- مرجع دانلود جدیدترین مقالات ورد و پاورپوینت

دسته بندی: پاورپوینت

تَختِ جَمشید یا پارسه که در شهرستان مرودشت در شمال استان فارس واقع است،  نام یکی از شهرهای باستانی ایران است که طی سالیان پیوسته، پایتخت مجلل و تشریفاتی امپراتوری ایران در زمان امپراتوری هخامنشیان بوده‌است. در این شهر باستانی، مجموعه کاخ‌هایی به نام تخت جمشید وجود دارد که در دوران زمامداری داریوش بزرگ، خشایارشا و اردشیر اول بنا شده‌است و به مدت حدود ۵۰ سال، مرکزی برای برگزاری مراسم آیینی و جشن‌ها مخصوصاً نوروز بوده‌است.

تخت جمشید با نام‌های پارسه، هزارستون، چهل منار و پرسپولیس نیز معروف است. در نخستین روز سال نو گروه‌های زیادی از ملل گوناگون به نمایندگی از ساتراپی‌ها یا استانداری‌ها با پیشکش‌هایی متنوع در تخت جمشید جمع می‌شدند و هدایای خود را به شاه تقدیم می‌کردند.

بنیانگذار تخت جمشید داریوش بزرگ بود، البته پس از او پسرش خشایارشا و نوه‌اش اردشیر یکم با گسترش این مجموعه به بزرگی آن افزودند. بسیاری از اطلاعات موجود که در مورد تاریخ هخامنشیان و فرهنگ آنها در دسترس است به خاطر سنگ‌نبشته‌هایی است که در این کاخ‌ها و بر روی دیواره‌ها و لوحه‌های آن حکاکی شده‌است.باور تاریخدانان بر این است که اسکندر مقدونی سردار یونانی در ۳۳۰ پیش از میلاد، به ایران حمله کرد و تخت جمشید را به آتش کشید  و احتمالاً بخش عظیمی از کتابها، فرهنگ و هنر هخامنشی را با اینکار نابود نمود. با این‌حال ویرانه‌های این مکان هنوز هم در شهرستان مرودشت در استان فارس برپا است و باستان شناسان از ویرانه‌های آن نشانه‌های آتش و هجوم را بر آن تأیید می‌کنند.

این مکان از سال ۱۹۷۹ یکی از آثار ثبت شده ایران در میراث جهانی یونسکو است.

 نام تخت جمشید در زمان ساخت «پارسَه به معنای «شهر پارسیان» بود. یونانیان آن را پِرسپولیس (به یونانی یعنی «پارسه‌شهر») خوانده‌اند. در فارسی معاصر این بنا را تخت جمشید یا قصر شاهی جمشید پادشاه اسطوره‌ای ایران می‌نامند. در شاهنامه فردوسی آمده‌است:

“جمشید پادشاهی عادل و زیبارو بود که نوروز را بر پا داشت و هفتصد سال بر ایران پادشاهی کرد. اورنگ یا تخت شاهی او چنان بزرگ بود که دیوان به دوش می‌کشیدند.”

 صدها سال پس از حمله اسکندر و اعراب و در زمانی که یاد و خاطره پادشاهان هخامنشی فراموش شده بود، مردمی که از نزدیکی خرابه‌های پارسه عبور می‌کردند، تصاویر حکاکی شده تخت شاهی را می‌دیدند که روی دست مردم بلند شده‌است و از آنجا که نمی‌توانستند خط میخی کتیبه‌های حک شده روی سنگ‌ها را بخوانند، می‌پنداشتند که این همان اورنگ جمشید است که فردوسی در شاهنامه خود از آن یاد کرده‌است. به همین خاطر نام این مکان را تخت جمشید نهادند. بعدها که باستان‌شناسان توانستند خط میخی کتیبه را ترجمه کنند، متوجه شدند که نام اصلی آن پارسه بوده‌است.

 نام مشهور غربی این محل یعنی پِرسِه پلیس ریشه غریبی دارد. در زبان یونانی، پِرسِه پلیس و یا به صورت شاعرانه آن پِرسِپ تولیس (Perseptolis) لقبی است برای آتنه الهه خرد، صنعت و جنگ که ویران‌کننده شهرها معنی می‌دهد. این لقب را آشیل، شاعر یونانی سده پنجم پیش از زادروز، به حالت تجنیس و بازی با لغات، در مورد شهر پارسیان به کار برده‌است.

تخت جمشید در مرکز استان فارس ، ۱۰ کیلومتری شمال مرودشت و در ۵۷ کیلومتری شیراز قرار دارد. ارتفاع از سطح دریا تخت جمشید ۱۷۷۰ متر می‌باشد. طرف شرقی این مجموعه کاخ‌ها بر روی کوه رحمت و سه طرف دیگر در درون جلگه مرودشت پیش رفته‌است.[تخت جمشید بر روی صفّه یا سکوی سنگی که ارتفاع آن بین ۸ تا ۱۸ متر بالاتر از سطح جلگه مردوشت است، واقع شده‌است.

 ابعاد تخت جمشید:

 ۴۵۵ متر (جبهه غربی)، ۳۰۰ متر (جبهه شمالی)، ۴۳۰ متر

(جبهه شرقی)، ۳۹۰ متر (جبهه جنوبی) می‌باشد.

همچنین طول تخت جمشید برابر با طول آکروپولیس

در آتن است، اما عرض آن چهار تا پنج برابر

آکروپولیس است.کتیبه بزرگ داریوش بزرگ بر

دیوار جبهه جنوبی تخت جمشید، آشکارا گواهی می‌دهد

که در این مکان هیچ بنایی از قبل وجود نداشته‌است.

 وسعت کامل کاخ‌های تخت جمشید ۱۲۵هزار متر مربع است.

سنگ بنای نخستین

قدیمی‌ترین بخش تخت جمشید بر پایه یافته‌های باستان‌شناسی مربوط به سال ۵۱۸ پیش از میلاد

است.آنگونه که در منابع متعدد و گوناگون تاریخی آمده‌است ساخت تخت جمشید در حدود ۲۵ قرن پیش در دامنه غربی کوه رحمت یا میترا یا مهر و در زمان داریوش بزرگ آغاز گردید و سپس توسط جانشینان وی با تغییراتی در بنای اولیه آن ادامه یافت.

بر اساس خشت‌نوشته‌های کشف شده در تخت جمشید در ساخت این بنای با شکوه معماران، هنرمندان، استادکاران، کارگران، زنان و مردان بی‌شماری شرکت داشتند که علاوه بر دریافت حقوق از مزایای بیمه کارگری نیز استفاده می‌کردند. ساخت این مجموعه بزرگ و زیبا بنا به روایتی ۱۲۰ سال به طول انجامید.

یکی از هنرهای معماری در تخت جمشید این است که نسبت ارتفاع سر درها به عرض آنها و همین طور نسبت ارتفاع ستون‌ها به فاصلهٔ بین دو ستون نسبت طلایی است. نسبت طلایی نسبت

 مهمی در هندسه‌ است که در طبیعت وجود دارد. این نشانگر هنر ابرانیان باستان در معماری است.

 

خيلي از ما وقتي چيزي درباره حيوانات در معرض انقراض مي‌شنويم فقط به ياد يوزپلنگ ايراني مي‌افتيم؛ گونه‌اي کم‌نظير که به لطف فعالان محيط زيست و رسانه‌ها حاميان زيادي پيدا کرده و حالا با وجود اينکه چند‌ده قلاده بيشتر از اين حيوان در فلات ايران زندگي نمي‌کنند اميدها به حفظ نسل و جلوگيري از انقراض اين حيوان بيشتر می‌شود اما تمرکز و تلاش براي حفظ يوزپلنگ ايراني نبايد باعث شود فکر کنيم اين‌گونه تنها گونه جانوري در معرض خطر انقراض در ايران است، بلکه چندين جانور ديگر در مناطق مختلف ايران پراکنده هستند که ممکن است چند سال ديگر فقط تصوير و نامي از آنها در کتاب‌ها باقي بماند و رد‌پاي خودشان براي هميشه از طبيعت پاک شود؛ البته فقط طبيعت ايران نيست که ميزبان چندين جانور رو به انقراض است، بلکه آمارها و تحقيقات جديد نشان مي‌دهد ساير انسان‌ها در کشورهاي ديگر جهان هم با تمام توان مشغول غير‌قابل زيست‌کردن کره زمين براي حيوانات مختلف هستند و انگار در اين مسير، توفيقات زيادي هم به‌دست ‌آورده‌اند تا جايي که در تحقيق تازه منتشرشده انجمن جانور‌شناسي لندن اعلام شده تا چهار سال ديگر دو‌سوم حيوانات کره زمين منقرض مي‌شوند. اين تحقيقات مي‌گويند بين سال‌هاي 1970 تا 2012 ميلادي جمعيت حيوانات، 58 درصد کاهش يافته و انتظار مي‌رود با ادامه اين روند اين ميزان تا سال 2020 به 67 درصد برسد. محققان در اين انجمن به‌دليل انقراض وسيع و پرسرعت حيوانات هم اشاره کرده و آورده‌اند علت بخشي بزرگ از اين اتفاق هم نابودکردن طبيعت به‌وسیله انسان‌هاست.

به‌طور کلي بيشتر کره زمين اکنون در اختيار انسان‌ها‌ست و فقط از 15 درصد آن براي طبيعت حفاظت مي‌شود. شکار به‌عنوان تأمين غذا هم از دلايل ديگر انقراض حيوانات است. آلودگي هم يکي ديگر از اصلي‌ترين دلايل انقراض حيوانات است، مثلا دلفين‌ها و نهنگ‌ها تاکنون از آلاينده‌هاي صنعتي آسيب‌هاي جدي ديده‌اند. در قسمتي ديگر از اين تحقيق هشدار داده مي‌شود: «ادامه اين روند به منابع طبيعي که انسان به آن وابسته است، آسيب مي‌زند و احتمال خطر کم‌آبي و رقابت بر سر منابع طبيعي را زياد مي‌کند.»

