان غرب و شرق زده یا به اصطلاح روشنفکر بر تحولات اجتماعی سخن به میان آمده، ولی زنانی که در حادثه گریبایدف، جنبش تنباکو، نهضت مشروطه، کشف حجاب، قیام 30 تیر 1331 و. مشارکت داشته اند، توده زنان مسلمانی بوده اند که گوش به فرمان مراجع تقلید و به منظور انجام تکلیف شرعی و الهی پا به میدان مبارزه گذاشتند. از دهه 1340 تا پیروزی انقلاب اسلامی، این زنان حضور گسترده تر و مستمرتری از خود نشان دادند، علت آن، اولا: خودباوری بیشتری بوده که امام خمینی(ره) در زنان پدید آورد. ثانیا: لبیک آنان به دعوت امام برای حضور سیاسی اجتماعی بوده است.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، زنان هنوز نیاسوده و خستگی یک مبارزه طولانی علیه رژیم پهلوی را از تن بیرون نکرده بودند که بار دیگر بر خود تکلیف دیدند برای دفاع از انقلاب، به ایفای نقش های تازه تر و مؤثرتر در عرصه های جدیدتر بپردازند، از این رو، شرکت در بحران هایی را که در گوشه و کنار کشور، بویژه در کردستان بر پا شد، جزء وظیفه خود دانستند، ولی آنچه بعد از حدود 5/1 سال پس از پیروزی، زنان را به کمک و مساعدت بیشتر طلبید، دفاع مقدس است که هشت سال نظاره گر رشادت های زنان و مردان این مرز و بوم بود، بنابراین، و به علت گستردگی فداکاری زنان در عرصه دفاع مقدس، احصاء همه آن ایثارگری ها ممکن نیست، و در هر نوشته ای و در این نوشته تنها می توان به بخش کوچکی از آن اشاره کرد:

نقش رزمی

اولین مسئولیتی که زنان در دفاع مقدس، به صورت خودجوش و همپای مردان بر عهده گرفتند، جنگیدن با دشمن بعثی در جنوب و مزدوران داخلی در کردستان بود، حتی آنان، کوکتل مولوتف ساختند، تا به جنگ تانک های عراقی بروند که قصد داشتند از مرز شلمچه بگذرند. البته تهیه و به کار بردن کوکتل مولوتف، ابتدایی ترین کار رزمی خواهران و زنان به شمار می آمد، بعدها آن ها خود را به سلاح مجهز کردند تا مردانه با دشمن بجنگند، از جمله:

در قبرستان خرمشهر زن 65 ساله ای را دیدم که تفنگ ام یک بر دوش داشت. گفتم: مادر چه می کنی؟ گفت: پسر و دخترم آنقدر جنگیدند تا شهید شدند و اینجا خفته اند. می روم راه شان را ادامه دهم، هر چه او را منع کردم، نپذیرفت و گفت: باید از دینم دفاع کنم. این تنها وظیفه شما پسرانم نیست، بلکه وظیفه من هم هست، جنگید و سرانجام با ترکش خمپاره شهید شد.

زنان رزمنده در خرمشهر، کارهای دیگری را نیز بر عهده داشتند که مراقبت از تسلیحات، تسلیح رزمندگان، نگهبانی از پیکر شهداء، توزیع سلاح بین رزمندگان از آن جمله بوده است. در جبهه های دیگر هم وضع به همین صورت بود. مثلاً:

ـ در گیلان غرب، یک زن، چند سرباز عراقی و در شادگان، چهار شیر زن، هشت سرباز بعثی را به اسارت درآوردند.

ـ خانم فاطمه نواب صفوی، به همراه گروه چریکی شهید چمران و در ناحیه سوسنگرد، اسلحه به دست گرفت و جنگید.

ـ یک زن سوسنگردی با آرد مسموم نان پخت و با آن تعدادی از عراقی ها را از پای درآورد.

ـ و باز در این شهر مادر شهید الحانی، یازده سرباز عراقی را به خانه اش دعوت می کند، به آنها غذا می دهد، و زمانی که آن ها به استراحت پرداختند و به خواب رفتند، در اتاق را قفل می کند و بسیجی ها را با خبر می سازد، و خود او هم با چوب دستی به جان بعثی ها افتاد. داستان این زن شجاع را مقام معظم رهبری، این گونه نقل کرده است:

«به خاطر دارم در سوسنگرد خانم عرب مُسنی زندگی می کرد که همسرش نابینا بود. ایشان با وجود این که چهل پنجاه سال داشت، خیلی شجاعانه و در حقیقت مردوار از شهر دفاع می کرد. معروف بود که با چوب دستی، چند سرباز عراقی را از پا انداخته است.

 صحنه های رزم زنان، اگرچه اندک بود، ولی اولاً تا پایان دفاع مقدس کم و بیش ادامه یافت، و ثانیاً، تأثیر عمیقی بر روحیه رزمندگان داشت. به علاوه، زنان نقش های اطلاعات رزمی فراوانی را انجام دادند. خانم حورسی از مدافعان خرمشهر در این باره می گوید: «ما از آن لحظه ای که به نیروهای شناسایی ملحق شدیم، کار شناسایی دشمن، خنثی کردن بمب، شناسایی ضد انقلاب و پیدا کردن رد پای آن ها در شهر و روستاها را دنبال کردیم. نوع دیگری از کار اطلاعاتی و امنیتی را خواهران بسیجی انجام می دادند، مثلا آن ها در لباس امدادگر و پرستار به شناسایی منافقینی دست می زدند که به صورت ناشناس به بیمارستان ها سر می زدند، تا به تعداد شهداء و مجروحان جنگ و. دست پیدا کنند، و آن را در اختیار عراق قرار دهند.

دانلود مقاله درباره حجاب و عفاف

نقش حجاب و عفاف در عظمت زن

حفظ چشم، گوش، قلب و تمامی اعضا و جوارح از هرگونه خطا و گناه عفاف است که حاصل این عفت و حجاب درونی، پوشش ظاهری است؛ به تعبیری لطیف تر حجاب میوه عفاف است و عفاف ریشه حجاب.

حجاب و عفاف به عنوان دو ارزش در جامعه بشری و بویژه جوامع اسلامی مطرح است. همواره این دو واژه در کنار هم به کار برده می شوند و در نگاه اول به نظر می آید هر دو به یک معنا باشند اما با جستجو در متون دینی و فرهنگنامه ها به نکته قابل توجهی می رسیم و آن تفاوت این دو واژه است. در برخی کتب لغت حجاب را این گونه تعریف کرده اند: «الحجاب، المنع من الوصول» حجاب یعنی آنچه مانع رسیدن می شود.

برخی گفته اند حجب و حجاب هر دو مصدر و به معنای پنهان کردن و منع از دخول است و به عنوان شاهد آیه شریفه «و من بیننا و بینک حجاب» (فصلت، آیه ۵) را ذکر کرده اند. در دیگر کتاب های لغت حجاب را به معنای پرده آورده و نوشته اند: امراه محجوبه؛ زنی که پوشانیده است خود را به پوشاندنی.

با توجه به معانی ذکر شده در می یابیم حجاب امری ظاهری و در ارتباط با جسم است، اگرچه این پوشش برخاسته از اعتقادات و باورهای درونی افراد است ولی ظهور در نشئه مادی و طبیعی دارد یعنی پوشش ظاهری افراد و بویژه زنان را حجاب می گویند که مانع از نگاه نامحرم به آنان می شود. عفاف نیز دارای معانی گوناگونی است که در مجموع تعریف کاملی را به ما خواهد داد. راغب اصفهانی در مفردات القران می نویسد: العفه حصول حاله للنفس تمتنع بها غلبه الشهوه؛ عفت حالتی درونی و نفسانی است که توسط آن از غلبه شهوت جلوگیری می شود.

البته قابل ذکر است که در قرآن کریم از واژه عفت در دو معنا استفاده شده است، گاه به معنای خود نگهداری و پاکدامنی است و گاه «عفت» به معنای قناعت آمده و مسائل مالی مورد نظر است. آنچه در این مقاله مورد نظر ماست مفهوم اولی است یعنی خود نگهداری از شهوت و مسائل جنسی؛ اگرچه می توان برای هر دو معنا واژه عفت را آورد و ضرری به مفهوم آن نمی خورد. از مجموع معانی ذکر شده برای حجاب و عفاف می توان نتیجه گرفت که عفاف نوعی حجاب درونی است که انسان را از گناه باز می دارد.

حفظ چشم، گوش، قلب و تمامی اعضا و جوارح از هرگونه خطا و گناه عفاف است که حاصل این عفت و حجاب درونی، پوشش ظاهری است؛ به تعبیری لطیف تر حجاب میوه عفاف است و عفاف ریشه حجاب. برخی افراد ممکن است حجاب ظاهری داشته باشند ولی عفاف و طهارت باطنی را در خویش ایجاد نکرده باشند. این گروه از حجاب، تنها پوسته ای و ظاهری بی معنا دارند و از سوی دیگر کسانی هستند که ادعای عفاف کرده و با تعابیری همچون؛ من قلب پاکی دارم، خدابا قلبها کار دارد، آدم باید چشمش پاک باشد و.. خود را سرگرم کرده و مصداق «لیفجر امامه» (بلکه انسان می خواهد آزاد باشد و گناه کند- قیامت آیه ۵) می شوند.

انسان هایی چنین باید در قاموس اندیشه خود نکته ای اساسی را بنگارند و آن این است که درون پاک، بیرونی پاک می پروراند و هرگز قلب پاک موجب بارور شدن میوه ناپاکی به نام بی حجابی و بدحجابی نخواهد شد. امام خمینی(ره) پیام آور ارزشهای الهی درباره حجاب و عفاف می فرماید: «توجه داشته باشید حجابی که اسلام قرار داده است برای حفظ ارزش های شماست. هرچه را که خدا دستور فرموده است- چه برای مرد و چه برای زن- برای این است که آن ارزش های واقعی که اینها دارند و ممکن است به واسطه وسوسه های شیطانی یا دست های فاسد استعمار پایمال شوند این ارزشها زنده بشوند.»

فلسفه حجاب

یکی از نکات اساسی که زمینه ای برای عمل به احکام است شناخت جایگاه هرچیز در نظام هستی است. البته در نظامی که خداوند متعال در جای جای آن دیده می شود و ارتباط اشیا و اعمال با خداوند بسیار مشهود است و با درک این ارتباط و حضور، بسیاری از مشکلات زندگی بشر حل می شود. «حق» به عنوان زیباترین و پسندیده ترین واژه آفرینش در تمامی ادیان و جوامع بشری مورد توجه قرار گرفته است و حقوق و ادای آنها فراتر از زمانها و مکانها واشخاص و ادیان است.

در واقع هر فردی از هر طبقه اجتماعی و از هر دین و ملیت، نسبت به ادای حقوق دیگران حساسیت نشان می دهد واین مطلب، حق و حقوق را فرازمانی و فرامکانی می کند. برخی از اندیشه گران و حکیمان بر این باورند که حجاب، حق الله است و در این باره می گویند: «حرمت زن نه اختصاص به خود زن دارد و نه مال شوهر و نه ویژه برادر و فرزندانش می باشد. همه اینها اگر رضایت بدهند، قرآن راضی نخواهد شد، چون حرمت زن و حیثیت زن به عنوان حق الله مطرح است. لذا کسی حق ندارد بگوید من به نداشتن حجاب رضایت دادم.

از اینکه قرآن می گوید: هر گروهی، اگر راضی هم باشند، شما حد الهی را در برابر آلودگی اجرا کنید، معلوم می شود عصمت زن حق الله است.»(۶) پر واضح است که آدمی نمی تواند حقوق الهی را کاملا ادا کند ولی با انجام برخی کارها می تواند رضایت الهی را به دست آورد. حضرت رسول (ص) می فرمایند: «حقوق خداوند متعال بزرگتر از آن است که توسط بندگان ادا شود و نعمت های خداوند بیشتر از آن است که به شمارش آید»(۷) و حضرت علی(ع) می فرماید: «خداوند بر بندگان حقی قرار داده و آن این است که او را اطاعت کنند.»(۸) اگرچه حق خدا بزرگ است و قابل ادا نیست ولی ادای وظایف و اطاعت از خداوند متعال به نوعی ادای حق محسوب می شود. حجاب که امر خداست و شارع مقدس به عنوان یکی از احکام ضروری دین آن را واجب کرده است باید حفظ شود.

حفظ این واجب الهی اطاعت از اوست و اطاعت از او حقی است که بر بندگان نهاده است و هر انسان باورمندی باید تعبدا و نه فقط به خاطر مصالح عمومی و.. این حق و حد الهی را ادا کند. پس حکمت حجاب، سنجش میزان عبودیت واطاعت بندگان است. بانوان با حفظ حجاب می توانند اطاعت را که روح و پیام اصلی عبادات بشر است اثبات کنند و در زمره اطاعت کنندگان الهی قرار گیرند. بانوان به عنوان نیمی از جامعه اسلامی که در دامان خود انسان های پاک و برجسته می پرورانند، دارای حرمت واحترام ویژه ای می باشند. آنان معلمان عاطفه هستند و پیکره اجتماع، با محبت و تربیت آنها استوار خواهد ماند.

مفسران واندیشه گران بر این باور هستند که «قرآن کریم وقتی درباره حجاب سخن می گوید، می فرماید: حجاب عبارت است از یک نحوه احترام گذاردن و حرمت قائل شدن برای زن که نامحرمان او را از دید حیوانی ننگرند. در قرآن علت و فلسفه حجاب را چنین ذکر می کند که: ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین، یعنی برای اینکه شناخته نشوند و مورد اذیت واقع نگردند، چرا که آنان تجسم حرمت و عفاف جامعه هستند و حرمت دارند.»

با اندکی تدبر در آیات قرآن فلسفه حجاب را به گونه ای صریح می بینیم و می یابیم که احترام و حرمت زن، فلسفه حقیقی و یا یکی از فلسفه های حجاب است براستی اگر معرفت انسان به شریعت و تعالیم دینی بالا رفته و قرآن را که آئین نامه سعادت و کمال بشر است درک کند، به عظمت حجاب پی برده و می فهمد بدحجابی و بی حجابی ثمره عدم معرفت و شناخت حقیقی جایگاه زن در هستی است.

خداوند در آیه ۳۱ سوره نور حکم حجاب را به گونه ای صریح و آشکارا مطرح نموده و علاوه بر ظرافت های خاصی که در نوع پوشش زنان وجود دارد، اشخاص محرم را نیز ذکر می کند تا نامحرم ها بازشناسانده شوند و در پایان فلسفه پوشش بیان شده است که زینتها و زیبایی های زنان در مقابل نامحرم آشکار نشود، تا آنها مورد توجه نگاه های ناپاک قرار نگیرند و احترام آنان حفظ گردد. در آیه دیگر حرمت و شخصیت زن به عنوان فلسفه حجاب مطرح می شود: «ای پیامبر به زنان ودخترانت و زنان مومن بگو، پوشش خود را بر خود فرو پوشند.

این برای آنکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند.» (احزاب، آیه ۵۹) در این آیه زنان و دختران پیامبر و زنانی که همسر مردان مومن هستند از دیگر زنان جامعه آن روز جدا می شوند و حکم حجاب برای این زنان محترم آورده می شود. از ظاهر آیه می توان دریافت که حجاب به خاطر احترام و حرمت زنان بوده و مقام آنان به قدری والاست که باید از طریق حجاب شناخته شوند؛ مبادا مانند زنان کفار مورد اذیت و آزار قرار گیرند. این دسته از زنان به خاطر اعتقادات و باورهای دینی، دارای ارزش و مقامی افزون از دیگران هستند و حرمت آنها باید مورد شناسایی قرار گیرد.

آثار اجتماعی حجاب

هر عملی که افراد جامعه انجام می دهند، در نگاه کلان اثر مستقیم در اجتماع دارد زیرا از خانواده که واحد کوچک اجتماعی است جامعه تشکیل می شود و همان گونه که رفتار فرد در جامعه موثر است، اشخاص نیز از اجتماع و قوانین آن تاثیر می پذیرند. حجاب علاوه بر آثار شخصی و شخصیتی، دارای آثار اجتماعی است. جامعه ای که در آن بانوان باحفظ حدود وحقوق دیگران ظاهر می شوند و موجب تخریب روح و جسم همنوعان خود شده و محیط آرام وامنی را برای جوانان فراهم سازند، به سوی سعادت و سلامت روانی پیش خواهد رفت.

اگر زنان جامعه باحجاب باشند، هم مردان از نظر طهارت روح و جسم سالم می مانند و هم در جامعه، سلامت خانوادگی حفظ خواهد شد و محیط خانواده تحت تاثیر خودنمایی  های عده ای از زنان بدحجاب و بی حجاب قرار نمی گیرد و هم مراکز اجتماعی مثل اداره ها و بیمارستان ها و.. در کمال سلامت رفتاری خواهند بود و بزهکاری های اجتماعی به حداقل خواهد رسید.

حضرت امام خمینی(ره) در مورد فعالیت اجتماعی واشتغال زنان همیشه این نکته را بیان می کردند که: «فعالیت اجتماعی، سیاسی کنید ولی حدود شرعی از جمله رضایت همسر را رعایت کنید.»(۱۰) بسیاری از پرونده های ضداخلاقی از عدم رعایت حدود شرعی نشات گرفته است و آمار جنایی ذکر شده همواره زنگ خطری بوده که اندیشه گران تربیتی را نگران می ساخته است. یکی از آثار اجتماعی حجاب، حفظ اجتماع و سلامت اجتماعی خانواده است، بالا رفتن درصد طلاق در کشور ما زنده ترین شاهد این مطلب است.

از روزی که حجاب دچار تغییر و تحول شد و آزادی های تعریف نشده در جامعه ما پا گرفت، سطح طلاق به مقدار نگران کننده ای بالا رفته و میزان ازدواج رو به کاهش نهاده است و این جزء آثار اجتماعی بی حجابی است که جامعه را در درازمدت به ورطه هلاکت می رساند. البته آثار مثبت حجاب و پیامدهای منفی بی حجابی به اینجا ختم نمی شود.

وقتی که به صحنه تفکرات عالم نگاه می کنیم و بینش اسلام را مشاهده می نماییم، به روشنی در می یابیم که جامعه بشری هنگامی خواهد توانست نسبت به مسئله زن و رابطه زن و مرد، سلامت و کمال مطلوب خود را پیدا کند که دیدگاه های اسلام را بدون کم و زیاد و بدون افراط وتفریط درک کند و کوشش نماید آن را ارائه کند. اسلام می خواهد که رشد فکری، اجتماعی، سیاسی، علمی و بالاتر از همه فضیلتی و معنوی زنان به حد اعلا برسد و وجودشان برای جامعه و خانواده بشری حداعلای فایده و ثمره را داشته باشد. همه تعالیم اسلام از جمله مسئله حجاب، بر این اساس است. مسئله حجاب به معنی منزوی کردن زن نیست. مسئله حجاب به معنای جلوگیری از اختلاط و آمیزش بی قید و شرط زن ومرد در جامعه است. این اختلاط به ضرر جامعه و به ضرر زن و مرد و بخصوص به ضرر زن است. حجاب به هیچ وجه مزاحم و مانع فعالیت های سیاسی، اجتماعی وعلمی نیست.

 

دانلود مقاله درباره گفتار درمانی

گفتاردرمانی

گفتاردرمانی یا آسیب شناسی گفتار و زبان رشته ای از علوم توانبخشی است که توسط یک متخصص بالینی بنام گفتار درمانگر یا آسیب شناس گفتار و زبان (SLP) به بررسی، تشخیص و درمان اختلالات ارتباطی، اختلالات درکی، اختلالات صوت و مشکلات بلع می پردازد.

یک تصور غلط و رایج این است که گفتار درمانی را شاخه ای از روانشناسی می دانند که با صحبت کردن با مردم به اصلاح اختلالات رفتاری می پردازد. عده ای زیادی از مردم این رشته را محدود به اصلاح کردن اختلالات تلفظ می دانند (مثلاً فردی که توانایی تلفظ حرف ر را ندارد ) .

در حقیقت گفتار درمانی با حوزه گسترده ای از موضوعات گفتار(تکلم)،زبان،بلع،صوت و ارتباط درگیرمیشود برخی شامل :

مشکلات پیداکردن کلمات : می تواند تحت تاثیر مشکلات خاص زبان مثل تاخیر زبانی یا تحت تأثیر مشکلات عمومی مثل مشکلات مغزی باشد .

مشکلات ارتباط اجتماعی : اینکه  افراد چگونه افکار و نظرات خود را منتقل کنند .

نقص ساختاری زبان : مشکلات ساخت جمله ، که می تواند از نظر معنایی یا دستوری دارای ایراد باشد .

مشکلات خواندن و نوشتن (سواد) : که وابسته به آوانگاری (ارتباط حروف و صداها ) معنایی (ارتباط کلمات و معانی) ها یا فهمیدن معنا و مفهوم متن ها

مشکلات صوت : صداهای گوش خراش و صداهای خیلی نازکی یا اختلالات صوتی که روی ارتباط اجتماعی فرد تاثیر بگذارد .

مشکلات ادراکی (مثل ترجمه حافظه عملکرد اجرایی) : در حوزه ای که روی ارتباط فرد تاثیرگذار باشد .

 برنامه های گفتار درمانی

ملانی پوتوک (Melanie Potock) متخصص آسیب شناسی زبان و گفتار می گوید: آسیب شناسان زبان و گفتار نه تنها مشکلات بیان، زبان و درک را ارزیابی و حل می کنند، بلکه برخی از آنها روی بلع و غداخورن هم تمرکز دارند. او معتقد است بسیاری از کودکانی که به سختی حرف می زنند مشکلاتی در غذاخوردن هم دارند. درست است که اولین موردی که به ذهن می آید کودکان با نیازهای خاص هستند، ولی مشکلات صحبت کردن و غذا خوردن در سایر کودکان نیز مشهود است. هر دو عمل حرف زدن و بلعیدن جنبه های حرکتی بسیار ظریف زبان، فک و لبها را در هماهنگی کامل یا یکدیگر درگیر می کنند که همیشه هم کار خیلی راحتی نیست!

ممکن است متخصصان برای این کار از اسباب بازی های فوت کردنی و سوت ها استفاده کنند و از کودکان بخواهند تا مسابقه ی “پنبه فوت کنی” بگذارند و به این صورت ماهیچه های مورد استفاده در حرف  زدن و غذا خوردن را تقویت کنند. نی های رنگی، مسواک های موزیکال و حلقه های حباب ساز، استراتژی های سرگرم کننده ی دیگری هستند که به کودکان کمک می کنند تا حس های مختلف را در دهان شان تحمل کنند.

آموزش کاربرد زبان

آسیب شناسان زبان و گفتار با کودکانی کار می کنند که در درک نشانه های اجتماعی، فهمیدن دیگران، و استفاده از کلمات و زبان بدن برای برقراری ارتباط کارآمد و پیدا کردن دوست، دچار مشکل هستند. میشل گارسیا وینر (Michelle Garcia Winner) و دکتر پاملا جی کروک (Pamela J Crooke) آسیب شناسان گفتار و زبان و از نویسندگان کتاب «Socially Curious and Curiously Social» معتقد ند: بخش کاربردی زبان و ارتباط شامل مسائل مربوط به ارتباط اجتماعی است، زبان اجتماعی هم یکی از این مسائل است، ولی تنها مسئله ی این بخش نیست. دریافت اطلاعات اجتماعی برای فرآوری کردن و پاسخ دادن به نشانه های غیر کلامی که از پس زمینه ی گفت وگو، مردم و زبان آنها به دست می آیند، برای دانش آموزانی که مشکلاتِ یادگیری اجتماعی دارند، واقعا مشکل است. این مسائل شامل طیف بیماری اوتیسم، ناتوانی در یادگیریِ غیرکلامی، اختلالِ زبان کلامی،اختلال بیش فعالی، کمبود تمرکز و غیره می شوند. این دانش آموزان می توانند تحت درمانی به نام تفکر اجتماعی قرار بگیرند که به آنها رابطه ی بین طرز تفکر و رفتار و طرز عکس العمل دیگران را می آموزد.

اهمیت و ضرورت علم گفتار درمانی

یکی از ضروری ترین نیازهای زندگی روزمره انسان، " ارتباط " داشتن با دیگران و انتقال خواسته ها، علایق، مشکلات و درونگریهای خود به آنهاست.گفتار را می توان نظامی قراردادی دانست که به منظور ارتباط بین انسانها به کار میرود و از یک پشتوانه درکی و شناختی (زبان) برخوردار است. هر چند نوشته ها، اشارات، نشانه ها، حالات چهره و ... همگی راههای مختلف انتقال اندیشه ها و خواسته های فرد می باشند ، ولی گفتار اصلی ترین وسیله ارتباطی انسان است.

امروزه پدر و مادران با کسب آگاهی های لازم توانسته اند با مشکل گفتاری کودک خود آشنا شده و به موقع، راه های پیش گیری از آن را جست و جو و اقدام به گفتار درمانی نمایند.در گذشته علم «گفتاردرمانی»، نقش کم رنگی در جامعه ایفا می کرد و به دلیل سطح آگاهی پایین خانواده ها، اغلب کودکان با مشکل گفتاری، بدون درمان می ماندند و در دوران نوجوانی و بزرگسالی، مشکلاتی در زندگی اجتماعی خود پیدا می کردند. گوشه گیری، از جمع گریزان بودن و تمسخر اطرافیان و همسالان موجب می شد آنان از پیشرفت های تحصیلی و اجتماعی به دور باشند. امروزه متخصصان «گفتار درمانی» توانسته اند این مشکل را به راحتی حل نموده و دغدغه و نگرانی را از خانواده ها دور سازند.

 می دانیم که زبان، وسیله ای برای ابراز عواطف و احساسات و ارتباط افکار و اندیشه هاست که اگر وجود نداشت یا نمی توانست کارآیی خود را به معرض نمایش بگذارد، انتظار می رفت بسیاری از فعالیت های روزمره ی زندگی، به کندی پیش رود و ارتباطات نتواند تداوم یابد.در مبحث رشد،اگر محدودیتی در یکی از سیستم های رشدی کودک ایجاد شود،خسارت جبران ناپذیری در انتظار کودک است.در تمام شاخه های رشدی باید هماهنگی و توازن بدون محدودیتی وجود داشته باشد.اختلال در هر مورد رشدی ( حرکتی، شناختی، گفتاری، بینایی، جسمی و...) پیشرفت های کودک را دچار بحران می کند و استقلال از او سلب گشته و نیازمندی به دیگران،جایگزین آن می گردد،در حالی که استقلال، توانایی های کودک را افزایش داده و موجب می شود که او در روابط اجتماعی با هم نوعان خویش بتواند نقش های کلیدی را به دست آورد.

در علم «گفتار درمانی»، دلایل زیادی را در تأخیر رشد گفتار و زبان بر شمرده اند؛ مانند عقب افتادگی ذهنی، مشکلات عاطفی و روانی، مشکلات جسمی، مغزی و محیطی که هر کدام به نوبه ی خود می تواند نقش مخربی را در کلام و زبان ایجاد کند.

یکی از عمده ترین اختلالات گفتاری، عقب ماندگی ذهنی است که خود می تواند پایه گذار بسیاری از اختلالات دیگر باشد. در بحث مشکل جسمی باید به نقیصه های کم شنوایی و ناشنوایی، کم بینایی یا نابینایی اشاره کرد. در سیستم شنیداری، بیان گفتار از طریق شنیدن حاصل می شود که چنان چه اختلالی در این قسمت به وجود آید، تأخیر در رشد زبان و گفتار، قابل مشاهده است.