يوز ايراني تنها نيست

برخي از فعالان حوزه محيط زيست و کساني که در زمينه حفاظت از نسل يوزپلنگ ايراني فعاليت مي‌کردند شعارشان را «يوز ايراني تنها نيست» قرار داده بودند اما اين جمله را طور ديگري هم مي‌توان معني کرد، يعني مي‌توانيم بگوييم اين جانور، تنها حيواني نيست که در کشور ما در حال نابود‌شدن است.

انسان زمين را براي خودش مي‌خواهد

خرازيان‌مقدم درباره اينکه چرا فهرست گونه‌هاي در حال انقراض در کشور اين‌قدر بلند است و هر روز هم به اين فهرست اضافه مي‌شود، مي‌گويد: «جزيره‌اي‌شدن زيستگاه‌ها و جمعيت گونه‌ها يکي از مهم‌ترين دلايل است. در واقع، توسعه راه‌ها، سکونتگاه‌ها وکشتزارها، موجب جزيره‌اي‌شدن زيستگاه‌ها و به تبع آن جمعيت برخي گونه‌هاي جانوري درون آن شده؛ به‌طوري ‌که ارتباطشان با جمعيت‌هاي پيرامون، قطع و موجب انقراض محلي و بروز فشارهاي درون‌آميزي در درون جمعيت‌هاي موجود شده است و در دراز‌مدت اين‌گونه، با چالش کاهش تنوع ژنتيک و کاهش مقاومت در مقابل بيماري‌ها و تغييرات محيطي مواجه مي‌شود. در کنار اين عامل، بايد به عواملي چون وجود سلاح‌هاي غير‌مجاز، حضور دام بيش از ظرفيت در زيستگاه‌ها، تجارت غير‌قانوني گونه‌هاي جانوري و اجزاي آنها نیز اشاره کنيم. در اين ميان، نبود امکانات، تجهيزات و نيروي انساني کافي براي حفاظت از گونه‌هاي جانوري هم اهميت زيادي دارد و در عين‌ حال، قوانين و مقررات مناسبي هم وجود ندارد.»

او ادامه مي‌دهد: «با وجود اينکه نقش انسان در رو به انقراض‌رفتن جانوران غير‌قابل کتمان است اما عوامل طبيعي هم در اين موضوع تأثير دارد؛ عواملي مانند شيوع انواع بيماري‌ها، خشکسالي‌هاي پي‌درپي و... . »

چند نمونه از اصلی ترین حیوانات در معرض انقراض ایران

میش‌مرغ

میش‌مُرغ پرنده‌ای از خانواده هوبره‌ایان است که در دشت‌های وسیع بی‌درخت، زمین‌های استپی و کشتزارهای پهناور حبوبات و علفزارها زندگی می‌کند.

این پرنده دارای گردن و پاهای کشیده، بالها و منقار پهن و پرهای رنگارنگ است و روی زمین لانه‌سازی می‌کند. میش مرغ در فصل بهار تخمگذاری می‌کند و در هر دوره تخمگذاری نیز دو تا چهار تخم می‌گذارد؛ پس از ۲۵ الی ۲۷ روز جوجه‌ها به دنیا می‌آیند. میش مرغ یکی از بزرگترین پرندگان ایران است و از نظر شکل و جثه شباهت زیادی به بوقلمون دارد. طول بدن آن به یک متر و وزنش به بیش از ۱۵ کیلوگرم می‌رسد. پرهای میش‌مرغ در قسمت پشت نخودی سیر با راه‌های عرضی سیاه و در قسمت شکمی، کاملاً سفید رنگ است. میش مرغ پاهای قوی و بلندی دارد که به سه انگشت ختم می‌شود. این پاهای قوی، برای میش‌مرغ که کمتر پرواز می‌کند، اهمیت زیادی دارد. این پرنده بسیار زودرَم و محتاط است و با اینکه پروازش قوی است، اغلب در مقابل خطر می‌دود یا مخفی می‌شود. نر و ماده این پرنده شبیه به هم هستند ولی نرها جثه بزرگتری دارند. پرنده نر بالغ نوار بلوطی رنگی در ناحیه سینه دارد و پرهای سبیل‌مانندی مرکب از موپرهای سفید در دو طرف صورت آن دیده می‌شود. میش‌مرغ‌ها، بیشتر در کشتزارهای مسطح مانند مزرعه‌های گندم، نخود، یونجه و... زندگی می‌کنند. تغذیه این پرنده بسیار متفاوت و شامل مواد گیاهی و حیوانی مختلف است، از جمله حشرات، قورباغه و سوسمار.

یوزپلنگ ایرانی

یوزپلنگ آسیایی یا یوزپلنگ ایرانی یا تیزپای آسیایی یک زیرگونه به‌شدّت در معرض خطر انقراض از یوزپلنگ است که اکنون تنها چند ده قلاده از آن در ایرانیافت می‌شود. در حال حاضر این یوز به عنوان نمادی در لباس تیم ملی فوتبال ایران است.

از سال ۱۳۹۰ که پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی شروع شد تعداد این‌گونه از ۳۳ قلاده به ۷۵ قلاده رسیده و این نشان دهنده تأثیر این پروژه بوده‌است.

این جانور در مناطق بیابانی در سطح منطقه زندگی می‌کرد و سال‌هاست که نسل آن در معرض نابودی کلی قرار دارد. نتایج جدیدترین تحقیقات نشان می‌دهد که بین ۷۰ تا ۱۰۰ یوزپلنگ در مناطق حاشیه کویر مرکزی از جمله خارتوران، نایبندان، دره‌انجیر و میاندشت وجود داشته باشد. این تخمین نتیجه نقشه‌برداری زمینی است که توسط بیش از ۱۲۰۰۰ دوربین دید در شب که در مکانهای مختلف کار گذاشته شده بود.

ایران از دهه ۱۹۷۰ به عنوان تنها زیستگاه یوزپلنگ‌های آسیایی (ایرانی) شناخته شده‌است. یوزپلنگ ایرانی تنها نژاد این جانور است که یال دارد.

سیاه‌گوش

سیاه‌گوش یا کاراکال (یا منگوله‌گوش ) گربه‌سانی کوچک است که در خاورمیانه و آفریقا زندگی می‌کند.

کاراکال یکی از سنگین‌ترین و سریع‌ترین گربه‌های کوچک است و مطالعات ژنتیکی نشان می‌دهد که گربه طلایی آفریقایی و یوزگربه نزدیک‌ترین خویشاوندان این گربه‌سان‌اند.

گوزن زرد ایرانی

گوزن زرد ایرانی گونه ای که در خطر انقراض قرار داشت ولی با تمهیدات انجام شده از خطر انقراض در ایران نجات یافت. گوزن زرد در منطقه جزیره اشک احیا و سپس با افزایش جمعیت تعدادی از آنها به زیستگاه تاریخی خود در حوزه زاگرس منتقل شدند. همچنین برنامه احیای نسل آن در اسرائیل از سال ۱۹۹۶ آغاز شده و اکنون حدود ۲۵۰ رأس از آن به‌طور طبیعی در شمال اسرائیل زندگی می‌کنند.

گاو دریایی

گاو دریایی‌ها پستاندارانی آبزی از راسته گاودریاییان، خانواده تن‌موییان  و سرده تریککوس هستند.

گاودریایی‌سانان تنها پستانداران دریایی هستند که کاملاً آبزی و گیاه‌خوارند و تقریباً تمام آنها بدون مو و اندام حرکتی عقبی‌اند.

گاو دریایی با گاوماهی و در کل خانواده گاوماهیان از نظر شکل جمجمه و دُم تفاوت دارد. دم گاو دریایی پارویی‌شکل است در حالی که دم گاوماهی چنگالی است.

گاوهای دریایی گیاهخوارند و بیشتر وقت خود را به چرا در پایابها (آب‌های کم‌عمق) می‌گذرانند.

متابولیسم چيست؟
متابولیسم پایه،انرژی است که بدن روزانه میسوزاند تا صرف فعالیت های پایه خود همچون تنفس،گردش خون،ساخت ترکیبات مورد نیاز،پمپ کرد ن یونها از غشاء سلول،انرژی کار دستگاه عصبی و حفظ دمای بدن کند.
متابولیسم پایه،70-60% کل انرژی که بدن روزانه میسوزاند را تشکیل میدهد؛از این میان درصد انرژی که ارگانهای بدن برای فعالیتهای خود میسوزانند عبارتند از:
کبد: 29%
مغز: 19%
قلب: 10%
کلیه: 7%
ماهیچه اسکلتی: 18%
بقیه اعضا: 17%
بدین ترتیب قسمت اعظم این انرژی را کبد مصرف میکند که بیشتربه فرآوری گلوکز و چربی اختصاص دارد.

انواع غدد

  1. هیپوتالاموس
  2. تیموس
  3. تیروئید
  4. هیپوفیز
  5. غدد فوق کلیوی یا آدرنال
  6. غده صنوبری یا پینه آل

7 و 8. غدد تناسلی ( بیضه ها در مردان و تخمدان ها در زنان

  1. جزایر لانگرهانس غده پانکراس (لوزالمعده)

هیپوتالاموس

زیرنَهَنج یا هیپوتالاموس، غده ای است در مغز، که دستگاه عصبی را با کمک غده زیرمغزی به دستگاه غدد درون‌ریز متصل می‌کند.

هیپوتالاموس در اکثر پستانداران یافت می‌شود و خصوصیات متفاوتی در دو جنس مذکر و مونث دارد. هیپوتالاموس مانند بصل النخاع در تنظیم تنفس نقش دارد.