کودکانی که از سلامت فیزیکی و عاطفی برخوردارند، در تکلم، استقلال یافته تر از کودکانی اند که در خانواده های پر تنش زندگی می کنند. در این خانواده ها رشد حسی و حرکتی، با محدودیت پیش می رود زیرا زبان، نیاز به یک هماهنگی عصبی دارد و تأخیر در مهارت های حسی و حرکتی، رشد گفتار را کُند و با مشکل روبه رو می سازد.

در عملکرد گفتار، نقش هوش طبیعی را نباید نادیده گرفت؛ هوش می تواند شناخت نمادها را به همراه داشته باشد تا فرد، از دیگر عملکردهای شناختی هم چون توجه کردن، شناسایی و ایجاد ارتباط و ذخیره ی آن در حافظه بهره گیرد.

ارزیابی و مطالعه دقیق اختلالات گفتار و زبان یا اختلالات ارتباطی و همچنین نوتوانی و بازتوانی، اختیارات متخصصین گفتار درمانگر است.

مادر،الگویی مناسب و مثبت در راستای رشد گفتار کودک است که این ارتباط عاطفی نباید خدشه دار شود و خلل و انحرافی در آن شکل گیرد. باید توجه داشت که رشد زبان از لحاظ جنسیتی در دختران، زودتر و بیش تر از پسران آغاز می شود؛ به خصوص در خانواده های تک فرزندی که توجه زیادی به آموزش زبان فرزند می شود.

کودکان علاقه ی زیاد به عضو شدن در گروه همسالان خود دارند و تلاش زیادی در این جهت، انجام می دهند تا بر رشد و پیشرفت گفتار خود بیفزایند؛ در واقع انگیزه  صحبت کردن در گروه های هم سن، افزایش می یابد و به طور دسته جمعی به تماشای تلویزیون و یا نقاشی و نوشتن می پردازند.

 مشکلات گفتاری را می توان در مرز بین 12 تا 24 ماهگی مشاهده کرد. در این سن، کودک به جای گفتار باید بتواند از علم اشاره به خوبی بهره ببرد مانند (بای بای یا بَه بَه) و در تقلید صداها مشکلی نداشته باشد مانند تقلید صدای یک حیوان، جیغ زدن و...

زمانی که سن کودک از 2 سالگی فراتر رفت، باید بتواند صداها و لغاتی را بیان کند و فقط مختص یک صدا یا لغت – آن هم تکراری – نباشد. در صحبت کردن، خانواده ها باید به تُن صدا و گرفتگی آن توجه داشته باشند. کودکانی که در این سن، در انجام کارهای ساده، با مشکل مواجه می شوند، جملات را به طور کامل بیان نمی کنند و فقط از کلمات محدود استفاده می نمایند و به طور کلی در فهمیدن و درک مطالب مشکل دارند،در معرض خطر قرار دارند و به منظور پیش گیری از مشکلات گفتاری باید توجه بیش تری به آنان نمود.در چنین شرایطی است که اگر والدین متوجه مشکلات خاصی در روند گفتاری فرزند خود بشوند حتما باید از کمک تخصصی یک گفتار درمانگر بهره برده و مشاوره لازم را داشته باشند.

 

دانلود مقاله درباره روش های جهت یابی

جهت یابی، یافتن جهت های جغرافیایی است. جهت یابی در بسیاری از موارد کاربرد دارد. برای نمونه وقتی در کوهستان، جنگل، دشت یا بیابان گم شده باشید، با دانستن جهت های جغرافیایی، می توانید به مکان مورد نظرتان برسید. یکی از استفاده های مسلمانان از جهت یابی، یافتن قبله برای نماز خواندن و ذبح حیوانات است. کوهنوردان، نظامیان، جنگل بانان و… هم به دانستن روش های جهت یابی نیازمندند.

هرچند امروزه با وسایلی مانند قطب نما یا سامانه موقعیت یاب جهانی (جی پی اس) می توان به راحتی و با دقت بسیار زیاد جهت جغرافیایی را مشخص کرد، در نبود ابزار، دانستن روش های دیگر جهت یابی مفید و کاراست.

جهت های اصلی و فرعی

اگر رو به شمال بایستیم، سمت راست مشرق (شرق، شرق)، سمت چپ مغرب (غرب، غرب) و پشت سر جنوب است. این چهار جهت را جهت های اصلی می نامند. بین هر دو جهت اصلی یک جهت فرعی وجود دارد. مثلاً نیمساز جهت های شمال و شرق، جهت شمالِ شرقی (شمالِ شرق) را مشخص می کند.

با دانستن یکی از جهت ها، بقیه جهت ها را می توان به سادگی مشخص نمود. مثلاً اگر به سوی شمال ایستاده باشید، دست راست شما شرق، دست چپ شما غرب، و پشت سر شما جنوب است.

روش های جهت یابی

برخی روش های جهت یابی مخصوص روز، و برخی ویژه شب اند. برخی روش ها هم در همه مواقع کارا هستند. توجه شود که:

بسیاری از این روش ها کاملاً دقیق نیستند و صرفاً جهت های اصلی را به صورت تقریبی مشخص می کنند. برای جهت های دقیق باید از قطب نما استفاده کرد، و میل مغناطیسی و انحراف مغناطیسی آن را هم در نظر داشت.

آنچه گفته می شود اکثراً مربوط به نیمکره شمالی است؛ به طور دقیق تر، بالای ۲۳٫۵ درجه (بالای مدار رأس السرطان). در نیم کره جنوبی در برخی روش ها ممکن است جهت شمال و جنوب برعکس آنچه گفته می شود باشد.

 روش های جهت یابی در روز

جهت یابی به کمک موقعیت خورشید در آسمان

۱- خورشید صبح تقریباً از سمت شرق طلوع می کند، و شب تقریباً در سمت غرب غروب می کند.

این مطلب فقط در اول بهار و پاییز صحیح است؛ یعنی در اولین روز بهار و پاییز خورشید دقیقاً از شرق طلوع و در غرب غروب می کند، ولی در زمان های دیگر، محل طلوع و غروب خورشید نسبت به مشرق و مغرب مقداری انحراف دارد. در تابستان طلوع و غروب خورشید شمالی تر از شرق و غرب است، و در زمستان جنوبی تر از شرق و غرب می باشد. در اول تابستان و زمستان، محل طلوع و غروب خورشید حداقل حدود ۲۳٫۵ درجه با محل دقیق شرق و غرب فاصله دارد، که این خطا به هیچ وجه قابل چشم پوشی نیست. در واقع از آن جا که موقعیت دقیق خورشید با توجه به فصل و عرض جغرافیایی متغیر است، این روش نسبتاً غیردقیق است.

۲- در نیمکره شمالی زمین، در زمان ظهر شرعی خورشید همیشه دقیقاً در جهت جنوب است و سایه اجسام رو به شمال می افتد.

ظهر شرعی یا ظهر نجومی، دقیقاً هنگامی است که خورشید به بالاترین نقطه خود در آسمان می رسد. در این زمان، سایه شاخص به حداقل خود در روز می رسد، و پس از آن دوباره افزایش می یابد؛ همان زمان اذان ظهر.

برای دانستن زمان ظهر شرعی می توان به روزنامه ها مراجعه کرد یا منتظر صدای اذان ظهر شد. ظهر شرعی حدوداً نیمه بین طلوع آفتاب و غروب آفتاب است.

۳- حرکت خورشید از شرق به غرب است؛ و این هم می تواند روشی برای یافتن جهت های جغرافیایی باشد.

 جهت یابی با سایه چوب (شاخص)

شاخص، چوب یا میله ای صاف و راست است (مثلاً شاخه نسبتاً صافی از یک درخت به طول مثلاً یک متر) که به طور عمودی در زمینی مسطح و هموار و افقی (تراز و میزان) فرو شده است.

روش اول: نوک (انتهای) سایه شاخص روی زمین را [مثلاً با یک سنگ] علامت گذاری می کنیم. مدتی (مثلاً ده-بیست دقیقه بعد، یا بیشتر) صبر می کنیم تا نوک سایه چند سانتیمتر جابه جا شود. حال محل جدید سایه شاخص (که تغییر مکان داده است) را علامت گذاری می نماییم. حال اگر این دو نقطه را با خطی به هم وصل کنیم، جهت شرق-غرب را مشخص می کند. نقطه علامت گذاری اول سمت غرب، و نقطه دوم سمت شرق را نشان می دهد. یعنی اگر طوری بایستیم که پای چپ مان را روی نقطه اول و پای راستمان را روی نقطه دوم بگذاریم، روبروی مان شمال را نشان می دهد، و رو به خورشید (پشت سرمان) جنوب است.

از آن جا که جهت ظاهری حرکت خورشید در آسمان از شرق به غرب است، جهت حرکت سایه خورشید بر روی زمین از غرب به شرق خواهد بود. یعنی در نیم کره شمالی سایه ها ساعتگرد می چرخند.

هر چه از استوا دورتر بشویم، از دقت پاسخ در این روش کاسته می شود. یعنی در مناطق قطبی (عرض جغرافیایی بالاتر از ۶۰ درجه) استفاده از آن توصیه نمی شود.

در شب های مهتابی هم از این روش می توان استفاده کرد: به جای خورشید از ماه استفاده کنید.

روش دوم (دقیق تر): محل سایه شاخص را زمانی پیش از ظهر علامت گذاری می کنیم. دایره یا کمانی به مرکز محل شاخص و به شعاع محل علامت گذاری شده می کشیم. سایه به تدریج که به سمت شرق می رود کوتاه تر می شود، در ظهر به کوتاه ترین اندازه اش می رسد، و بعداز ظهر به تدریج بلندتر می گردد. هر گاه بعد از ظهر سایه شاخص از روی کمان گذشت (یعنی سایه شاخص هم اندازه پیش از ظهرش شد) آن جا را به عنوان نقطه دوم علامت گذاری می کنیم. مانند روش پیشین، این نقطه سمت شرق و نقطه پیشین سمت غرب را نشان می دهد.

در واقع هر دو نقطه سایه هم فاصله از شاخص، امتداد شرق-غرب را مشخص می کنند.

با این که روش پیشین نسبتاً دقیق است، این روش دقیق تر است؛ البته وقت بیشتری برای آن لازم است.

برای کشیدن کمان مثلاً طنابی (مانند بند کفش، نخ دندان) را انتخاب کنید. یک طرف طناب را به شاخص ببندید، و طرف دیگرش را به یک جسم تیز؛ به شکلی که وقتی طناب را می کشید دقیقاً به محل علامت گذاری شده برسد. نیم دایره ای روی زمین با جسم تیز رسم کنید.

وقتی سایه شاخص به حداقل اندازه خود می رسد (در ظهر شرعی)، این سایه سمت جنوب را نشان می دهد (بالای ۲۳٫۵ درجه).

جهت یابی با ساعت عقربه دار

ساعت مچی معمولی (آنالوگ، عقربه ای) را به حالت افقی طوری در کف دست نگه می داریم که عقربه ساعت شمار به سمت خورشید اشاره کند. در این حالت، نیمسازِ زاویه ای که عقربه ساعت شمار با عدد ۱۲ ساعت می سازد (زاویه کوچک تر، نه بزرگ تر)، جهت جنوب را نشان می دهد. یعنی مثلاً اگر چوب کبریتی را [به طور افقی] در نیمه راه میان عقربه ساعت شمار و عدد ۱۲ ساعت قرار دهید، به طور شمالی-جنوبی قرار گرفته است.

 

دانلود مقاله درباره ازدواج سفید

منظور از ازدواج سفید زندگی مشترک زن و مرد بدون ازداوج رسمی است. یعنی به گونه ای که زن و مرد بدون اینکه خطبه عقد یا صیغه بینشان جاری شود برای زندگی زیر یک سقف می روند.

ازدواج سفید چیست؟

هم خانگی بدون ازدواج یا ازدواج سفید (Cohabitation) پدیده ای است که دختر و پسر به عنوان هم خانه با یکدیگر زندگی می کنند، بی آنکه میان آن ها پیوند رسمی ازدواج و رابطه زن و شوهری باشد. این روزها هشدارهایی در خصوص رواج مخفیانه ازدواج سفید در كشورمان می شنویم. اتفاقی كه نه از نظر سنت و نه از نظر شرع برای خانواده های اصیل ایرانی پذیرفتنی نیست.

در دنیای غرب، با توجه به تغییر سبک زندگی و در کنار آن، افزایش فشارهای اقتصادی، به طور کلی میل به ازدواج شرعی و رسمی کاهش یافته و روابط، بیشتر بر پایه ارضای غرایز و آزمایش گونه شکل می گیرد.

تاریخچه و فراگیری ازدواج سفید

این نوع از زندگی که به زندگی زناشویی بدون ازدواج نیز معروف است، یک شیوه جایگزین در غرب است که در بیشتر کشورهای اروپایی و آمریکایی رواج دارد. در این نوع رابطه دختر و پسر بدون هیچ توافق رسمی و مشخصی رابطه را شروع می کنند.

آمارها در دیگر کشورها حاکی از آن است که روابط هم خانگی امروزه در سراسر اروپا و آمریکا، به خصوص در میان نسل های جوان تر، به طور چشم گیری در حال پذیرش و افزایش است؛ به طور مثال در آمریکا در دهه 1970، نزدیک به 400 هزار زوج در قالب الگوهای هم خانگی زندگی می کردند. این در حالی است که بر طبق آمارهای سال 2010 بیش از 7 میلیون زوج ( 14 میلیون نفر) در آمریکا در قالب هم خانگی با یکدیگر زندگی می کنند.