هیپوفیز

غده زیرمغزی یا هیپوفیز (به انگلیسی: Pituitary gland) )یک غده درون‌ریز و احتمالاً مهمترین غده درون‌ریز بدن است و متعلق به دستگاه هورمونی است.

غده زیرمغزی غده درون‌ریز گرد کوچکی است که در زیر مغز قرار دارد و در تمام مهره‌داران جمجمه‌دار به کف بطن سوم مغزمتصل است.

تیموس

تیموس ، آویشَنَگ گلو یا خوش‌گوشتِ گلو یک اندام تخصص یافته در دستگاه ایمنی بدن است. تنها فعالیت شناخته آن بالغ کردن لنفوسیت تی (T-Lymphocyte)است که سلول‌های حیاتی برای دستگاه ایمنی بدن هستند (یعنی لنفوسیت‌های نابالغ از طریق خون به غده‌ای در پشت جناغ سینه به نام تیموس منتقل شده و در آنجا بالغ می‌شوند).

آویشنگ یا خوش‌گوشت نامی است که در آشپزی به غده‌های تیموس و لوزالمعده حیوانات معمولاً گوساله یا گوسفند کمتر از یک سال می‌دهند.

تیموس از دو لوب تشکیل شده که در جلوی بالای میان‌سینه mediastinum و در مقابل پیراشامه (پریکارد) و رگ‌های بزرگ و پشت جناغ قرار گرفته‌است. تیموس متشکل از دو لوب هرمی نابرابر متصل به هم توسط بافت سلولی، یک بافت لنفاوی، مترشحه هورمونی برای کنترل لنفوسیت‌سازی است.

از لحاظ بافت‌شناسی تیموس به یک مغز مرکزی (central medulla) و لایه بیرونی که به وسیله روپوش بیرونی احاطه شده تقسیم می‌شود. بخش مرکزی و بیرونی هر کدام وظیفهٔ متفاوتی در توسعه لنفوسیت تی دارند. سلول‌های بنیادی در مغز استخوان نقش اصلی را در تولید T-Cell دارند.

غده تیروئید

این غده جزء بزرگترین غدد اندوکرین بوده که از دو لوب تشکیل شده‌است. وزن آن حدود بیست و پنج گرم بوده و اندازه آن در خانم‌ها بزرگتر است، البته اندازه آن در دوران قاعدگی و حاملگی افزایش می‌یابد. در قسمت مرکزی دارای ایسموس (تنگه) بوده که سبب اتصال دو لوب تیروئیدی به یکدیگر می‌گردد. ممکن است گاهی لوب سومی هم به شکل هرمی از ایستموس یا دو لوب اصلی دیگر بیرون بزند.

در بعضی موارد توده‌های کوچکی از جنس بافت تیرویید در اطراف غده مشاهده می‌شود که به غده اصلی اتصالی ندارند و با نام غدد اکسسوری (فرعی) تیروئیدی شناخته می‌شوند.

واحدهای تشکیل دهنده غده تیروئید آسینوس یا فولیکول بوده که در قسمت مرکزی آن ما پروتئین‌های کلوئیدی را داریم که خود به عنوان انباری به منظور ذخیره هورمون تیروئید می‌باشدو دارای چهار عملکرد اصلی می‌باشند: جذب و انتقال ید، ساخت و ترشح تیروگلوبین، اتصال ید به تیروگلوبین به منظور ساخت هورمون‌های تیروئیدی و ترشح هورمون تیروئید به دستگاه گردش خون.

غده فوق کلیوی

غدد فوق کلیوی یا غده‌های آدرنال(Adrenal) یک جفت غده درون‌ریز هستند که هر کدام بر روی کلیه‌ها قرار دارند و وزن هر غده حدود ۵ گرم است. هر غده از دو بخش قشر(Cortex) و مغز یا مدولا(Medulla) تشکیل شده‌است که هرکدام از این دو بخش هورمون‌های جداگانه‌ای ترشح می‌کند.

جزایر لانگرهانس

جزایر لانگرهانس سلول‌هایی درون لوزالمعده هستند که به ترتیب هورمون‌های گلوکاگون، انسولین و سوماتواستاتین را از سلولهای آلفا، بتا و دلتای خود ترشح می‌کنند.

این سلول‌ها در سال ۱۸۶۹ توسط کالبدشناس، آسیب شناس آلمانی پاول لانگرهانس کشف شدند. جزایر لانگرهانس ۱ تا ۲ درصد از از حجم لوزالمعده را گرفته‌اند. حدود یک میلیون از این جزایر در بدن فرد بالغ وجود دارد. سلولهای جزیره‌ای هورمونهای پلی پپتید پانکراسی را نیز ترشح می‌کنند.

غده کاجی (صنوبری)

غده کاجی یا غده صنوبری که غده رومغزی (epiphysis gland) هم نامیده شده توده بافتی مخروطی‌شکل کوچکی است که به وسیله ساقه‌ای به سقف بطن سوم مغز متصل است. این غده متشکل از سلول‌های پینه‌آل و بینابینی می‌باشد و در عمق مغز (دیانسفال) قرار دارد. کارکرد دقیق آن هنوز مشخص نیست، البته این غده هورمونی به نام ملاتونین و ماده شیمیایی به نام سروتونین را ترشح می‌کند که با چرخه روزانه خواب و بیداری مرتبط می‌باشد. به علاوه در این غده گیرنده‌های مواد مخدر (انواع خاصی از مشتقات آمفتامین‌ها) وجود دارد و باعث کاهش زمان خواب می‌شود. احتمالاً یک نقش مخالف با محرک بیضه‌ها و تخمدان‌ها (آنتی‌گنادوتروپیک) نیز دارد.

به این غده چشم سوم گفته می‌شود. این غده سروتونین هم ترشح می‌کند.

جسم کاجی یک تودهٔ عصبی مخروطی شکل است که در بالای Colliculusهای بالایی قرار دارد و به وسیله پایه باریک خود به قسمت پایین سطح خلفی دیانسفالون چسبیده‌است. انشعابی از بطن سوم به نام pineal recess با این پایه وارد می‌شود و آن را به دو ورقه تقسیم می‌کند. ورقه بالایی را رابط هابنولار(Habenular Commissure) و ورقه پایینی را رابط خلفی(Posterior Commissure) می‌نامند. به نظر می‌رسد که جسم پینه آل بر روی غدد تناسلی بچه‌ها اثر مهارکننده دارد و اختلال آن در کودکان موجب بلوغ زودرس آنها می‌شود. جسم پینه آل بعد از بلوغ آهکی می‌گردد.

غدد تناسلی در مردان و زنان

1- تخمدان ها

هر نوزاد دختری که به دنیا می آید، دارای یک جفت اندام تناسلی به نام تخمدان در حفره شکمی خود است. تخمدان های حاوی تمام تخمک های نابارور هستند.

هنگام تولد، تخمدان ها حاوی 150 تا 500 هزار سلول هستند که می توانند به تخمک تبدیل شوند، اما از این تعداد معمولا 300 تا 400 عدد سلول، بالغ و کامل می شوند و به تخمک تبدیل می گردند.

2- بیضه ها

بیضه ها همانند تخمدان ها، جزو دستگاه غدد درون ریز محسوب می شوند. همچنین جزو اندام های تناسلی بدن مرد می باشد.

یکی از وظایف اصلی بیضه ها، تولید اسپرم می باشد. هر مردی در طول زندگی خود، میلیون ها سلول جنسی (اسپرم) را تولید می کند.

عملکرد هر دو بیضه تحت تاثیر هورمون های تولید شده توسط قسمت قدامی غده هیپوفیز می باشد.

تاریخچه

„گواهانی در دست است که چوگان را کهن ترین بازی ورزشی جهان می شناسد زیرا بر دست نوشته ای که زمان آن نزدیک به ٦٠٠ سال پیش از مسیح است بازی چوگانی میان ایرانیان و تورانیان گزارش شده است.

„این بازی پر جنبش که نیمی اسب و نیمی سوار به جایش می آورند در نبشته های ایرانی از “کارنامه اردشیر بابکان”  گرفته تا ترانه های مردمی و سروده های ستارگان آسمان هنر ایران بسیار آمده و چنان جایی در زندگی مردم داشته که گوینده و سراینده ای کهن یا نو نبوده که از ” گوی ” و ” چوگان ” و “میدان ” و گوی ربودن و . . . سخن سرایی نکرده باشد.

„برای نخستین بار در کارنامه اردشیر بابکان از چوگان نام برده شده و پس از آن  تقریباً هیچ یک از شاعران و نویسندگان قدیم ایرانی را نمی توان یافت که به ترتیبی سخن از چوگان به میان نیاورده باشد . افسوس که این نوشته ها شیوه بازی چوگان را به روشنی بازگو نکرده اند.

برای نمونه : در شاهنامه شمار بازیکنان چوگان چهارده تن گفته شده “در هر بر هفت تن بازی می کنند و با ربودن گوی و رساندن آن به انتهای میدان برتری می یابند” . قابوسنامه شمار بازیکنان را هشت می گوید که شش تن میان میدان و دو تن دیگر در دو سر میدان جای می گیرد.

چوگان این تنها ورزش همیشه ایرانی در سده های آغازین گاه شمار مسیحی از خاور به چین و ژاپن رفت و از باختر به آسیای کوچک و یونان و پس از آنکه هندوستان از ایران جدا شد در زمان فرمانروایی مغول ها بر آن کشور دوباره همـه فرآورده های فرهنگی ایران و از آن میان چوگان در آنجا گسترش یافت و رونق گرفت.

در آغاز سده نوزدهم که ناشایستگی شاهان ایران ، کشور و همة دارایی های آن را به باد می داد و فرهنگ را به نابودی می کشید این بازی نیز در زاد بوم خود به فراموشی سپرده شد ولی پویایی سرشتی آن چون سمندر از خاکسترش باز زایاند.

انگلیسی هایی که بر هندوستان چیره شده بودند در آنجا پس از آشنایی با چوگان چنان شیفته اش شدند که به فرا گرفتن آن پرداختند و در سال ١٨٦٢ با گشایش باشگاه چوگان کلکته این بازی به سراسر هند گسترش یافته و انگلیسی ها و هندیها آن را بازی می کردند.

پیوند نزدیک میان انگلستان و هندوستان چوگان را به اروپا کشاند و در سال ١٨٧١ نخستین بازی چوگان در انگلستان انجام گرفت . در پی این رویداد بود که چوگان به زودی  در آمریکای شمالی و جنوبی گسترش یافت ولی هندوستان همچنان کانون جهانی این بازی بود.

در سال ١٨٨٠ بازی های جهانی به نام جام وست چستر آغاز شد که ٩ دوره از آن برگزار گردید و در همین اوان در چهار دوره از بازیهای المپیک تابستانی نیز بازی چوگان انجام شد و هم اینک انجام آن در بازیهای آینده المپیک پیشنهاد شده و در دست بررسی است.

سراسر این زمان دراز چوگان در میهن خود آسیبهای بیشتری می دید تا آنجا که پس از ناصرالدین شاه تا آغاز دهه ١٣٥٠ که جنبش برای نو کردن همه رشته های سوارکاری سر می گیرد دیگر نامی از آن برده نمی شود.

مدیران و مسئولین

حجت الله ده خدایی: رئيس فدراسيون چوگان

ابراهيم نوزايي: نائب رئیس فدراسیون

مشخصه‌های زمین چوگان

طول و عرض زمین چوگان به ترتیب ۲۷۴ و ۱۴۵ متر است (البته در کشور ایالات متحده آمریکا و آرژانتین این ابعاد کمی از استاندارد رایج بزرگ‌تر می‌باشد). طول دروازه نیز ۷ متر می‌باشد.

مدت زمان مسابقه

یک بازی چوگان به ۶ دوره زمانی (چوکه) که هر کدام ۷ دقیقه می‌باشد تقسیم می‌شود. البته این استاندارد مربوط به کشور انگلستان می‌باشد ولی در آرژانتین و آمریکا این مدت زمانی به هشت قسمت تقسیم شده و بین هر چوکه استراحتی معادل۳ دقیقه و بین دو نیمه ۵ دقیقه در نظر گرفته می‌شود.

تعداد بازیکنان

در هر تیم چهار نفر بازی می‌کنند. نفر اول یک مهاجم است و کار او حمله و نیز کمک به مدافع است. نفر دوم نیز مهاجم است، ولی وظیفه او در دفاع مهم‌تر است. نفر سوم که معمولاً بهترین بازیکن تیم است، وظیفه دارد تا حرکات دفاعی را به ضد حمله تبدیل کند. نفر چهارم نیز مدافع است و وظیفه دارد توپ را از دروازه دور کند. از آن جایی که چوگان بازی‌ای با روند سریع است، امکان دارد بازی کنان یک تیم در قسمت‌های مختلفی از زمین قرار گیرند که مربوط به وظیفه بازیکن دیگر باشد. در این حالت باید وظایف آن بازیکن را انجام دهند تا به جای خود بازگردند.

نحوه ثبت امتیازات

زمانی یک امتیاز برای تیمی ثبت می‌شود که توپ از خط دروازه آشکارا بگذرد و داور صحت آن را تصدیق نماید. در صورتی که توپ به قسمت فوقانی دروازه برخورد کند ثبت امتیاز مشروط به تاُیید داور است.

اسب‌های چوگان

در ورزش چوگان معمولاً از اسبهای کوتاه قد استفاده می‌شود، بدین منظور پونی‌ها از جایگاه ویژه‌ای برخوردارند. در یک بازی معمولاً از یک اسب حداکثر در دو چوکه استفاده می‌شود، البته باید بین آن‌ها یک چوکه استراحت به اسب داده شود.

وسائل ضروری اسب در حین مسابقه چوگان

 بانداژ برای حفاظت چهار ساق اسب به منظور عدم برخورد ضربات توپ و یا چوب چوگان به ساق‌ها.

انتخاب افسار (دهنه، لگام) مناسب جهت کنترل هرچه بهتر اسب در حین مسابقه.

 وسائل ضروری سوارکار

-کلاه ایمنی مخصوص چوگان

- دستکش

- شلاق چوگان که اندازه آن تقریباً معادل ۱۰۶ سانتیمتر می‌باشد و علت آن نیز سهولت استفاده از آن حین مسابقه‌است.

-چکمه سوارکاری بدون بند

-زانوبند

اندازه چوب چوگان و توپ

چوب چوگان دارای طولی معادل ۱۲۹ سانتیمتر می‌باشد که انتهای آن به صورت استوانه‌ای است. معمولاً برای ساخت آن از چوب بامبو یا چوب‌های سبک و مقاومی همچون چوب درخت خرمالو استفاده می‌شود. قطر توپ حدود نیز ۲۵/۸ سانتیمتر است و در حدود ۱۴۱-۱۲۷ گرم وزن دارد، جنس توپ از چوب بید و یا بامبو می‌باشد. البته در بازی‌های تمرینی از نوع پلاستیکی و فومی آن هم استفاده می‌شود.

آلودگی هوا با توجه به پیامدهای زیانبارش به یکی از ملموس ترین معضلات زیست محیطی تهران، پایتخت ایران و چندین شهر دیگر ایران تبدیل شده است. آمارها نشان می دهد که در روزهای تشدید آلودگی هوای تهران، شمار بیماران تنفسی «تا ۶۰ درصد» افزایش می یابد. بیشترین عامل مرتبط با تشدید بیماری های سیستم قلبی، عروقی و ریوی، افزایش آلاینده های دی اکسید گوگرد، ذرات معلق و منواکسید کربن است، به طوری که «آلودگی هوا در تهران به طور متوسط موجب کاهش ۵ سال از عمر تهرانی ها شده است».

 بنابر نظر برخی از کارشناسان محیط زیست، نخستین زنگ خطر جدی دربارهٔ آلودگی هوای تهران در سال ۱۳۷۴ به صدا درآمد. در آن هنگام نزدیک به یکصد نفر از کارشناسان و مدرسان محیط زیست، جغرافیا و شهرسازی در پی نشستی در سالن اجتماعات پارک شهر تهران، متنی موسوم به بیانیه «هوای تهران ۷۴» منتشر کردند که در آن برای نخستین بار از آلودگی هوای پایتخت به عنوان یک «بحران ملی» که راه مقابله با آن «عزم ملی» است، نام برده شد.

مهاجرت به تهران از عوامل ترافیک و آلودگی هوای شهر

جمعیت مهاجری که وارد شهر تهران می شوند عمدتاً به شغل هایی روی می آورند که بازدهی ندارد و نیاز به تخصص لازم هم ندارد در نتیجه نه تنها سبب پویایی و توسعه شهر تهران نمی شوند بلکه با فشار به شهر سبب ترافیک و آلودگی هوای تهران و همچنین کمبود منابع آبی می شوند. مسوولان شهری شهر تهران می بایست مقررات قانونی قوی داشته باشند تا از افزایش مهاجرت و جمعیت و ترافیک در تهران بکاهند.

 اثرات آلودگی هوا

در ایران سالیانه ۴۵۰۰۰ نفر بر اثر آلودگی هوا می میرند.

مطابق گزارش بانک جهانی در سال ۱۳۸۲، ۸۱۵۲ تن تهرانی به دلیل آلودگی هوا جان خود را از دست داده اند به طوری که فاصله سال های ۸۲ تا ۸۵، نه تنها از میزان مرگ بر اثر آلودگی هوا در تهران کاسته نشده، بلکه تنها در آبان ماه سال ۸۵، آلودگی هوای تهران به اندازه نیمی از تمام سال ۸۲ قربانی داشته است.[۶]

به خاطر استنشاق هوای تهران ۹۹۰۰ نفر در سال ۸۴ به دلیل دو آلاینده NOx و PM10 فوت کردند. آلاینده PM10 به تنهایی در سال ۱۳۸۸ موجب مرگ ۶۲۰۰ نفر شده است.

در اثر آلودگی هوایی که در کشور ایران در سال ۱۳۸۹ به وجود آمد، حداقل ۴۰۰۰ نفر در اثر این آلودگی جان خود را از دست داده اند.

سازمان بهداشت جهانی در مهر، آبان ۱۳۸۵ (اکتبر سال ۲۰۰۶) پس از ۱۵ سال تحقیقات اعلام کرد که آلودگی هوا در بروز

سرطان مؤثر است.

 اثرات هر یک از اجزای آلوده کننده هوا

منوکسید کربن: سردرد-کاهش هوشیاری-حمله قلبی-بیماری های قلبی و عروقی-ناتوانی در رشد جنین-در نهایت مرگ

دی اکسید سولفور: سوزش چشم-خس خس سینه-تنگی و سفتی قفسه سینه-تنگی نفس-تخریب ریه-اختلالات بینایی

دی اکسید نیتروژن: عفونت دستگاه تنفسی-تحریک ریه-سرفه-درد قفسه سینه-مشکل تنفسی

اوزون: سوزش چشم و گلو-سرفه-مشکلات راه تنفسی-آسم-تخریب ریه

سرب: کم خونی-افزایش فشار خون-تخریب کلیه و مغز-اختلالات عصبی-سرطان-کاهش ضریب هوشی

ذرات بسیار کوچک دوده، گردوغبار و قطرات کوچک مایع: سوزش چشم-آسم-برونشیت-تخریب ریه-سرطان-مسمومیت فلزات سنگین-اثر بر سیستم قلبی عروقی-اختلالات بینایی.