نتایج تحقیقات نشان می دهد بیش از نیمی از زنانی که در آمریکا ازدواج کرده اند، پیش از آن رابطه هم خانگی را با همسر فعلی خود تجربه کرده بودند. با گسترش هم خانگی «تعداد ازدواج ها» کاهش چشم گیری یافته، چراکه هم خانگی به شکل رقیبی جدی در مقابل ازدواج قد علم کرده است.

در بسیاری از کشورها ازدواج در حال تضعیف و هم خانگی در حال تقویت است؛ برای مثال شاخص ها در کانادا کاهش شدید میزان ازدواج در چند دهه اخیر را نشان می دهند. در این کشور، میزان ازدواج زنان تا 50 سالگی، از بالای 95 درصد در سال 1965 به کمتر از شصت درصد در سال 2003 رسیده است. در مقابل، میزان هم خانگی در کانادا رشدی 300 درصدی را نشان می دهد و از 15 درصد در اواخر دهه 1960 به نزدیک 50 درصد در سال 2000 رسیده است. این تغییرات به آمریکای شمالی و اقیانوسیه محدود نمانده و اروپا نیز روندهای مشابهی از آن را تجربه کرده است. هم خانگی در اروپا پدیده جدیدی نیست و قبل از انقلاب جنسی دهه 1960 نیز به علل گوناگون در برخی جوامع اروپایی یافت می شد. البته در آن زمان عملی غیرقانونی، مشمول مجازات و نادر بود.

مراحل ازدواج سفید

این پدیده نوظهور اجتماعی پنج مرحله دارد که عبارت اند از:

الف) مرحله آشنایی

در این مرحله دختر و پسر در خیابان و یا در مکان های دیگر با یکدیگر آشنا می شوند، سپس به افشا وضعیت خود می پردازند و دردها و محرومیت ها و طرد شدن های مکرر خود را با یکدیگر در میان می گذارند. در بیشتر موارد طرفین خود را غوطه ور در مشکلات و بدبختی ها معرفی می کنند تا حس ترحم و دلسوزی دیگران را تحریک کنند.

 

ب) مرحله عاشق شدن

پس از آنکه دو طرف از دردهای بی شمار، محنت های فراوان و مصائب پر تعداد خود گفتند، بیش از پیش به یکدیگر نزدیک می شوند. این نزدیکی منجر به ایجاد علقه و ارتباط محبت آمیز می شود؛ البته نه عشقی که موجب تعالی و رشد می گردد، بلکه عشقی که به جهت جبران محرومیت های گذشته است.

ج) مرحله به هم پیوستن

پس از آنکه طرفین احساس کردند یکدیگر را می فهمند تصمیم به با هم زیستن می گیرند؛ لیکن چون به صورت کامل اجتماعی نشده اند و وجدان اخلاقی (سوپر ایگو) قوی ندارند، برای با هم زیستن راه کج روانه و ناهنجار را پیش می گیرند.

د) مرحله بروز تعارض و تنش

به وضوح می توان پیش بینی کرد افرادی که تن به این رابطه می دهند، دنیایی سرشار از تعارض، درگیری و مسائل حل نشده دارند. به همین جهت، دیری نمی پاید که عشق و عاطفه اولیه به تمامی رنگ می بازد و جای خود را به نفرت و کینه و خود سرزنش گری می دهد.

ه) مرحله خاتمه زیست مشترک و احساس شرمساری

زیست سیاه مشترک دیری نمی پاید؛ چراکه به گونه ای ناهنجار شکل گرفته است. با پیدا شدن تعارض ها دو طرف قادر به بهره گیری از ساز و کارهای منطقی و عقلانی برای از میان راندن تعارض های پدید آمده و اختلافات ظاهر شده نیستند. در نتیجه به این رابطه خاتمه می دهند و چیزی جز احساس شرم و شکست برای طرفین، خصوصاً برای زن، باقی نمی ماند.

علل گرایش به ازدواج سپید

دلیل اصلی ظهور پدیده ازدواج سفید نبود مسئولیت پذیری حداقل در یک طرف از رابطه است و در چنین روابطی افراد مسئولیت عملکرد خود را برعهده نمی گیرند. چنین عاملی می تواند در تداوم زندگی مشترک تاثیر بسیار زیادی داشته باشد این در حالی است که اکنون فضای ازدواج مناسب نیست و افراد به علت مشکلاتی مانند مسائل اقتصادی تمایل به ازدواج و رفتن زیر یک سقف را ندارند.

این نوع ازدواج ها بیشتر در کجای ایران رواج پیدا کرده است؟

ازدواج سفید معمولا در شهرهای بزرگ وجود دارد. در شهرهای کوچک و روستاها به علت کوچک بودن محیط زندگی و شناخت همدیگر اهالی، کمتر شاهد چنین ازدواج هایی هستیم ولی متاسفانه این نوع ازدواج به شهرهای کوچک هم تا حدودی رسوخ کرده است.

چه کسانی بیشتر در معرض خطر هستند؟

دخترانی که از شهرستان ها به کلان شهرها مهاجرت کرده اند و دختران ساکن شهرهای بزرگ در معرض این آسیب اجتماعی قرار دارند. شیوع این نوع ازدواج ها بیشتر در دختران و پسرانی است که زود به بلوغ می رسند اما امکان ازدواج شان تا بالای بیست سالگی وجود ندارد.

بیشترین آسیب را در ازدواج سفید چه کسانی می بینند؟

در این نوع ازدواج ها بیشترین آسیب را دختران می بینند تا پسران، زیرا هیچ خانواده و پسری نمی پذیرد با این دخترها ازدواج کند، بنابراین این دسته از دختران همیشه دلهره ی آشکارشدن ازدواج و زندگی مشترک بدون قوانین و مشروعیت را دارند.

چه تفاوتی بین ازدواج سفید و ازدواج رسمی وجود دارد

بین این دسته افراد و افرادی که ازدواج رسمی می کنند، تفاوت زیادی وجوددارد. هیچ حمایت قانونی برای این افراد وجود ندارد ولی برای کسانی که به صورت رسمی ازدواج کرده اند، قوانین حمایتی بسیاری وجود دارد. در این سبک ازدواج ها که نوعی رابطه ی ازاد و بدون قید و شرط است، اگر فرزندی متولد شود، هیچ قانون حمایتی و حق و حقوقی برای حمایت و سرپرستی این نوع فرزندان و چنین مادرانی وجود ندارد.

دانلود مقاله درباره کاشی و سرامیک

طبق تعاریف قدیم، یک فرآورده سرامیکی محصولی است از دوغاب (مخلوطی از خاک و آب) که در یک محیط گرم و خشک و در نهایت در آتش سخت می گردد.

مطابق تعاریف جدید سرامیک ها عبارتند از اشیاء جامدی که اجزاء اصلی تشکیل دهنده آنها مواد معدنی غیر فلزی بوده که ابتدا شکل گرفته و سپس در حرارت سخت می گردند.

 کشور ایران با تاریخ و تمدن کهن در هنر و صنعت و برخورداری از ذخایر متنابهی از مواد اولیه از دیر باز با عنوان بستری مناسب برای صنعت کاشی و سرامیک مطرح بوده است. تولید کاشی سرامیکی در این سرزمین از مراحل بسیار اولیه و با روشهای ابتدایی از حدود ۱۲۵۰ سال قبل از میلاد مسیح با تولید انواع آجرهای لعابدار، کاشی های تزیینی و مینا آغاز شده است.

سرامیک ها در چهار خانواده بزرگ به شرح زیر طبقه بندی می شود

:: فرآورده های ویژه و سرامیک های تکنیکی

:: دیر گدازها

:: فرآورده های زمخت

:: فرآورده های ظریف

خانواده فرآورده های ظریف به چهار دسته زیر تقسیم می شوند

:: ظروف خانگی

:: سرامیک های بهداشتی

:: کاشی ها

:: مقرء ها و عایق های الکتریکی

 دستگاه های درگیر در فرآیند تولید: ( اصلی)

1-سنگ شکن

2-باکسفیدر

3-بالمیل دوغاب و لعاب

4-اسپری درایر

5-دستگاه پرس

6-کوره های رولری و تونلی

7-خط لعاب و دکور زنی

8-بسته بندی و درجه بندی

به طور خلاصه پروسه تولید کاشی را در شماتیک زیر مشاهده می نمایید :

آماده سازی مواد اولیه بدنه کاشی ها

مواد اولیه عمده بدنه کاشی ها خاک های مختلفی است که از معادن کشور تأمین می شود.

به طور کلی این مواد شامل سه دسته زیر می باشند که بر اساس نقش آنها در بدنه طبقه بندی گردیده اند:

:: مواد اولیه پلاستیک

:: پر کننده ها (فیلرها Fillers)

:: کمک ذوبها یا گداز آورها (Fluxes)

مواد پلاستیک

رس ها مهم ترین، پر مصرفترین و قدیمیترین مواد اولیه در صنعت سرامیک می باشند و اصولاً صنعت سرامیک حیات خود را مدیون رس می باشد. اصطلاح رس به کلیه خاکهائی اطلاق می شود که دارای خاصیت پلاستیسیته می باشند و خاصیت پلاستیسیته به صورت زیر تعریف می شود:

خاصیتی است که یک ماده را قادر می سازد تا در اثر یک نیروی خارجی بدون شکست و گسستگی تغیر شکل داده و بعد از حذف یا کاهش نیرو همچنان حالت خود را حفظ نماید. خاک رس به خاکی گفته می شود که بخش عمده آن کانی های رسی می باشند. کانی های رسی از تجزیه و هوازدگی سنگ های آذرین (سنگ هایی حاصل از انجماد ماگما) مثل گرانیت، پگماتیت گرانیت و... به وجود می آیند. گرانیت ها از سه کانی میکا، کوارتز و فلدسپات با نسبت های تقریباً برابر تشکیل شده اند. در بین این سه کانی، فلدسپات در برابر آب و هوازدگی از همه ضعیف تر و ناپایدارتر بوده و پس از میلیون ها سال به کانی های رسی تبدیل می شود.

بنابراین در خاک های رسی علاوه بر کانی رسی، کانی های کوارتز و میکا و حتی فلدسپات به مقدار زیادی وجود دارد و هر چند میزان کانی های رسی بیشتر باشد خواصی نظیر پلاستیسیته در حد بالاتری قرار خواهد داشت.

مینرالهای (Minerals) رسی را بر اساس ساختمان مینرالی به گروه های مختلفی تقسیم بندی می کنند که از بحث ما خارج می باشد اما جهت یاد آوری مهم ترین کانی های رسی مصرفی در این صنعت شامل کائولیت ها، مونت موری لونیت ها، ایلیتها، لوئیزیتها و... می باشند.

اما دلایل عمده استفاده از رس ها در این صنعت به شرح زیر می باشد:

به علت وجود بنیان های مولکولی Sio2,Al203 در ساختمان رس ها بعد از پخت فازهای بسیار سخت سیلیکاتی را تولید نموده و موجب افزایش مقاومت در محصولات می گردند. کانی های رسی با سختی تقریباً یک موجب ورود این بنیان ها در فرمول بدنه می گردند. در حالی که اگر بخواهیم همین مواد را به طور خالص که بنام کوارتز و کراندم با سختی به ترتیب 7 و 9 می باشند در فرمول وارد کنیم سایش آنها تقریباً غیر ممکن و بسیار هزینه بر خواهد بود.

بنابراین هزینه خریداری رس ها بسیار پایین تر از مواد دیگر است.

در بین کانی های موجود در طبیعت رس ها بسیار ریز دانه ترند و گاهاً میلیون ها برابر کوچک ترند و از طرفی به واسطه شکل لایه ای موجب ایجاد یک دوغاب هموژن می گردند که زمان ته نشینی آن بسیار طولانی است در حالی که مواد دیگر چنین خاصیتی را ندارند.

رس ها به واسطه خاصیت پلاستیسیته موجبات شکل پذیری آسان تر محصول را فراهم می آورند و از طرفی به واسطه چسبندگی بالایی که دارند می توانند باعث افزایش استحکام خام و خشک و کاهش ضایعات گردند و این امکان را فراهم آورند که بر روی محصول دکورها و چاپ های مختلف اعمال گردد.

هنگامي يك نرم افزار كاربردي موفق قلمداد مي گردد كه تمام نيارمندي هاي كاربرانش را برطرف سازد و اين بدان معناست كه مدت زماني طولاني بدون عيب و نقص كاركرده يا اصلاح و حتي اعمال تغييرات در آن ساده باشد و بتواند و بايد بتواند كه امور را به گونه اي مناسب تر تغيير دهد. اما وقتي نرم افزاري با موفقيت همراه نيست،‌يعني كاربر از آن ناراضي است،‌مستعد خطاست،‌تغيير آن مشكل است،‌حتي كاركردن با آن سخت و طاقت فرساست.

رخداد هر اتفاق نامطلوب، ممكن است. از اينرو ما همگي مي خواهيم نرم افزاري بسازيم كه بهتر عمل كند و از اتفاقات بدي كه در سايه فعاليت هاي شكست خورده،‌كمين كرده اند،‌بپرهيزد. موفقيت در طراحي و ساخت نرم افزار نياز به انضباط و نظم دارد و البته رهيافتي مهندسي.

گرچه مديران و متخصصان نياز به رهيافتي منظم تر را تشخيص داده اند،‌اما در خصوص كاربرد رهيافت ها نيز به بحث و جدل مشغولند.