جایکا

درسال های پس از آن و در پی انعقاد قرارداد همکاری با آژانس ژاپنی جایکا توسط شهرداری تهران، بررسی های جامعی در خصوص آلودگی هوای تهران انجام و تدوین راهکارهای لازم برای بهبود وضع آلودگی هوا شروع شد. بنابراین پژوهش ها روزانه بالغ بر یک هزار و ۱۹۲ تُن مواد آلاینده در هوای تهران منتشر می شود. بیشترین این آلاینده ها مربوط به اکسیدهای گوگرد با انتشار ۶۹۵ تُن در هر روز است که بعد از آن به ترتیب اکسیدهای نیتروژن، منواکسید کربن و هیدروکربن های سوخته نشده، عمده آلاینده های هوای تهران محسوب می شوند. براین ارقام باید ۱۶ تن ذرات لاستیک و ۷ تن آزبست لنت ترمزها را در سال اضافه نمود. همچنین معلوم شد که اگرچه بیش از ۸۰۰ هزار واحد صنعتی مستقر در تهران سهم بزرگی در آلودگی این شهر دارند، ۸۸ درصد آلودگی هوای تهران ناشی از آلایندگی وسایل نقلیه است، در حالی که میزان استاندارد آزبست در هوا، صفر و میزانی که سازمان بهداشت و محیط زیست برای آمریکا و اروپا ارائه داده، پنج صد هزارم فیبر بر میلی لیتر است، اندازه گیری این الیاف در هوای تهران، میزان آزبست را سه هزارم فیبر بر میلی لیتر نشان می دهد. این بدان معنا است هوایی که تهرانی ها تنفس می کنند، ۶۰ برابر اروپا و آمریکا آزبست دارد. این میزان بالای آلایندگی در حالی است که میزان استاندارد آزبست در هوای آزاد، صفر است. زیرا که از یک سو مصرف سوخت خودروهای فرسوده سه برابر خودروهای جدید و میزان آلایندگی شان چندین برابر آن ها است و از سوی دیگر بسیاری از خودروهای تولید داخلی، با این که نو هستند، اما از استانداردهای لازم برخوردار نیستند. بنا بر آمارها، در سال ۱۳۸۸ خورشیدی بیش از ۳۰ هزار تاکسی فرسوده در تهران وجود داشت. در این میان آلایندگی موتورسیکلت ها با توجه به این نکته که موتورسیکلت ها چندین برابر خودروهای شخصی آلودگی تولید می کنند وضعیت را بحرانی تر می کند.

 برنامه جامع مبارزه با آلودگی هوای تهران

در کنار آلودگی هوا باید به آلودگی صوتی نیز به عنوان یکی از مهمترین آلاینده های زیست محیطی ناشی از وسایل نقلیه در شهرهای بزرگ ایران اشاره داشت. به جز تهران میزان آلودگی هوای شهرهای اهواز، اراک، تبریز، مشهد، شیراز، کرج و اصفهان نیز مورد توجه خاص قرار دارد.

 در پی این مطالعات، برنامه ای تحت عنوان «برنامه جامع مبارزه با آلودگی هوای تهران» در سال ۱۳۷۹ طراحی و تصویب شد تا طبق این برنامه ظرف مدت ۱۰ سال هوای پایتخت به کیفیت سالم و قابل تنفس برسد. این برنامه شامل ۷ محور ذیل می باشد: استانداردسازی خودروهای نو، از رده خارج کردن خودروهای فرسوده، ارتقای حمل و نقل عمومی، بهبود کیفیت سوخت، معاینه فنی خودروها، مدیریت ترافیک و آموزش همگانی. این برنامه با همکاری وزارت صنایع، وزارت نفت، سازمان حفاظت محیط زیست، شهرداری تهران و پلیس راهنمایی و رانندگی به مورد اجرا درآمد.

 در پی آن در پاییز ۱۳۸۶ «طرح جامع حمل و نقل و ترافیک تهران»[۱۶] تهیه و تصویب شد. این طرح، که اهداف کلی آن بر اهداف طرح های فرادست – مانند «طرح جامع تهران» و هم چنین برنامه چهارم توسعه اقتصادی ایران – استوار شده اند، چشم انداز تحولات مطلوب این شهر در ۲۰ ساله آینده را ترسیم می کند. در جدول شماره (۵–۲)طرح جامع حمل و نقل و ترافیک تهران شاخص های حمل و نقلی تهران در سال ۱۳۸۶ و سال ۱۴۰۴ در مقایسه با متوسط شهرهای اروپایی در قالب ارقام و آمار ارائه شده اند.

 در ارتباط با کاهش آلودگی هوا، این طرح– علاوه بر گسترش و بهبود کیفیت حمل و نقل عمومی، از رده خارج کردن کلیه خودروها و موتورسیکلت های فرسوده، تولید خودروهای دوگانه سوز و همچنین توسعه عرضه گاز طبیعی فشرده، که از اهداف برنامه چهارم توسعه اقتصادی ایران هستند و در این طرح نیز گنجانده شده اند – به برنامه های زیر اشاره می کند:

گسترش فضاهای سبز اطراف شبکه معابر

ایجاد معابر پیاده رو در مناطق تجاری شهر

ممانعت از ورود تاکسی های بنزین سوز به سیستم

دوگانه سوز کردن تاکسی های بنزینی موجود

وضع عوارض جدید برای خودروها متناسب با مصرف سوخت و انتشار آلودگی

البته این راهکارها به دلایل مختلف تا به حال جوابگوی معضل ترافیک و آلودگی هوای تهران نبوده اند. از جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:

«گوگرد گازوئیل در حالت استاندارد باید بین ۱۵ تا ۲۰ پی پی ام باشد، اما متأسفانه در ایران از گازوئیل «۷ هزار پی پی ام» استفاده می شود»

«طبق قانون برنامه چهارم تا پایان این برنامه باید یک میلیون خودروی فرسوده از رده خارج می شد، در حالی که با گذشت ۴ سال از این قانون تنها ۳۰۰ هزار خودروی فرسوده از رده خارج شده است.»

علی رغم اضافه شدن شبکه مترو به شبکه حمل و نقل عمومی تهران در ده سال گذشته و افزایش تعداد اتوبوسها و مینی بوس ها در این مدت، سهم حمل و نقل عمومی در کل سفرها به ۲۶ درصد کاهش پیدا کرده است.

به دلیل افزایش روزافزون مالکیت خودروی شخصی درسالهای گذشته و با توجه به اینکه برخی از خودروها همچون پژو آر- دی و نیسان با تکنولوژی ۳۰ سال پیش تولید می شوند، اجرای طرح سهمیه بندی سوخت تنها موقتاً موجب کاهش مصرف شده است.

سرعت متوسط وسایل نقلیه عمومی تنها ۱۵ کیلومتر در ساعت است. مصرف سوخت خودرو در سیکل شهری کمی کمتر از دو برابر اتوبان است.

عدم عنایت به موضوع مهم فرهنگ ترافیک

راهکارهای بالا بردن سهم سفرها با وسایل نقلیهٔ عمومی یا نیمه عمومی عمدتاً به این دلیل کارساز نبوده اند که سفرهای سوارهٔ ساکنین تهران در طی ۱۰ سال گذشته، رشد ۲۰ درصدی و سفرهای ساکنین حومه شهر تهران رشد ۷۹ درصدی داشته اند. عامل اصلی این دو نیز رشد جمعیت تهران و به ویژه شهرها و شهرک های اقماری آن، در کنار رشد رفاه عمومی بوده است. این رشد نیز به خودی خود مدیون جذابیت شهرتهران که مرکز تولید بیش از ۲۵ درصد تولید ناخالص داخلی ایران و در عین حال قطب بلامنازع سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایران محسوب می شود، می باشد. در مصاحبه ای جداگانه و در مراسم روز جهانی لایهٔ ازن، عیسی کلانتری معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست عنوان داشت که؛ ۵۱٪ آلودگی هوای تهران به سبب کامیون هایی است که شب ها وارد تهران می شوند. وی به رقمی در حدود ۲۰ هزار کامیون اشاره داشت که با ورود شبانه به پایتخت، باعث ایجاد این مقدار از آلودگی می گردند.

سالهای اخیر عبارت حمایت از کالای ایرانی را زیاد شنیده‌ایم و همیشه برای برخی از ما این احساس بد ایجاد شده است که چرا باید از کالایی که از کیفیت لازم برخوردار نیستند و گران‌تر از نمونه خارجی هم هستند حمایت کنیم؟ گاهی تولید کننده را به شکل یک کلاه‌بردار تصور کرده‌ایم که قصد دارد سود بیشتری را کسب کند و همه محصولات خودش را هم از خارج وارد کرده و فقط ادعای تولید داخل را دارد. پس چرا باید از این تولید کننده حمایت کنیم؟

اصلا اجازه دهید اول از تولید صحبت کنیم. بیشتر زمانی را که کار کرده‌ام عموما در شرکت‌های تولیدی بوده است و از نزدیک با کاری که یک تولید کننده باید انجام دهد آشنا هستم. تولید کننده فردی است که ارگانهای حکومتی از بانک گرفته تا کلانتری محل تلاش می‌کنند که او نتواند کار کند. تولید کننده فردی است که تنها مانده و هر روز با انواع مشکلاتی که دولت و سیستم برای او بوجود می‌آورند باید دست‌وپنجه نرم کند. اما او باید با وجود همه این مشکلات بماند و تولید کند. از طرفی واردات بی‌رویه اجناس ارزان قیمت عموما چینی هم بر حجم این مشکلات اضافه می‌کند. خب اگر تولید‌ کننده‌ای موفق شود با وجود تمام این مشکلات کالایی تولید کند باید بتواند آن کالا را درست عرضه کند و در رقابت با اجناس خارجی موفق به کسب سهمی از بازار شود. البته منظور از نوشتن سطور بالا این نیست که باید به دلیل سختی‌هایی که تولید‌کننده کشیده‌است حمایت شود. بلکه فقط برای روشن شدن فرایند مشکل دار تولید بود.