هنوز نيز بسياري از افراد و شركت ها نرم افزار را به طور آشفته و نامنظم توليد مي كنند. هرچند سيستم هايي مي سازند كه خدماتي به اكثر فناوري هاي پيشرفته امروزي ارائه مي كنند. بسياري از افراد حرفه اي و دانشجويان از روش هاي مدرن اطلاعي ندارند و در نتيجه كيفيت نرم افزار توليد شده ما دچار نقيصه شده و اتفاقات بدي روي مي دهد.[1]

 توليد نرم افزارهای کاربردی روزبه روزگسترش می يابد و لزوم بکارگيری روش ها و اصول مهندسی نرم افزار در مراحل توسعه ، مديريت و پشتيبانی آنها بيشتر نمود پيدا می کند . کيفيت نرم افزار (Software Quality) شاخص حياتی برای توليد نرم افزار های با کيفيت بالاست که ضمن بالا بردن بهره وری در توليد نرم افزار ها ، به ايجاد نرم افزار های قدرتمند و شکست ناپذير منجر می گردد . همانطور که شاهديم در سال های اخير نگاه علمی به مقوله اقتصاد ، معادلات حاکم بر روابط اقتصادی و تجارت سنتی را تحت تاثير قرار داده و راهبرد توسعه اقتصادی متکی به توسعه صنعتی ، جای خود را به توسعه اقتصادی بر مبنای توسعه علمی داده است . به گونه ای که در اقتصاد دانش محور ، توسعه علم و فن آوری بويژه فن آوری اطلاعات و ارتباطات (IT) به عنوان شيوه ای مطمئن و قدرتمند برای توليد ثروت و توسعه اقتصادی شناخته می شود .در اين بين و با الگو برداری از پيشتازان عرصه توليد نرم افزار همچون کشور های هند و ايرلند و شيوه های بکار رفته توسط ايشان در توسعه اقصادی مبتنی بر نرم افزار، متوجه خواهيم شد که در پس همه اين طرح ها و موفقيت ها بايد به جستجوی زير ساخت ها بر آئيم ، زير ساخت هايی که منجر به توليد و ساخت نرم افزار های قدرتمند و بر پايه اصول علمی در سطح جهانی شده است .

از اين رو وجود زير ساخت های بسيار قوی علمی ، فنی و مهندسی بکار گرفته شده توسط اين کشورها را می توان به عنوان الگويی برای ساير کشورها در نظر گرفت و با بهره گيری از اين تجربيات به ارتقاء جايگاه نرم افزار و صادرات آن و نيز تعامل مثبت آن با اقتصاد پرداخت .مدل سازی نرم افزار ، بکارگيری تکنيک های پيشرفته آزمايش نرم افزار ، مديريت ريسک نرم افزار ، تضمين کيفيت نرم افزار ، مهندسی محصول و .... تنها عناوينی از فهرست گسترده زير ساخت های مرتبط با توسعه نرم افزار های قوی و مهندسی ساز است که در نوشتار حاضر به طور خاص به بررسی علمی و فنی يکی از اين زير ساخت ها با عنوان "تضمين کيفيت نرم افزار" و در زيرشاخه ی آن به کيفيت نرم افزار و راه های تضمين و بهبود آن پرداخته خواهد شد .اين نوشتار با ارائه تعاريف و اهميت نقش کيفيت نرم افزار در توليد سيستم های نرم افزاری مهندسی ساز و ارائه يک نمونه از استاندارد های کاربردی در اين خصوص ، سعي دارد نشان دهد كه توجه به ساخت نرم افزار با کيفيت بالا در جهت بهره گيري مطلوب مي تواند كارآيي سيستم ها را افزايش داده و دستيابي به ظرفيت هاي جديدي را فراهم آورد .[2]

كيفيت

كيفيت به عنوان خصيصه ي چيزي به وي‍ژگي هاي قابل سنجش چيزي اشاره دارد. چيزهايي كه ما مي توانيم آنها را ب ااستاندارد هاي شناخته شده اي چون رنگ،‌خواص الكتريكي،‌چكش خواري و غيره مقايسه كنيم.

كيفيت طراحي مربوط به آن وي‍‍‍‍ژگي هايي است كه طراح به چيزي اختصاص داده است. درجه مواد،‌تولرانس ها و خصوصيات اجرايي همه مربوط به كيفيت طراحي هستند. با به كار بردن موادي با درجه عالي تر تولرانس هاي فشرده تر و سطوح اجرايي معين تر كيفيت طراحي يك محصول افزايش ميابد،‌البته اگر آن محصول مطابق آن ويژگي ها توليد گردد.[3]

 

مهندسی نرم افزار و تولید نرم افزاری با کیفیت بالا

مهندسی نرم افزار، يک روش علمی ، رياضی و اقتصادی برای توليد نرم افزارها است که بر اساس آن، نرم افزار در طی يک فرايند علمی، تجزيه و تحليل، طراحی، پياده سازی، آزمايش و پشتيبانی میشود. بکارگيری مهندسی نرم افزار برای پياده سازی نرم افزارهايی که اهداف مهم و حياتی دارند يک ضرورت است.در مهندسی نرم افزار برای ساخت يک سيستم نرم افزاری سه فرآيند مهم تاثير گذار مي باشند:

فرآيند توسعه:(Development Process) سازماندهی فعاليت ها است برای ساخت يک سيستم.

فرآيند مديريت :(Management Process) انتخاب افراد، تجهيزات و فرآيند هاست برای توسعه يک سيستم و کنترل و نظارت بر روند اجرای پروژه .

فرآيند پشتيباني :(Maintenance Process) کنترل و پشتيبانی نرم افزار پس از توليد آن.

 

در فرآيند توسعه هدف آن است که يک سيستم با مشخصات خواسته شده توليد شود.فرآيند توسعه از مرحله طرح يک راه حل مفهومی برای مساله خواسته شده (مطالعه امکان سنجی) آغاز شده، پس از دريافت خواسته ها و بررسی سيستم ، طراحی صورت گرفته و در نهايت اين طراحی با کمک ابزارهای پياده سازی تبديل به يک سيستم واقعی می شود. هدف اين فرآيند آن است که از يک سو برآورده ساختن نيازهای کاربران و از سوی ديگر کيفيت مناسب عملکرد سيستم تضمين گردد و بنابراين بايستی حاوی مکانيسم هايی برای اعتبار سنجی نرم افزار )خروجی مطابق با خواسته ها ( Validation) و وارسی پذيری نرم افزار )صحت عملکرد خروجی ( Verification) باشد.

با فرض اينکه تمامی نرم افزار های ايجاد شده بر اساس، فرآيند مهندسی نرم افزار توليد شده باشند ، باز هم با هم تفاوت هايی دارند . مسئله تفاوت بين نمونه ها برای تمام محصولات توليد شده توسط انسان وجود دارد . تفاوت های بين نمونه ها ممکن است بدون کمک تجهيزات دقيق اندازه گيری ابعاد فنی و مهندسی آن امکان پذير نباشد اما حتی با دستگاه هايی که به اندازه کافی هم دقيق و حساس نيستند بازهم به اين نتيجه می رسيم که هيچ دو نمونه نرم افزاری شبيه هم نيستند . آنچه در اين ميان اهميت دارد و باعث وضوح اين تفاوت ها می شود، کيفيت نرم افزارهاست.[4]

امروزه با پیشرفت علوم زیستی و روانشناسی کاملاً مشخص شده که موجودی به نام انسان مجموعه ای است از ویژگی های جسمانی و مشخصه های روانی که مطلقاً از یکدیگر قابل تفکیک نیستند. تغییرات بدن انسان مساوی است با تغییرات روح و دگرگونی روح با دگرگونی بدن برابر است. بدن انسان همیشه به صورت یک کل واحد عمل می کند، نه به صورت یکسری بخش های جد از هم. ذهن و بدن از هم جدا نیستند و تقریباً هیچ پدیده ای وجود ندارد که تأثیرات آن تنها جسمی یا روانی باشد. نه ذهن از عناصر و استعدادهای مستقل تشکیل شده است و نه جسم از بخش های متفاوت به وجود آمده است. تغییر در هر بخش آن می تواند برکل بدن اثر بگذارد.

از سویی دیگر، همسازی‌ یکی‌ از متمایزترین‌ جنبه‌های‌ حیات‌ معنوی‌ هر فرد، شخصیت‌ او می‌باشد. شخصیت‌ هر فرد همان‌ الگوی‌ کلی‌ یا ساختمان‌ بدنی‌، رفتار، علایق‌، استعدادها، توانایی‌، گرایش‌ها و صفات‌ دیگر او است‌. به‌ این‌ ترتیب‌ می‌توان‌ گفت‌ که‌ منظور از شخصیت‌، مجموعه‌ یا کل‌ خصوصیات‌ و صفات‌ فرد است‌.

در رابطه‌ با اثر ورزش‌ بر شخصیت‌ انسان‌، یکی‌ از گسترده‌ترین‌ عقاید این‌ است‌ که‌ ورزش‌، از راه‌های‌ گوناگون‌ در روحیه‌ و شخصیت‌ ورزشکاران‌ اثر مثبت‌ می‌گذارد. چنین‌ تأثیرات‌ مثبتی‌ ممکن‌ است‌ موقت‌ یا دایمی‌ باشد یا در مورد افراد جوان‌تر، به‌ این‌ دلیل‌ که‌ فرایند رشد و تکامل‌ روانی‌ و عاطفی‌ آنان‌ درحال‌ تکوین‌ است‌، بیش‌ از افراد مسن‌ صحت‌ داشته‌ باشد. احتمالاً مهم‌ترین‌ جنبه‌ این‌ تأثیرها‌، رشد شخصیت‌ است‌. علاوه‌ بر رشد شخصیت‌، ورزش‌ به ‌طور موثری‌ در تحول‌ «جنبه‌ اجتماعی‌ شخصیت‌» یا «صلاحیت‌ و شایستگی‌ اجتماعی‌» فرد اثر داشته‌ است‌.

 

ورزش و رشد شخصیت

ورزش‌ به ‌طور عمومی‌ سرشار از فرصت‌های‌ مناسب‌ برای‌ برخورد با موانع‌ و مشکلات‌ و اتخاذ شیوه‌های‌ مناسب‌ به ‌منظور رفع‌ آن‌هاست‌. این‌ وضعیت‌ از نظر سلامت‌ روانی‌ افراد و به‌ خصوص کودکان‌ اهمیت‌ بسیار دارد. در واقع‌، انتخاب‌ شیوه‌ یا شیوه‌های‌ ورزشی‌ (تاکتیک‌) که‌ منجر به‌ تسلط‌ و غلبه‌ بر موانع‌ (حصول‌ پیروزی‌) می‌شود، از نظر سلامت‌ روانی‌ بسیار مهم‌ است‌؛ زیرا نه‌ تنها احساس‌ رضایت‌ را در فرد گسترش‌ می‌دهد، بلکه‌ باعث‌ می‌شود در برخورد با موانع‌ و مشکلات‌، روحیه‌ای‌ مقاوم‌، جستجوگر، چاره‌اندیش‌، منعطف‌ و تحمل‌پذیر داشته‌ باشد. بنابراین‌، غلبه‌ کردن‌ بر کشمکش‌ها و مشکلات‌ در ورزش‌، امکان‌ دارد احساس‌ شخصی‌ فرد را در مورد شایستگی‌ و کنترل‌ خویش‌ افزایش‌ دهد، انگیزه‌ درونی‌ او را برای‌ بروز رفتار شایسته‌ بیشتر کند و شخصیت‌ او را به‌شکلی‌ بسیار مثبت‌، تحت‌ تأثیر قرار دهد. یکی‌ از عوامل‌ اصلی‌ رشد و شکوفایی‌ استعدادهای‌ روانی‌ و ذهنی‌ هر فرد‌، حرکت‌ است‌. روان‌شناسان‌ معتقدند که‌ هر قدر میدان‌ وسیع‌تری‌ از نظر محیطی‌، تربیتی‌ و ارتباطات‌ روانی‌ ـ اجتماعی‌ در اختیار انسان‌ گذاشته‌ شود، به‌ رشد بالنده‌ استعدادهای‌ نهفته‌ او کمک‌ می‌کند. کودکان‌ و نوجوانانی‌ که‌ فرصت‌ می‌یابند در میادین‌ ورزشی‌ استعدادها، توانایی‌ها، لیاقت‌ها و مهارت‌های‌ خود را به‌ نمایش‌ بگذارند و در رابطه‌ با مشکلات‌ ورزشی از خود ابتکار، خلاقیت‌ و احتمالاً بداعت‌ نشان‌ دهند، محیط‌ و شرایط‌ مناسب‌تری‌ از نظر تربیتی‌ پیش‌ رو خواهند داشت‌؛ به‌ ویژه‌ اگر این‌ عوامل‌ مناسب‌ محیطی‌ از طریق‌ برخوردهای‌ مثبت‌، تقدیرها و تشویق‌های‌ والدین‌، اولیا و همسالان‌ به‌ دلیل‌ ابراز خلاقیت‌ها و احراز موفقیت‌های‌ فردی‌، مورد حمایت‌ بیشتری‌ قرار گیرد. همچنین از آنجا که در حین‌ بازی‌ یا قبل‌ و بعد از آن‌، همه‌ افرادی که در تمرین‌های دسته‌جمعی شرکت می‌کنند، حق‌ دارند نظرات‌ خود را در جهت‌ بهبود وضعیت‌ اظهار کنند، ارایه‌ نظرات‌ صحیح‌ از طرف‌ هریک‌ از بازیکنان‌ در دفعات‌ مختلف‌، باعث‌ پذیرش‌ نظرات‌ آنان‌ از سوی‌ سایرین‌ خواهد شد. این‌ پذیرش‌ به‌ تدریج‌ بر قدرت‌ میدان‌داری‌ و رهبری‌ فرد خواهد افزود. به‌علاوه ‌کسب‌ موفقیت‌های‌ ورزشی‌ یا تلاش‌ برای‌ به‌ دست‌ آوردن‌ موفقیت‌، صرف‌نظر از نتیجه‌ای‌ که‌ حاصل‌ می‌شود، کوششی‌ است‌ که‌ به ‌طور مستمر در رقابت‌های‌ ورزشی‌ وجود دارد.

کسب‌ این‌ گونه‌ موفقیت‌ها یا حتی‌ توانایی‌ تلاش‌ و کوشش‌ برای‌ به‌ دست‌ آوردن‌ موفقیت‌ باعث‌ می‌شود فرد از استعدادهای‌ نهفته‌ خود مطلع‌ شود و امید او به‌ موفقیت‌های‌ ورزشی‌ و غیرورزشی‌ در زندگی‌ واقعی‌ افزایش‌ یافته، اعتماد به‌ نفس‌ او بالا برود. یکی‌ از متداول‌ترین‌ طبقه‌بندی‌هایی‌ که‌ روان‌شناسان ‌در رابطه با انواع تیپ‌های شخصیتی به‌ کار می‌برند، دو تیپ‌ درونگرا و برونگرا می‌باشد. افراد درونگرا کسانی‌ هستند که‌ واکنش‌ آن‌ها نسبت‌ به‌ موقعیت‌های‌ مختلف‌، منفی‌ است‌ یا از این‌ موقعیت‌ها فرار می‌کنند و ساکت‌ و آرام‌ می‌باشند. از طرف‌ دیگر، افراد برونگرا نسبت‌ به‌ موقعیت‌ها واکنش‌ مثبت‌ نشان‌ می‌دهند، در مقایسه‌ با تیپ‌ درونگرا بیشتر حرف‌ می‌زنند و تماس‌های‌ اجتماعی‌ آن‌ها نیز زیادتر است. تحقیقات‌ نشان‌ داده‌ است‌ که‌ افراد ورزشکار به‌‌دلیل‌ شرکت‌ فعال‌ در فعالیت‌های‌ اجتماعی‌ مانند تمرین‌ها‌ و مسابقه‌ها‌ و همچنین‌ مقبولیت‌های‌ اجتماعی‌ که‌ به‌دلیل‌ موفقیت‌های‌ ورزشی‌ احراز می‌کنند، شخصیتی‌ برون‌گرایانه‌ و فعال‌ می‌یابند و واکنش آن‌ها نسبت به شرایط مختلف بهتر می‌گردد.

به علاوه یکی از راه‌های مقابله با استرس، افسردگی، اضطراب و ناراحتی‌های روحی که اکثراً به‌ وسیله کم‌تحرکی تشدید می‌گردند، ورزش و حرکات نرمشی است. ورزش جریان خون مغز را افزایش داده و تغذیه سلول‌های مغزی را بیشتر می‌کند، دمای بدن را افزایش داده و منجر به ترشح موادی در بدن می‌گردد که شادمانی ایجاد می‌کنند، همچنین اعتماد به‌نفس و احساس رضایت فردی را که در افراد افسرده کاهش می‌یابند زیاد می‌کند،

در ضمن ورزش با بهبودی فعالیت سیستم عصبی، باعث خونسردی، نرمش و بهبودی مهارت‌ها می‌گردد. پرداختن‌ به‌ بازی‌ و ورزش‌، اصولاً باعث‌ انبساط‌ خاطر و شادابی‌ می‌شود. به‌همین‌ دلیل‌ است‌ که‌ گروه‌ زیادی‌ از مردم‌ پس‌ از کار و تلاش‌ خسته‌کننده‌ شغلی‌، ساعت‌های‌ فراغت‌ خود را صرف‌ این‌ گونه‌ فعالیت‌ها می‌کنند. حتی‌ دیده‌ شده‌ است‌ افرادی‌ که‌ از موضوعی‌ دچار تأثر و غم‌ هستند، چنانچه‌ با تمایل‌ خود یا اصرار دیگران‌ برای‌ کاهش‌ ناراحتی‌ به‌ ورزش‌ ‌بپردازند، واقعاً برای‌ دقایقی‌ هرچند کوتاه‌ تأثرات‌ خود را از یاد می‌برند. در افراد مبتلا به استرس انجام ورزش به دوری موقت از استرس کمک کرده، ادراک شخصی را افزایش می‌دهد و منجر به ایجاد احساس خوبی بعد از آن می‌گردد که فرد را قادر به یافتن راه حل برای مقابله با استرس می‌کند.

تعریف ورزش و تندرستی

ورزش عبارت است از یک فعالیت نهادینه شده که مستلزم کاربرد نیروی جسمانی شدید با استفاده از مهارت های جسمانی پیچیده به وسیله شرکت کنندگانی است که توسط عوامل درونی و بیرونی تحریک می شوند. این تعریف با فعالیت های ورزشی سازمان یافته ارتباط پیدا می کند. (کوشافر،۱۳۸۱) در جوامع اسلامی با توجه به این که کلیه سیاستگذاری ها در خدمت مکتب می باشد، تربیت بدنی نیز جدا از این اصل کلی نبوده و ضمن این که پی ریزی این علم  بر مبنای مسائل جسمانی و فیزیکی است، ولی در نهایت وسیله ای است که در کمال و تعالی انسان ها موثر بوده و می تواند گامی در جهت اهداف غایی انسان ها که همان سیر الی الله است، بر دارد. (عزیز آبادی فراهانی،۱۳۷۷) همانطوری که با ورزش قوت جسمانی خودتان را تقویت می کنید، قوای روحانیتان را هم تهیه و تقویت کنید. همانطوری که کوشش می کنید جسمتان قوی باشد، کوشش کنید که روحتان هم قوی باشد. (امام خمینی (ره)،۱۳۸۶) از نظر سازمان بهداشت جهانی،«تندرستی صرفاً نداشتن بیماری و ضعف نیست؛ بلکه منظور از آن سلامتی کامل جسمی، ذهنی، اجتماعی و روحی است. در حقیقت دو هدف عمده تندرستی، به تأخیر انداختن مرگ و پیشگیری از بیماری است» (گائینی، ۱۳۸۶)

 

اوتیسم نوعی اختلال رشدی است که با رفتارهای ارتباطی و کلامی غیرطبیعی مشخص می شود . علائم این اختلال در سه سال اول زندگی بروز می کند اوتیسم یک معلولیت رشدی دائمی است که بر نحوه ای که یک نفر با افراد پیرامون خود ارتباط می گیرد یا با آنها وارد رابطه می شود، تاثیر می گذارد. کودکان و بزرگسالانی که اوتیست هستند برای ایجاد یک رابطه قابل فهم با دیگران مشکل دارند. توانایی آنها برای ایجاد دوستی معمولا به اندازه قابلیت آنها برای فهم ابرازات عاطفی دیگران محدود است. کسانی که مبتلا به اوتیسم هستند اغلب از ناتوانی های دیگری هم رنج می برند که مربوط به یادگیری است و به همراه اوتیسم در فرد پیدا می شوند ولی هر فردی با چنین شرایطی در سطح معینی در فهم جهان پیرامون خود دشواری دارد.


اوتیسم نوعی اختلال رشدی است که با رفتارهای ارتباطی و کلامی غیرطبیعی مشخص می شود . علائم این اختلال در سه سال اول زندگی بروز می کندیک بیماری رشدی تکاملی است . افراد با اوتیسم در ارتباط برقرار کردن با دیگران مشکل دارند. یک بچه اوتیسمی به نظر خیلی کناره گیر می آید. با چشمانش با دیگران ارتباط برقرار نمی کند. حرف زدن و بازی مثل بچه های دیگر انجام نمی دهد. ممکن است یک سری حرکات و رفتارها را برای چندمین بار تکرار کند.این بیماری اولین بار در سال ۱۹۴۳ میلادی نام‌گذاری شد و پزشکان هنوز پیشرفت‌های بسیار کمی از آن موقع در بیماری آنها کرده‌اند.اوتیسم(درخودماندگی) یک بیماری روانی است که از ارتباط افراد با دنیای خارج جلوگیری می‌کند. به نظر می‌رسد قربانیان در دنیای خودشان به سر می‌برند و تا‌‌کنون پزشکان نتوانستند آنها را درک کنند در گذشته بیماران مبتلا به Autism یا در خودفرورفتگی یا نوعی عدم توجه به جهان بیرونی و پیرامونی را به عنوان نوعی ناهنجاری و اختلال اعصاب که مدام وخیم تر می شود می گفتند اما امروزه معلوم شده است که علل و عوامل به وجود آورنده این ناهنجاری هنوز کاملاً و به درستی مشخص نیست. با این حال جنبه توارث و ژنتیک بودن آن، فرضی قریب به یقین است.این بیماری نخستین بار توسط دانشمندی به نام کانر معرفی شد و به همین علت به نشانگان کانر نیز شهرت دارد. این بیماری در هر پانصد کودک گزارش شده است و تعداد پسران در آن چهار تا پنج برابر بیشتر از دختران استاصطلاح اوتیسم یا در خودفرورفتگی به کودکانی اطلاق می شود که با دنیای بیرون از لحاظ نگاه، گفتار، رفتار و ارتباط عاطفی با افراد هیچ ارتباطی ندارند.

اصطلاح اوتیسم یا در خودفرورفتگی به کودکانی اطلاق می شود که با دنیای بیرون از لحاظ نگاه، گفتار، رفتار و ارتباط عاطفی با افراد هیچ ارتباطی ندارند. این سندرم (نشانه) معمولاً از دوران کودکی و در دو سطح قبل از دو و نیم سالگی و بعد از سه سالگی بروز می کند. شاخصه اصلی این بیماری این است که این کودکان گفتار ندارند و یک کودک عادی در یک سالگی تک واژه، در ۱۶ و ۱۵ ماهگی جملات کوتاه بدون فعل و در سه تا چهار سالگی تقریباً زبان شبه بزرگسالان را دارد، ولی اوتیسم ها این روند تحول گفتار را طی نمی کنند و حتی در چهار سالگی کلمات را در حد چند واژه به کار می برند. ویژگی دوم آنها علاوه بر محدودیت خزانه لغات به کارگیری ضمایر به صورت معکوس است مثلاً من گفتم تو گفتی و یا اینکه جملات دیگران را عیناً تکرار می کنند.این کودکان حتی قبل از این که گفتار پیدا کنند قادر به نگاه کردن مادر و تعقیب او با حرکات چشم و لبخند زدن هم نیستند.

ویژگی اساسی اوتیسم این است که توانایی کودک در پاسخدهی به دیگران ظرف سی ماه اول زندگی رشد  نمی کند.حتی در این سن کم،اختلال فاحش در مهارتهای ارتباطی کاملا محسوس است،به طوری که این کودکان پاسخهای نامانوسی به محیطشان می دهند.آنها فاقد علاقه و پاسخدهی به دیگران هستند،و نمی توانند دلبستگی عادی ایجاد کنند.در نوباوگی،این ویژگیها با ناتوانی آنها در بغل کردن،فقدان تماس چشمی،یا بیزاری کامل از تماس بدنی و محبت آشکار می شوند.ممکن اسن این کودکان نتوانند زبان را اصلا پرورش دهند،و اگر زبان فراگیری شود،معمولا به صورت پژواک گویی(گرایش به تکرار کردن فوری آنچه شخص دقیقا همین حالا یا مدت کوتاهی قبل آن را شنیده)و یا به صورت ضمایر معکوس(گرایش به استفاده از من در حالی که منظور تو است و بالعکس)آشکار می شود.این کودکان به تغییر نیز بسیار ضعیف واکنش می کنند،خواه در امور روزمره آنها باشد یا در محیط شان.

زیست شناسان رشد را به معنای بزرگ شدن بخش ها تشكیل دهنده یك موجود زنده یا تشكیل بخش های جدید مشابه آنچه قبلا وجود داشته است می دانند. رشد در موجودات زنده به دو صورت افزایش تعداد سلول ها و افزایش برگشت ناپذیر اندازه سلول صورت می گیرد.

رشد در طی زندگی جاندار ادامه دارد اما نتیجه آن هموراه ساختاری كارآمد، جوان و زنده نیست در پیكر جاندار در حال رشد، همواره ماده سازی و تخریب هر دو انجام می شود وقتی ماده سازی بر تخریب برتری داشته باشد اندازه جاندار بزرگتر می شود وقتی تخریب بر ماده سازی برتری داشته باشد پیری فرا می رسد.

 

چرا بهداشت نوجوانان اهمیت دارد؟

دنیای امروز ، نوجوانان بیشتری نسبت به سایر زمان ها دارد.طبق سرشماری سال 1375،25% جمعیت کشور ایران را افراد19-10سال تشکیل می دهند . این تعداد افزون بر 16 میلیون نفر جمعیت میباشد.تاثیر دوره جوانی بر بقیه سالهای زندگی حیاتی است. نوجوانی زمان گذر از کودکی به بزرگسالی و آمادگی برایبزرگسالی است. نوجوانی زمان اکتساب باروری،اکتساب خصوصیات عاطفی هیجانی بزرگسالی، زمان کسب هویت فردی و اجتماعی و ... میباشد.

 

بلوغ

بلوغ به مجموعه ای از تغییرات بدنی و روحی كه بین دوران كودكی و نوجوانی پیش می آید و تا جوانی ادامه می یابد بلوغ می گویند در دوران نوجوانی و بلوغ دخترها و پسرها یك دوره ی سریع رشد بدنی را تجربه می كنند.

این تغییرات در دخترها یك یا دو سال زودتر از پسرها شروع می شود.

در دخترها تغییرات سریع از 11 الی 12 سالگی و در بیشتر پسرها از 13 الی 14 سالگی آغاز می گردد.

 انواع بلوغ:

1- بلوغ جسمی: منظور از بلوغ جسمی، رشد و تكامل اعضای بدن است كه طی آن رشد استخوان و سایر اندام ها به مرز نهایی خود می رسد.

2- بلوغ جنسی: شایع ترین نشانه های بلوغ در این مرحله ظاهر می شود، علائم بلوغ جنسی، ظهور صفات ثانویه جنسی است.

3- بلوغ روانی: نوعی تكامل روحی است كه قدرت تشخیص مسائل و مصالح زندگی را به انسان می بخشد، در این حالت فرد، قبول مسئولیت های اجتماعی قدرت رویارویی با مشكلات پیچیده پیدا می كند.