اما حالا اجازه دهید در مورد کلمه حمایت صحبت کنیم. آیا حمایت یعنی اینکه بجای خرید یک کالای با کیفیت برویم و چشم بسته کالای تولید داخلی را بخریم؟ خیر. این طور نیست. حمایت از تولید داخل یعنی کمک به صنعت کشور برای تولید کالای با کیفیت. این حمایت در سطوح مختلفی انجام می‌شود. مصرف کننده باید نظرات خود را به گوش تولید کننده برساند و برای اصلاح کیفیت کالای تولید شده تمام تلاش خود را بکند. این تلاش می‌تواند از ارسال پیشنهاد به تولید کننده شروع شود و حتی گزارش به مراجع ذیصلاح را نیز می‌توان حمایت از تولید داخل دانست. اصلی ترین حمایت مصرف کننده از تولید داخل این است که نسبت به تولید داخل بی‌تفاوت نباشد.

اما حمایت اصلی از تولید داخلی را باید دولت انجام دهد. باید موانع تولید داخلی رفع شود و کلا سیستم کشور برای تولید مناسب شود. مهم‌ترین مشکل تولید کننده عدم خرید مصرف کننده داخلی و یا نداشتن توانایی رقابت با کالای خارجی نیست بلکه مهم‌ترین مشکل تولید کننده قوانین فشل و قدیمی و فرایند‌های بیمار دولتی است. شاید دولت برای حمایت از کالای ایرانی بجای خرید دستوری کالاهای ساخت داخل بهتر بود در یک اقدام سریع مشکلات موجود بر سر راه تولید کننده را حل می‌کرد و تمام اولویت خود را برای تبدیل کردن فضای کشور به فضایی برای تولید می‌گذاشت.

به رغم تمام مشکلات در راه تولید بسیاری از تولید‌کننده‌های داخلی هم کالاهای بسیار با کیفیتی تولید می‌کنند که مصرف کننده می‌تواند برای حمایت از تولید داخلی خود را مجاب به استفاده از آنها کند. این باید یادمان باشد که دست آخر سرنوشت هر ملتی به دستان خود آن ملت است.

تحریک تقاضای داخلی و کاهش وابستگی به نفت

اقتصاد ایران مزیتی دارد و آن این است که یک بازار بزرگ برای محصولات و تولیدات به‌شمار می‌رود؛ یعنی بازار بزرگ مصرف دارد. یکی از مزیت‌های نسبی ما همین است که تولید شکل نمی‌گیرد مگر این‌که تقاضایی وجود داشته باشد. ما تقاضای اجابت نشده فراوان داریم، بخصوص در حوزه ارزاق، خوراک و نیازهای اساسی مثل مسکن و... . لذا ما یک نرخ رشد 3 تا 5 درصد پایدار اقتصادی را می‌توانیم با توجه به همین نیازهای داخلی و بازار و تقاضا داشته باشیم. این موضوع باید استمرار داشته باشد. حتی اگر دنیا عوض شود و سیمان، پوشاک و... همه‌اش داخلی باشد، خودکفا می‌توانیم یک نرخ رشد 3 تا 5درصد را تجربه کنیم.

بازار مصرف خوراک و پوشاک و مسکن ایران بر‌احتی چند برابر منطقه است. در حال حاضر به علت مشکلات موجود و رکود بخش مسکن، 10 تا 15 درصد بخش مسکن فعال است. بخش پوشاک هم که در مقطعی دومین صنعت اشتغال‌زای کشور بود، با زیر 25 درصد ظرفیت خود کار می‌کند. وقتی این بخش‌ها به ظرفیت واقعی خود برسند، کارخانه‌، حسابدار، مدیر مالی، کارگر و... می‌خواهند. این در حالی است که ما این بازارها را به خارج داده‌ایم یا در مواردی به اقتصاد زیرزمینی سپرده‌ایم.

یکی از بیماری‌هایی که رهبر انقلاب هم به آن اشاره کردند، وابستگی بودجه به نفت است.

موضوع دوم، واردات است. در خصوص برخی کالاهای واسطه‌ای شاید بتوان توجیه آورد، ولی ارقام را که نگاه می‌کنیم، بخش قابل توجهی از واردات مربوط به کالاهای مصرفی و لوکس است. در کنارش قاچاق کالا هم وجود دارد.

موضوع سوم، فساد مالی و اقتصادی است که ناشی از وابستگی ما به نفت است.

حمایت دولت‌ها از کالای داخلی؛ ظاهر و پشت پرده

در دوره رئیس‌جمهور جدید آمریکا، افزایش تعرفه‌های وارداتی نیز مشخصاً با هدف حفظ اشتغال داخلی در دستور کار قرار گرفته و با واکنش مشابه سایر طرف‌های تجاری مواجه شده است.

درباره تشویق عمومی به انتخاب و مصرف کالای داخلی نیز دولت‌های غربی با انواع روش‌های تشویقی از جمله تبلیغات، منع خرید کالای خارجی از محل بودجه‌های دولتی و... شهروندان خود را به مصرف کالای داخلی عادت می‌دهند.

 

قلعه رودخان از  بزرگترين دژهاي نظامي

قلعه رودخان از دو بخش ارگ (محل زندگي حاكم و حرمسراي وي) و قورخانه (محل فعاليت هاي نظامي و زندگي سربازان) تشكيل شده است. از روستاي قلعه رودخان تا خود قلعه طبيعت بسيار زيبا و چشم اندازهاي زيادي وجود دارد كه توجه هر بيننده اي را به خود جلب مي كند. مساحت قلعه رودخان بالغ بر ۵۰ هزار مترمربع است.

قلعه رودخان

قلعه رودخان ميراث مهمي است از دژهاي نظامي حكومتي در گيلان. قلعه رودخان، اين قلعه مهم تاريخي كه مدت ها مركز فرمانروايان گيلان بوده است، از بزرگترين و باعظمت ترين دژهاي نظامي گيلان و حتي ايران محسوب مي شود. برخي از كارشناسان، بنياد قلعه رودخان را به دوره ساسانيان نسبت داده اند. قلعه رودخان در زمان سلجوقيان تجديدبنا شده و از پايگاه هاي مبارزاتي اسماعيليان به شمار مي رفته است.

 قلعه رودخان کجاست؟

قلعه رودخان در فاصله ۲۰ كيلومتري جنوب غربي فومن واقع شده است. مساحت قلعه رودخان بالغ بر ۵۰ هزار مترمربع و در ارتفاعي بيش از ۶۰۰ متر در بلندترين نقطه كوه واقع شده است.

براي رسيدن به قلعه رودخان بعد از عبور از شهر فومن و گذشتن از روستاهاي گشت، كردمحله، سياه كش، شمس تالان، گوران پس، هولس كام، سيدآباد و قلعه رودخان به روستاي حيدرآلات مي رسيم كه از اين روستا تا محل قلعه رودخان حدود ۵ كيلومتر فاصله است. در حال حاضر بيشتر مساحت آن در قالب طرح پارك جنگلي، سنگ چين و شن ريزي شده است.

براي نخستين بار در سال ۱۸۳۰ ميلادي آلكساندر شودزكو خچكو محقق لهستاني الاصل هنگام تحقيق در گيلان متوجه قلعه رودخان شد و در يادداشت هاي خود موقعيت اين بنا را به ثبت رساند. او درباره قلعه رودخان مي نويسد: «دژي است بر بالاي كوهي در قسمت علياي رودخانه اي به همين نام، بام آن سنگي است و طرفين ورودي داراي دو برج دفاعي مستحكم است و بر كتيبه سردر ورودي آن حك شده است كه اين قلعه براي نخستين بار در سال ۹۱۸ تا ۹۲۱ هـ.ق براي سلطان حسام الدين اميردباج بن امير علاءالدين اسحق تجديد بنا شده است

 دلیل نام گذاری قلعه رودخان

چون این قلعه تاریخی در کنار رودخانه ای بنا شده، معادل باستانی "دژ رودگان" یا "روگان" (دژی که در کنار رود قرار دارد) یا تغییر یافته آن به نام قلعه رودخان خوانده می شود. این قلعه به زبان اهالی آن منطقه که تالش هستند قله رخون نامیده میشود. سپس به مرور زمان به «قلعه رودخان» تبدیل شده است. قلعه رودخان در دوران های تاریخی به نام های «قلعه هزارپله»، «حسامی»، «سکسار»، «سگسار» و «سگسال» نیز خوانده شده است.

 پیشینه تاریخی قلعه رودخان

با اینکه قلعه رودخان، مدت ها تخت سلطنت و مرکز حکمرانی حکام گیلانی بیه پس بوده، در متون تاریخی و جغرافیایی گیلان تا قبل از قرن دهم هجری نامی از قلعه رودخان به میان نیامده است. تنها عبدالفتاح فومنی در کتاب تاریخ گیلان (ص183) یک بار از کوه قلعه رودخان یاد می کند و می نویسد: «امیره شاهرخ و کامیاب، پسران امیره سالار و بنی اعمام حسین خان بودند که به دستور حسن خان کهدمی در کوه قلعه رودخان کشته شدند

سلاطین اسحاقوند که از سال 550 تا 1002 ه - ق بر قسمت اعظم این مناطق حکمرانی داشته و نسبت خود را به اشکانیان می رساندند، از قلعه رودخان با توجه به موقعیت دفاعی ممتاز و سوق الجیشی آن، به عنوان مقر فرمانروایی خود استفاده کرده و به دفعات در تجدید بنا و مرمت آن همت گماشته اند، به طوری که قلعه رودخان در فاصله سال های 918 تا 921 ه-ق به دستور سلطان حسام الدین امیر دباج بن امیر علاء الدین اسحاقی مرمت گردیده و از آن زمان به بعد، به نام "قلعه حسامی" نیز معروف شده است. هدایت خان حاکم فومن، در سال 1175 ه- ق در زمان قیامش علیه کریم خان زند به تعمیر قلعه رودخان پرداخت و با تجهیز آن به توپ های جنگی، آن را برای دفاع از خود آماده نمود.