4- بلوغ اقتصادی: هنگامی كه فرد از نظر تامین معاش و اداره ی مستقل اقتصادی بتواند برخود متكی باشد از نظر اقتصادی بالغ شده است.

5- بلوغ شرعی: فقه شیعه سن بلوغ را برای پسران 15 سال قمری و برای دختران 9 سال قمری در نظر گرفته است. در میان اهل تسنن متفاوت است. در این زمان نوجوان به وظایف دینی و اخلاقی خود عمل خواهد نمود.

تغییرات عاطفی

در دوران بلوغ تغییرات عاطفی و روانی زیادی در نوجوان به وجود می آید و لازم است نوجوانان از خود مراقبت بیشتری به عمل آورند.

 

در این دوران حساسیت ها، به خود گرفتن ها و زود رنجی ها بیشتر از سایر دوران ها در نوجوان تاثیر  ایجاد می كنند در این دوران نوجوانان برای ایمنی خاطر نیاز دارند كه:

1) قابل ارزش باشند

2) در تصمیم گیری ها شركت كنند

عواطف در رفتارها

عكس العمل های عاطفی یا رفتار ناشی از عواطف، عكس العملهایی است كه در اثر پیدایش انگیزه به وجود می آیند مهمترین عواطف شامل شد، دوام و تاثیرات داخلی است.

عواطف تحت تاثیر تربیت قرار دارند اما در طول عمر دوام دارند، عواطف شدید می توانند در دستگاه های مختلف مانند تنفس، گردش خون، هورمون ها، ماهیچه ها تغییرات زیادی ایجاد كنند.

 

 

به خود مي باليم در كشوري زندگي ميكنيم كه جاي جاي آن عطرآگين از حضور شهيداني است كه تاريخ مارا با نثار خون خويش ، براي سربلندي ایران عزيز رقم زدند.به روح پاكشان درود مي فرستيم و خاضعانه در برابر آرمان هاي بزرگ امام سر فرود مي آوريم.

زمینه ها و دلایل آغاز جنگ

از زمان به قدرت رسیدن حزب بعث در عراق در سال ۱۹۶۸ میلادی، عراقی‌ها رؤیای رهبری جهان عرب را در سر می‌پروراندند. از سال ۱۹۷۳ تا ۱۹۸۰ درآمدهای نفتی عراق افزایش یافت. این موضوع به عراق کمک می‌کرد تا خلاء ناشی از مرگ جمال عبدالناصر در صدر رهبری اعراب را پر کنند. زیرا مصر پس از پیمان کمپ دیوید نفوذ خود در میان اعراب را از دست داده بود.

در جریان اعمال حاکمیت ایران بر جزایر سه‌گانه تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی عراق روابط دیپلماتیک خود را با ایران قطع کرد و از اتحادیه عرب خواست تا آنان نیز چنین کنند. درخواستی که از سوی اتحادیه عرب رد شد. عراق همچنین اعتراض رسمی‌ای به سازمان ملل نوشت که توسط این سازمان نادیده گرفته شد. عراقی‌ها که از همه جا سرخورده شدند، دست به اخراج ۷۰۰۰۰ ایرانی ساکن عراق زدند. در سال ۱۹۷۴ تنش در روابط دو کشور به اوج خود رسید و درگیری‌های نظامی مرزی پراکنده کم‌کم به جنگی تمام عیار تبدیل شد. تنش به قدری بالا گرفت که کورت والدهایم دبیرکل سازمان ملل متحد ناچار به مداخله و اعزام نماینده ویژه به مرزهای دو کشور شد. نتیجه گزارش این نماینده منجر به صدورقطعنامه ۳۴۸ شورای امنیت شد که در آن طرفین ملزم به حل اختلاف مرزی میان خود شدند.

در پیمان‌نامه ۱۹۷۵ الجزایر ایران به‌طور ضمنی پذیرفت که در ازای رفع اختلافات مرزی آبی در اروندرود بر اساس خط تالوگ، دست از حمایت از کردهای عراق بردارد. این نقش را بعدها اسرائیل به تنهایی در برابر کردها برعهده گرفت. بنابراین عراق که در طول سال‌های بعد سیاست‌های ضد غرب و ضدصهیونیستی را تبلیغ می‌کرد، در سال ۱۹۸۰ و پس از سقوط شاه، سیاست ایرانی ستیزی را در دستور کار عراقی‌ها قرار داد. صدام متوجه خلاء ناشی از سقوط شاه ایران به عنوان ژاندارم خلیج فارس شده بود و تلاش داشت تا نقشی که پیش از آن محمدرضا پهلوی ایفا می‌کرد را برعهده گیرد. او برای این‌کار نیاز به مرز آبی کافی و تسلط بر خلیج فارس داشت. عراق از زمان عبدالکریم قاسم، خوزستان را بخشی از عراق می‌دانست که توسط حکومت عثمانی به ایران تقدیم شده بود و به همین دلیل از تجزیه طلبان خوزستان حمایت می‌کرد. حمایتی که با قرارداد الجزایر برای مدتی متوقف شده بود؛ ولی تحرکات تحریک آمیزی چون نمایش نقشه منطقه که در آن خوزستان «عربستان» نامیده شده و بخشی از خاک عراق بود از تلویزیون بصره ادامه داشت.  به گفته جیمز بیل، دلیل اصلی شروع جنگ و مناقشات سیاسی قبل از آن را به طور کلی می‌توان در «تسلط یافتن بر خلیج فارس» دانست. تحقق این هدف برای مصر و عربستان سعودی و سایر شیخ نشین‌های منطقه چندان ناخوشایند نبود.  سفیر عراق در لبنان در ۱۲ آبان ۱۳۵۸ در مصاحبه با روزنامه النهار بیروت گفت:

بهبود شرایط با ایران منوط به تحقق ۳ شرط اصلی است: ۱-تجدیدنظر در پیمان نامه۱۹۷۵ الجزایر درباره اروند رود ۲-اعطای خودمختاری به عشایر کرد و بلوچ و عرب ۳-خروج نیروهای نظامی ایران از جزایر سه‌گانه ایرانی مورد مناقشه و سراسر خلیج فارس

صدام حسین مدعی بود که نظام بعثی از همان ابتدای انعقاد قرارداد مرزی ۱۹۷۵ در زمان شاه، خود را مغبون می‌دیده. به نظر می‌رسد که باور عمومی در میان مقامات عراق این بود که پس از انقلاب، ایران دچار ضعف شده و برای عراق فرصت مناسبی فراهم آورده تا توازن قبلی قوا در خلیج فارس را با یک حمله نظامی برهم زده و همزمان راه‌حل جدیدی برای مشکلات عراق با شیعیان جنوب و کردهای شمال این کشور جلوی پای آنان بگذارد.  از سوی دیگر تنها دو ماه پیش از آغاز جنگ، صدام حسین و زیبیگنیو برژینسکی درعمان با یکدیگر دیدار کردند. باور بنی صدر این بود که برژینسکی در این ملاقات به صدام اطمینان داده که ایالات متحده مخالفتی با الحاق خوزستان به عراق ندارد.

پس از وقوع انقلاب ۱۳۵۷، عراق برخی ناآرامی‌های سیاسی را زیر سر سید محمد باقر صدر و با حمایت و تشویق ایران می‌دانست. صدام حسین، از وجود یک همسایه انقلابی شیعه در مرزهای شرقی خود احساس خوبی نداشت.  رهبران ایران نیز رسماً اعلام می‌کردند که به سیاست صدور انقلاب ایران به سایر کشورها می‌اندیشیدند. روح‌الله خمینی معتقد به صدور انقلاب اسلامی به دیگر ملل بود و در نخستین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی (۲۲ بهمن ۱۳۵۸) اظهار داشت:

ما انقلابمان را به تمام جهان صادر می‌کنیم

همچنین او در ۱۹ فروردین ۱۳۵۹ در پیامی که دربارهٔ قطع رابطه آمریکا با ایران داده بود به صدام اشاره کرد و گفت:

صدام حسین که همچون شاه مخلوع چهره قبیح غیراسلامی و انسانی خود را نشان داده و به هدم اسلام و حوزه مقدسه نجف کمر بسته و با مسلمانان مظلوم برای رضای کارتر، آن کند که مغول کرد، و با علمای اسلام خصوصاً حضرت آیت اللّه آقای سید محمدباقر صدر، آن کند که رضاخان و محمدرضا پهلوی با علما و روحانیون و سایر طبقات کردند، باید بداند که با این اعمال ضد اسلامی، گور خودش و رژیم تحمیلی غیرانسانی و غیرقانونی بعث را با دست خود می‌کند.

ملت شریف عراق! شما اخلاف آنان هستید که انگلیس را از عراق راندند؛ بپا خیزید و قبل از آنکه این رژیم فاسد همه چیز شما را تباه کند، دست جنایتکار او را از کشور اسلامی خود قطع کنید. ای عشایر فرات و دجله! همه با هم و با همهٔ ملت اتحاد کنید و این ریشهٔ فساد را قبل از آنکه فرصت از دست برود، قلع و قمع نمایید، و برای خدا دفاع از کشور اسلامی خود و از اسلام مقدس نمایید که خدا با شماست. ای ارتش عراق! اطاعت از این مخالف اسلام و قرآن نکنیدو به ملت بگرایید و دست آمریکا را که از آستین صدام بیرون آمده است قطع کنید و بدانید اطاعت از این سفاک، مخالفت با خدای متعال است و جزای آن عار و نار است.

مدتی بعد در ۲۸ فروردین ۱۳۵۹ روح‌الله خمینی در جمع فرماندهان بسیج ضمن سخنانی ارتش عراق را به کودتا علیه صدام تشویق کرد:

صاحب منصبهای خوب ما داریم در عراق. صاحب منصبهای صحیح و متدین هستند. خود آنها کودتا کنند و این را از بین ببرند؛ و حرام است بر آنها که یک قدم دنبال این شخص لعین باشند؛ و باید قیام کنند بر ضد او و مملکت خودشان را اسلامی کنند و حکومت خودشان را اسلامی کنند و قواعد هم اسلامی باشد.

در پیامی که به مناسبت کشته شدن سید محمد باقر صدر منتشر شد، روح‌الله خمینی بار دیگر بر قیام مردم و ارتش عراق علیه صدام تأکید کرد:

عجب آن است که ملتهای اسلامی و خصوصاً ملت شریف عراق و عشایر دجله و فرات و جوانان غیور دانشگاه‌ها و سایر جوانان عزیز عراق از کنار این مصایب بزرگ که به اسلام و اهل بیت رسول اللّه ـ صلی اللّه علیه و آله ـ وارد می‌شود بی‌تفاوت بگذرند و به حزب بعث فرصت دهند که مفاخر آنان را یکی پس از دیگری مظلومانه شهید کنند؛ و عجب‌تر آنکه ارتش عراق و سایر قوای انتظامی آلت دست این جنایتکاران واقع شوند و در هدم اسلام و قرآن کریم به آنان کمک کنند.

من از رده بالای قوای انتظامی عراق مأیوس هستم؛ لکن از افسران و درجه‌داران و سربازان مأیوس نیستم و از آنان چشمداشت آن دارم که یا دلاورانه قیام کنند و اساس ستمکاری را برچینند همان سان که در ایران واقع شد؛ یا از پادگانها و سربازخانه‌ها فرار کنند و ننگ ستمکاری حزب بعث را تحمل نکنند. من از کارگران و کارمندان دولت غاصب بعث مأیوس نیستم؛ و امیدوارم که با ملت عراق دست به دست هم دهند و این لکهٔ ننگ را از کشور عراق بزدایند.

عراق مدعی بود که وارد یک جنگ دفاعی شده و از حق مشروع خود برای دفاع از حاکمیت و تمامیت ارضی و بازپس‌گیری اراضی خود با توسل به زور استفاده می‌کند. آن‌ها معتقد بودند که حکومت ایران تمام راه‌های حل مسالمت‌آمیز اختلافات دو کشور را مسدود کرده‌است. پیش از آغاز یورش بارها ایران را به اقدامات تجاوزگرانه نسبت به عراق و دخالت در امور داخلی خود از جمله حمایت از حزب غیرقانونی الدعوه می‌کردند. رهبران ایران هم در بخش عربی رادیو دولتی این کشور به بدگویی شدید از حکومت بعث عراق پرداخته و آن را یک حکومت ضد اسلامی و دست‌نشانده قدرت‌های امپریالیستی معرفی می‌کردند. حکومت عراق نیز متهم می‌شد که به اقدامات تجاوزگرانه از جمله حمایت علنی از شورشیان جدایی‌خواه در خوزستان و قول کمک به آن‌ها برای آزادی «عربستان»، نامی که حکومت عراق بر این استان نهاده بود، می‌پردازد و دریادار احمد مدنی استاندار وقت خوزستان گفته بود که عراق برای شورشیان سلاح ارسال می‌کند. در چندین مورد حتی نیروهای عراق حملاتی را به شهرهای مرزی ایران ترتیب دادند که یکی از آن‌ها یورش به شهری در کردستان ایران در ژوئن ۱۹۷۹ و دیگری به شهر صالح‌آباد در جنوب بود که چندین کشته به جا گذاشت. در نیمه اول سال ۱۹۸۰ (زمستان ۵۸ و بهار ۵۹) چندین درگیری مرزی دیگر هم بین دو کشور رخ داد.

با این وجود یک سال پیش از جنگ، آمریکا دولت مهدی بازرگان را از احتمال بروز جنگ باخبر کرده بود. مقامات آمریکایی گزارش دادند:

مانورهایی با حضور مشترک یگان‌هایی مختلف و تمرین‌هایی برای گسیل و حرکت سریع یگان‌هایی بزرگ در مسیر شط‌العرب (اروند رود) رودی که مشخص‌کننده جنوبی‌ترین بخش مرز میان عراق و ایران است، در جریان است. عراق هم‌چنین مقادیر عظیمی ابزارآلات و تمهیدات جنگی را در این منطقه دارد جاساز می‌کند، این ابزارآلات و تمهیدات را پنهان و استتار می‌کند، و مشغول اجرای طرح‌های مهندسی نظامی‌ای است که حمله به ایران را برایش تسهیل خواهند کرد.

آغاز تهاجم

در جريان كنفرانس سران اوپك كه در سال 1353 در شهر الجزيره تشكيل شد ،  با تلاش هايي كه رييس جمهور الجزاير به عمل آورد  ، مذاكراتي بين شاه ایران و صدام حسين انجام شد كه نتيجه آن اعلاميه (6 مارس 1975) بود كه به قرداد 1975 الجزاير معروف شد.صدام حسين با پاره كردن قرداد 1975 الجزاير در مقابل دوربين هاي تلويزيوني ، جنگ و تجاوزعليه ایران را در ساعت 20/14 روز 31 شهريور ماه 1359 با حملات هوايي آغاز و ظرف چند ساعت ، 19 نقطه مهم ، از جمله فرودگاه هاي كشور مارا مورد هدف قرار داد.
رژیم بعثی عراق در پي موافقت كاخ سفيد ، عمليات تهاجم سر تا سري ارتش خود به خاک ایران را با رمز (يوم الرعد)به معناي (روز تندر) آغاز كرد.

دفاع مقدس و آمار

در كل دفاع مقدس 7 سال و 11 ماه ،  يا 2900روز و به عبارتي ديگر 95 ماه طول كشيد كه اين مدت دو برابر جنگ دو كره و دو برابر جنگ جهانی اول مي باشد.
مجموعا در طول8 سال دفاع مقدس 163 عمليات كوچك و بزرگ وبه طور تقريبي هر 7 ماه يك عمليات عليه دشمن انجام شده كه در اين ميان 19 عمليات بزرگ ، 19 عمليات متوسط و125 عمليات كوچك انجام شده است.

شهداء

تعداد كل شهدای جنگ ایران و عراق ، طي آخرين آمار 188 هزار و 15 نفر اعلام شده است. در جنگ تحمیلی 172056 نفر در درگيري با دشمن و 15959 نفر در بمباران شهر ها به شهادت رسيده اند.

چكيده

در اين مقاله، رابطه متقابل تعليم و تربيت با جامعه مورد بررسى قرار گرفته است. در ابتدا، تربيت اين گونه تعريف شده است: تربيت هنر مديريت انسانى است كه فرد را براى پذيرش يك سرى صفات اخلاقى، دينى و عقلانى آماده مى سازد. سپس، به اصول تعليم و تربيت اشاره شده است. در ادامه، جامعه و ويژگى هاى آن مورد بررسى قرار گرفته است. جامعه، به معناى وسيع آن شامل تمامى مناسبات اجتماعى ميان آدميان مى شود.

رويكردهاى نظرى، رابطه جامعه با تربيت و طرح سه نظريه كاركردگرايى، تضادگرايى و كنش متقابل، انواع نهادهاى اجتماعى يعنى خانواده، اقتصاد، سياست و دين، و تأثير متقابل هر يك، از ديگر مباحث اين مقال است. و در نهايت، فرهنگ و محتواى نهادهاى اجتماع و نسبت آن با تعليم و تربيت بيان شده است.

 

مقدّمه

يكى از اهداف مهم دين و بعثت انبيا(عليهم السلام)تربيت و تزكيه انسان است. دين اسلام نيز در احكام عبادى، اجتماعى، اقتصادى و سياسى خود، تربيت انسان ها را وجه همت خويش قرار داده است. تربيت انسان در جامعه صورت مى گيرد; زيرا انسان مدنى بالطبع است، او در جامعه با نهادهاى خانواده، سياست، اقتصاد، دين و تعليم و تربيت سر و كار دارد و هر يك از آن ها هنجارها و ارزش هاى ويژه اى را از فرد انتظار دارند و اينجاست كه فرد بايد بر اساس فكر و منطق و مقتضيات كنش متقابل تصميم بگيرد. از اين رو، تصور اين كه تربيت فراگردى فردى است فكرى خام و بى اساس است. حال كه تربيت در جامعه صورت مى گيرد، بايد ديد كه جامعه چه تأثيراتى را بر فرايند تربيت مى گذارد و متقابلاً، نظام تعليم و تربيت چگونه جامعه را متحول مى سازد.

در اين مقاله، تلاش بر اين است كه علاوه بر بررسى رابطه متقابل تعليم و تربيت و جامعه، البته با تأكيد بر نهادهاى اجتماعى، «فرهنگ» نيز به عنوان محتوا و مايه اصلى نهادهاى اجتماعى، مورد بحث قرار گيرد. پيش از ورود به بحث، لازم است تعريف و توضيح مختصرى پيرامون تربيت و جامعه ارائه شود.

 

تعريف تربيت

فيلسوفان و جامعه شناسان و عالمان علوم تربيتى با گرايش هاى مختلف، اقدام به تعريف تربيت كرده اند به گونه اى كه به ندرت مى توان به تعريف واحدى دست يافت.

افلاطون تربيت را عبارت از رساندن جسم و روح به بالاترين پايه كمال و جمال مى داند، به نظر اسپنسر تربيت مهيا كردن انسان است براى زندگى كامل. ژان آموس كمينوس مى گويد: آموزش و پرورش هنرى است كه افراد را براى زندگانى آماده مى كند و هدف اين است كه فرد داراى دانش، اخلاق و دين شود.1

دوركيم در اين خصوص مى گويد: تربيت عملى است كه نسل هاى بزرگ سال بر روى نسل هايى كه هنوز براى زندگانى اجتماعى پخته نيستند انجام مى دهند و هدف آن اين است كه در كودك شمارى از حالات جسمانى و عقلانى و اخلاقى برانگيزد و پرورش دهد كه جامعه سياسى بر روى هم و نيز در محيط ويژه اى كه فرد به نحو خاصى براى آن آماده مى شود، اقتضا مى كنند.2

از مجموع اين تعاريف به دست مى آيد كه تربيت يك نوع روش رساندن انسان از حالتى به حالت ديگر است و در واقع، تربيت يك هنر و مديريت انسانى است كه فرد را براى پذيرش يك سرى صفات اخلاقى، دينى و عقلانى آماده مى سازد. پس در تربيت، مرّبى يك مهندس حرفه اى است كه ساختمان روحى و روانى فرد را بر اساس نقشه از قبل طراحى شده به تدريج مى سازد.

در مورد اصول تعليم و تربيت، آراء و انديشه هاى گوناگونى ابراز شده است كه در اينجا فقط به ذكر برخى اصول مطرح شده بسنده مى شود.

  1. اصل فعاليت به قيد «آن»3; 2. اصل كمال; 3. اصل حريّت; 4. اصل سنديّت; 5. اصل تفرّد; 6. اصل اجتماع.4

تعريف جامعه

تاكنون تعريف واحدى از جامعه صورت نگرفته است، ولى به برخى تعاريف مهم اشاره مى شود:

جامعه به وسيع ترين معنا به كل مناسبات اجتماعى ميان آدميان دلالت دارد. و هر انبوهه اى از آدميان را از هر دو جنس و همه سنين كه در يك گروه بادوام داراى نهادها و فرهنگ كم و بيش اختصاصى خود گردهم آمده باشند، مى توان جامعه ناميد.5

برخى نيز براى تعريف جامعه شش قيد و خصوصيت را لازم مى دانند:

الف. اشخاصى كه جامعه را تشكيل مى دهند يك واحد جمعيتى به حساب مى آيند.

ب. جامعه در يك فضاى جغرافيايى مشترك وجود دارد.

ج. جامعه از گروه هاى عمده كه كاركردهاى متفاوتى دارند تشكيل شده است.

د. جامعه از لحاظ فرهنگى از گروه هاى متجانس تشكيل شده است. (زبان مشتركى دارند)

هـ. جامعه بايد به عنوان واحدى كه يك پارچه عمل مى كند شناخته شود.

و. جامعه بايد به عنوان واحد اجتماعى متمايز از جامعه هاى ديگر شناخته شود.6

 

 

اصطلاح مهارتهای زندگی (Life Skills) برای اکثر ما آشناست. تعریف مهارت های زندگی هم دشوار به نظر نمی‌رسد: مهارتهایی که به ما برای زندگی بهتر کمک می‌کنند.

با این حال همان‌طور که می‌توانید حدس بزنید، اجماع و اتفاق‌نظر قطعی در مورد فهرست مهارتهای زندگی و اینکه چه چیزهایی را باید به عنوان مهارت زندگی ضروری دانست و یادگیری آن را توصیه کرد وجود ندارد.

در این میان شاید یکی از معتبرترین مدل‌ها، مدلی پنج قسمتی باشد که سازمان بهداشت جهانی حدود دو دهه قبل ارائه کرده و هنوز هم در طراحی سیستمهای آموزشی و نیز برنامه ریزی‌های کلان دولت‌ها مورد توجه قرار می‌گیرد .

سازمان بهداشت جهانی تعریف مهارتهای زندگی را به صورت زیر ارائه می‌دهد:

مهارتهای روانی – اجتماعی که به ما کمک می‌کنند با نیازها و چالش‌های زندگی روزمره بهتر کنار بیاییم.

این سازمان، مهارتهای زندگی را به شکل زیر فهرست و دسته بندی می‌کند:

–تصمیم گیری و حل مسئله

–تفکر خلاقانه و تفکر نقادانه

–مهارت ارتباطی و مهارت مدیریت رابطه

–خودآگاهی و همدلی

–مدیریت احساسات و هیجانات و مدیریت استرس

 

چکیده :

باید دانش آموزان را به دانش، ایده ها، اندیشه ها وتفکرات جدید وبکر تشویق نمود. معلم لازم است در تمامی دروس علاوه بر اینکه خودش اندیشه های جدید و بکری را ارائه می دهد پذیرای ایده های جدید دانش آموزان خود باشد و به اندیشه های آنان احترام بگذارد.مثلاً می توان از دانش آموزان خواست که به جای ارائه گزارش توضیحی از یک کتاب، مجله یا مقاله، آنهارا شخصا ارزیابی نموده و مورد نقد و بررسی قرار دهند، هدف این است که کلاس را وادار کنیم تا خواهان بدست آوردن کتاب و مطالعه آن شوند، این خطر وجود دارد که معلمان به سبب اصرارشان در انتقال دانش پذیرفته شده خیلی زود جریان اندیشه های کودک را قطع کرده و بدین ترتیب به ریشه های تفکر خلاق، آسیب بزنند. لازم است معلمان، دانش آموزان را به تفکر وتعمق عادت دهند تکیه صرف بر حافظه دانش آموزان و انتقال معلومات به آنها، قدرت آفرینندگی و ابتکار را در آنان ایجاد نمی کند. هنر یک معلم موفق و مجرب این است که شیوه فکر را به دانش آموزان بیاموزند، برای این کار لازم است در ذهن دانش آموزان ایجاد سؤال نمود و کنجکاوی آنان را برانگیخت. یکی از رسالتهای مهم آموزش ابتدایی ، برانگیختن حس کنجکاوی و نوجویی دانش آموزان نسبت به خویشتن، جهان هستی و جامعه است. معلم موفق باید آرامش ذهنی دانش آموزان را بر هم زند، در حقیقت «سیال سازی ذهن» دانش آموز یکی از وظایف معلمان اندیشمند است. ایجاد رقابت، همکاری گروهی، انجام پروژه های دسته جمعی و پذیرش مسئولیت در مدرسه توسط دانش آموزان، اعتماد به نفس آنان را افزایش خواهد داد، چرا که در رقابتهای سالم و جهت دار هر دانش آموزی با توجه به توانایی ها، استعدادها و ظرفیت وجودی خویش سعی می کند موفقیت را نصیب خویش سازد و در این فرآیند، زمینه شکوفایی استعدادها و اعتقاد به خود فراهم می شود.

مقــــدمــــه:

خلاقیت و چگونگی پرورش آن موضوعی است که در نظام آموزش ما به ان توجهی نمی شود و اهمیت بسزایی را که دارد نادیده می گیرند. بدون شک بخشی از ناکارآمدی این نظام هم مربوط به همین کوتاهی و بی توجهی است. بنابراین بر برنامه ریزان و مسئولان آموزش و پرورش از پائین ترین تا بالاترین سطوح واجب است که به گونه ای عمل کنند که این نقصه برطرف شود خصوصا در سیستم آموزشی کودکستان و ابتدایی یاید این موضوع مورد توجه فراوان قرار گیرد چون خلاقیت خصیصه ای است که در همان اولین سالهای زندگی می توان به بهترین شکل ممکن انرا پرورش داد و بارور کرد. و اساسا بخش عمده ای از شخصیت کودک در همان 6 سال اول عمر او شکل می گیرد. دوره ای که کودک درک خود از دنیای اطرافش را افزایش می دهد زبان یاد می گیرد و بتدریج دیگر توانائیهایی را که دارد کسب میکند. خلاقیت یکی از ویژگیهای بارز انسان و از دسته فرآیندهای عالی مغز او می باشد. که نقشی بسزا در شکل گیری شخصیت و منش کودک و آینده او بازی میکند به همین جهت لازم است که این خصیصه ارزشمند بخوبی شناخته شود و حداکثر تلاش را برای پرورش آن در کودک بعمل اورد.

بیان مسئله مورد تحقیق :

تهیه و اجرای راه های ایجاد خلاقیت در دانش آموزان ابتدایی باید از سال های اولیه اموزشی شروع شود و از فعالیت های مهم معلمان و مربیا باشد . که چنانچه معلمان آگاهی از روش های ایجاد خلاقیت در دانش اموزان و نیز توانایی کاربرد این روش ها را داشته باشند در زمره معلمان موفق خواهند بود . این مقاله به منظور آشنایی با خلاقیت وچگونگی ایجاد راه های خلاقیت در دانش آموزان ابتدایی تهیه شده است .

logo-samandehi