توصيف قلعه رودخان

قلعه رودخان از دو بخش ارگ (محل زندگي حاكم و حرمسراي وي) و قورخانه (محل فعاليت هاي نظامي و زندگي سربازان) تشكيل شده است. ارگ قسمت غربي شامل دروازه ورودی، چشمه، حوض، آب انبار و سردخانه، حمام، آب ریزگاه، شاه نشین و تعدادی واحد مسکونی که به وسیله برج و باروهایی محصور شده اند. قلعه رودخان کلاً دارای دو ارگ و شانزده قراول خانه است؛ ارگ یا شاه قلعه در دو طبقه و از آجر ساخته شده، قراول خانه ها، به صورت دو طبقه با نورگیرها و روزنه های متعدد مسلط بر محیط اطراف است. در ورودی یا دروازه قلعه رودخان، شمالی است و در دو طرف آن دو برج توپر بسیار عظیم ساخته شده است که در گذشته بر بالای آن کتیبه ای نصب شده بود، این کتیبه در حال حاضر در موزه رشت نگهداری می شود.

 قلعه رودخان و طبيعت منطقه اطراف آن

از روستاي قلعه رودخان تا خود قلعه طبيعت بسيار زيبا و چشم اندازهاي زيادي وجود دارد كه توجه هر بيننده اي را به خود جلب مي كند. رفت و آمد با وسيله نقليه تا فاصله يك و نيم كيلومتري قلعه رودخان امكان دارد.

در مسير صعود به قلعه رودخان، درختاني با قدمت زياد، به سمت آسمان سربرافراشته اند و نور از لابه لاي شاخه هاي اين درختان به پايين مي ريزد. قلعه رودخان ۶۶۵ تا ۷۱۵ متر از سطح دريا ارتفاع دارد. در سمت راست قلعه رودخان، رودخانه اي به همين نام قرار دارد كه از ارتفاعات سرچشمه گرفته و آب آن از جنوب به شمال در جريان است.

 مشكلات موجود در قلعه رودخان

نبود راه ارتباطي مناسب تا پاي قلعه رودخان بخصوص چند كيلومتر انتهايي جاده كه به صورت خاكي و بدون زيرسازي است، براي گردشگران مشكل آفرين است. نداشتن پاركينگ مناسب براي اتومبيل ها، نبودن امكانات پذيرايي مانند رستوران، چايخانه و اقامتگاه، فقدان هرگونه امكانات رفاهي و تسهيلاتي در پاي قلعه رودخان از مشكلات موجود بر سر راه مسافران قلعه است.

متاسفانه مردم ساكن در نواحي مجاور قلعه رودخان كه از دامداري و كشاورزي امرار معاش مي كنند از شرايط نامطلوب اقتصادي، بهداشتي و اجتماعي رنج مي برند. اين در شرايطي است كه همين مردم در كنار بناي باعظمتي زندگي مي كنند كه از تمدني كهن حكايت دارد و شرايط به وجود آمده از نظر گردشگري در منطقه مي تواند تحولي عظيم در بهبود وضعيت اقتصادي و اجتماعي مردم منطقه پديد آورد.

قلعه رودخان، تحت تاثیر حوادث طبيعي

رطوبت بيش از حد هوا باعث رويش گياهان در لابه لاي ديواره هاي قلعه رودخان و پوسيدگي آنها شده است. با اين حال قلعه رودخان در مقايسه با قلعه هاي ديگر سالم مانده است. حوادث طبيعي و دستبردهاي انساني هرچند كه آسيب هاي زيادي به پيكره عظيم قلعه رودخان وارد كرده اند ولي از عظمت و بزرگي آن كاسته نشده است.

 مرمت قلعه رودخان

سازمان میراث فرهنگی و گردشگری گیلان، بنا به ضرورت عملیات مرمت و استحکام بخشی، بنای قلعه رودخان را در دستور کار خود قرار داده است. با عنایت به شواهد موجود، بنای قلعه رودخان از رویش گیاهان هرز و ریشه درختان خودرو، بیشترین صدمه را متحمل می شود؛ به همین منظور گیاه زدایی داخل قلعه و قطع درختانی که برج ها و دیوارها را در معرض خطر جدی قرار می دهند، طی چند مرحله انجام شده، ولیکن با توجه به وسعت زیاد قلعه رودخان و شرایط اقلیمی منطقه، این اقدام می باید کماکان ادامه داشته باشد.

کار پژوهش داخل بنای قلعه رودخان (طی سال های 79، 82، 83)، با جدیت تمام انجام شده، گیاه زدایی و باز کردن مسیر کاوش، قبل از شروع هر فصل پژوهش، ادامه داشته که تاکنون چهار فصل گمانه زنی و پیگردی باستان شناسی، به منظور دستیابی به نکات تازه ای پیرامون سال ساخت بنا، انجام گرفته است.

 مواد فرهنگی حاصل از این کاوش ها در قلعه رودخان، عبارت اند از: سفال های دست ساز و چرخ ساز (لعابدار و بدون لعاب) که قدمت آنها احتمالاً به دوره صفویه می رسد و چندین نوع کاشی که شامل: کاشی های مثلثی با لعاب یک دست قهوه ای سوخته، کاشی های شش گوش بزرگ به رنگ فیروزه ای و کاشی های تزئینی با لعاب آبی و نقش گل های سفید شاه عباسی که مربوط به دوره صفویه است.

 نظر به ویژگی های استثنایی بنای قلعه رودخان و طبیعت بسیار زیبا و جذاب آن، لازم است با اقدام هماهنگ سازمان ها و ادارات دولتی نظیر؛ منابع طبیعی، محیط زیست، راه و ترابری، میراث فرهنگی وگردشگری، قلعه رودخان و محیط پیرامون آن، به یکی از قطب های مهم گردشگری کشور، تبدیل شود.

شب قدر

مراد از قدر، تقدیر و اندازه ‏گیرى است و شب قدر شب اندازه ‏گیرى است و خداوند متعال در شب قدر حوادث یک سال را تقدیر می ‏کند و زندگى، مرگ، رزق، سعادت و شقاوت انسانها و امورى ازاین قبیل را دراین شب مقدر می ‏گرداند.

شب قدر کدام شب است؟

در قرآن کریم آیه‏ اى که به صراحت ‏بیان کند شب قدر چه شبى است دیده نمی ‏شود. ولى از جمع‏ بندى چند آیه از قرآن کریم می ‏توان فهمید که شب قدر یکى از شب‏هاى ماه مبارک رمضان است. قرآن کریم از یک سو می ‏فرماید: « انا انزلناه فى لیله مبارکه‏.»( دخان / 3 ) این آیه گویاى این مطلب است که قرآن یکپارچه در یک شب مبارک نازل شده است و از سوى دیگر می ‏فرماید: « شهررمضان الذى انزل فیه القرآن‏.»( بقره / 185) و گویاى این است که تمام قرآن در ماه رمضان نازل شده است.

و در سوره قدر می ‏فرماید: «انا انزلناه فى لیله القدر.» (قدر/1) از مجموع این آیات استفاده می ‏شود که قرآن کریم در یک شب مبارک در ماه رمضان که همان شب قدر است نازل شده است. پس شب قدر در ماه رمضان است. اما این که کدام یک از شب‏هاى ماه رمضان شب قدر است، در قرآن کریم چیزى برآن دلالت ندارد. و تنها از راه اخبار می ‏توان آن شب(شب قدر) را معین کرد.

در بعضى از روایات منقول از ائمه اطهار علیهم السلام شب قدر مردد بین نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم ماه رمضان است و در برخى دیگر از آنها مردد بین شب بیست و یکم و بیست و سوم و در روایات دیگرى متعین در شب بیست و سوم است. وعدم تعین یک شب به جهت تعظیم امر شب قدر بوده تا بندگان خدا با گناهان خود به آن اهانت نکنند.

 پس از دیدگاه روایات ائمه اهل بیت علیهم السلام شب قدر از شب‏هاى ماه رمضان و یکى از سه شب نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم است. اما روایات منقول از طرق اهل سنت‏ به طورعجیبى با هم اختلاف داشته و قابل جمع نیستند ولى معروف بین اهل سنت این است که شب بیست و هفتم ماه رمضان شب قدر است (2) و در آن شب قرآن نازل شده است.

از پيامبر گرامي اسلام (ص) نيز نقل است: از خداوند به دور باد و نفرين بر كسي كه به شب قدر برسد و زنده باشد، اما آمرزيده نشود.

 "انس بن مالك" از پيامبر (ص) نقل كرده كه فرمودند: ماه مبارك به شما رو آورده است و در اين ماه شبي است كه برتر از هزار ماه است و هر كس از فيض شب قدر محروم گردد، از تمام خيرات بي‌نصيب مانده است و محروم نمي‌ماند از بركات شب قدر، مگر كسي كه خويشتن را محروم كرده است.

از امام باقر (ع) نيز درباره به وجود آمدن شب قدر نقل است: كه اگر خداوند كارهاي مؤمنان را چند برابر نكند به سر حد كمال نمي‌رسند، اما از راه لطف كارهاي نيكوي آن‌ها را چند برابر مي‌فرمايد تا كاستي هايشان جبران شود.

بر اين اساس، راز سعادتمند شدن انسان‌ها در شب قدر، عمل اختياري صالحي است كه با عنايت خداوند، بركت يافته و چند برابر مي‌شود.

 از حضرت رسول (ص) نيز پيرامون شب زنده داري شب قدر نقل است كه فرمودند: كسي كه شب قدر را شب زنده‌داري كند، تا شب قدر آينده، عذاب دوزخ از او دور گردد.

امام موسي بن جعفر (ع) نيز درباره شب قدر فرمودند: كسي كه در شب قدر غسل كرده و تا سپيده صبح شب زنده‌داري كند، گناهانش آمرزيده مي‌شود.

تمامي اين روايات بر اين مطلب دلالت دارند كه برخي مقدرات و پاداش‌ها، مانند دور شدن از عذاب دوزخ، نتيجه كار خود بندگان است و سرنوشت هر انساني در شب قدر به دست خودش رقم مي‌خورد.

در شب قدر به خواندن دعاهايي از جمله "جوش كبير"، "دعاي افتتاح" و "ابوحمزه ثمالي" سفارش شده زيرا انسان با يادآوري لطف، گذشت، كرم، رحمت و بخشش بي‌پايان خداي مهربان او را در كنار و دستگير خويش مي‌بيند و نور اميد در دلش مي درخشد.

تکرار شب قدر در هر سال

شب قدر منحصر در شب نزول قرآن و سالى که قرآن درآن نازل شد نیست ‏بلکه با تکرار سالها، شب قدر نیز تکرار می‏شود. یعنى درهر ماه رمضان شب قدرى است که درآن شب امور سال آینده تقدیر می ‏شود. دلیل براین امر این است که:

 اولا: نزول قرآن به طور یکپارچه در یکى از شب‏هاى قدر چهارده قرن گذشته ممکن است ولى تعیین حوادث تمامى قرون گذشته و آینده درآن شب بى‏ معنى است.

 ثانیا: کلمه «یفرق‏» در آیه شریفه «فیها یفرق کل امر حکیم‏.» (دخان / 6 ) در سوره دخان به خاطر مضارع بودنش، استمرار را می‏رساند و نیز کلمه «تنزل‏» درآیه کریمه «تنزل الملئکه والروح فیها باذن ربهم من کل امر» (قدر / 4 ) به دلیل مضارع بودنش دلالت ‏بر استمرار دارد.

 ثالثا: از ظاهر جمله « شهر رمضان الذى انزل فیه القرآن‏.»( بقره / 185 ) چنین برمی ‏آید که مادامى که ماه رمضان تکرار می ‏شود شب قدر نیز تکرار می ‏شود. پس شب قدر منحصر در یک شب نیست ‏بلکه درهر سال در ماه رمضان تکرار می ‏شود.

در این خصوص در تفسیر برهان از شیخ طوسى از ابوذر روایت‏ شده که گفت: به رسول خدا (ص) عرض کردم یا رسول الله آیا شب قدر شبى است که درعهد انبیاء بوده و امر به آنان نازل می ‏شده و چون از دنیا می ‏رفتند نزول امر درآن شب تعطیل می ‏شده است؟ فرمود: « نه بلکه شب قدر تا قیامت هست.‏»

عظمت‏ شب قدر

در سوره قدر می ‏خوانیم: «انا انزلناه فى لیله القدر وما ادریک ما لیله القدر لیله القدر خیر من الف شهر.» خداوند متعال براى بیان عظمت ‏شب قدر با این که ممکن بود بفرماید: «وما ادریک ما هى هى خیر من الف شهر» یعنى با این که می ‏توانست در آیه دوم و سوم به جاى کلمه «لیله القدر» ضمیر بیاورد، خود کلمه را آورد تا بر عظمت این شب دلالت کند. و با آیه « لیله القدر خیر من الف شهر» عظمت این شب را بیان کرد به این که این شب از هزار ماه بهتر است. منظور از بهتر بودن این شب از هزار ماه، بهتر بودن از حیث فضیلت عبادت است. چه این که مناسب با غرض قرآن نیز چنین است. چون همه عنایت قرآن دراین است که مردم را به خدا نزدیک و به وسیله عبادت زنده کند. و احیاء یا عبادت آن شب از عبادت هزار ماه بهتر است.

وقایع شب قدر

الف- نزول قرآن در شب قدر

ظاهر آیه شریفه « انا انزلناه فى لیله القدر» این است که همه قرآن در شب قدر نازل شده است و چون تعبیر به انزال کرده که ظهور در یکپارچگى و دفعى بودن دارد نه تنزیل، که ظاهر در نزول تدریجى است.

 قرآن کریم به دو گونه نازل شده است:

1- نزول یکباره در یک شب معین.

2- نزول تدریجى در طول بیست و سه سال نبوت پیامبر اکرم (ص).

 آیاتى چون «قرانا فرقناه لتقراه على الناس على مکث ونزلناه تنزیلا.»( اسراء / 106 ) نزول تدریجى قرآن را بیان می‏ کند.

در نزول دفعى (و یکپارچه)، قرآن کریم که مرکب از سوره ‏ها و آیات است ‏یک دفعه نازل نشده است ‏بلکه به صورت اجمال همه قرآن نازل شده است چون آیاتى که درباره وقایع شخصى و حوادث جزیى نازل شده ارتباط کامل با زمان و مکان و اشخاص و احوال خاصه‏اى دارد که درباره آن اشخاص و آن احوال و درآن زمان و مکان نازل شده و معلوم است که چنین آیاتى درست در نمی ‏آید مگر این که زمان و مکانش و واقعه‏اى که درباره ‏اش نازل شده رخ دهد به طورى که اگر از آن زمان‏ها و مکان‏ها و وقایع خاصه صرف نظر شود و فرض شود که قرآن یک باره نازل شده، قهرا موارد آن آیات حذف می ‏شود و دیگر بر آنها تطبیق نمی ‏کنند، پس قرآن به همین هیئت که هست دوبار نازل نشده بلکه بین دو نزول قرآن فرق است و فرق آن در اجمال و تفصیل است.

 همان اجمال و تفصیلى که درآیه شریفه «کتاب احکمت ایاته ثم فصلت من لدن حکیم خبیر.»( هود / 1) به آن اشاره شده است. و در شب قدر قرآن کریم به صورت اجمال و یکپارچه بر پیامبر اکرم (ص) نازل شد و در طول بیست و سه سال به تفصیل و به تدریج و آیه به آیه نازل گردید.

ب- تقدیر امور در شب قدر

خداوند متعال در شب قدر حوادث یک سال آینده را از قبیل مرگ و زندگى، وسعت ‏یا تنگى روزى، سعادت و شقاوت، خیر و شر، طاعت و معصیت و... تقدیر می ‏کند.

 در آیه شریفه «انا انزلناه فى لیله القدر»( قدر / 1 ) کلمه «قدر» دلالت‏ بر تقدیر و اندازه ‏گیرى دارد و آیه شریفه «فیها یفرق کل امر حکیم.‏» (دخان / 6 ) که در وصف شب قدر نازل شده است‏ بر تقدیر دلالت می ‏کند. چون کلمه «فرق‏» به معناى جدا سازى و مشخص کردن دو چیز از یکدیگر است. و فرق هر امر حکیم جز این معنا ندارد که آن امر و آن واقعه‏اى که باید رخ دهد را با تقدیر و اندازه‏ گیرى مشخص سازند. امور به حسب قضاى الهى داراى دو مرحله ‏اند، یکى اجمال و ابهام و دیگرى تفصیل. و شب قدر به طورى که از آیه «فیها یفرق کل امر حکیم.‏» برمی ‏آید شبى است که امور از مرحله اجمال و ابهام به مرحله فرق و تفصیل بیرون می ‏آیند.

ج- نزول ملائکه و روح در شب قدر

بر اساس آیه شریفه « تنزل الملئکه والروح فیها باذن ربهم من کل امر.»( قدر / 4) ملائکه و روح در این شب به اذن پروردگارشان نازل می ‏شوند. مراد از روح، آن روحى است که از عالم امر است و خداى متعال درباره ‏اش فرموده است « قل الروح من امر ربى‏.»( اسراء / 85 ) دراین که مراد از امر چیست؟ بحث‏هاى مفصلى در تفسیر شریف المیزان آمده است که به جهت اختصار مبحث ‏به دو روایت در مورد نزول ملائکه و این که روح چیست ‏بسنده می ‏شود.

1- پیامبر اکرم (ص) فرمود: وقتى شب قدر می ‏شود ملائکه‏اى که ساکن در «سدره المنتهى‏» هستند و جبرئیل یکى از ایشان است نازل می‏شوند در حالى که جبرئیل به اتفاق سایرین پرچم‏هایى را به همراه دارند.

یک پرچم بالاى قبر من، و یکى بر بالاى بیت المقدس و پرچمى در مسجد الحرام و پرچمى بر طورسینا نصب می‏کنند و هیچ مؤمن و مؤمنه ‏اى دراین نقاط نمی‏ماند مگر آن که جبرئیل به او سلام میکند، مگر کسى که دائم الخمر و یا معتاد به خوردن گوشت ‏خوک و یا زعفران مالیدن به بدن خود باشد.

 2- از امام صادق علیه السلام در مورد روح سؤال شد. حضرت فرمودند: روح از جبرئیل بزرگتر است و جبرئیل از سنخ ملائکه است و روح ازآن سنخ نیست. مگر نمى‏بینى خداى تعالى فرموده: «تنزل الملئکه والروح‏» پس معلوم مى‏شود روح غیر از ملائکه است.

د- سلام و امنیت در شب قدر

قرآن کریم در بیان این ویژگى شب قدر می ‏فرماید: «سلام هى حتى مطلع الفجر.»( قدر / 5 ) کلمه سلام و سلامت ‏به معناى عارى بودن از آفات ظاهرى و باطنى است. و جمله «سلام هى‏» اشاره به این مطلب دارد که عنایت الهى تعلق گرفته است‏ به این که رحمتش شامل همه آن بندگان بشود که به سوى او روى می ‏آورند و نیز به این که در خصوص شب قدر باب عذابش بسته باشد.

 به این معنا که عذابى جدید نفرستد. و لازمه این معنا این است که دراین شب کید شیطان‏ها هم مؤثر واقع نشود چنانکه در بعضى از روایات نیز به این معنا اشاره شده است.

البته بعضى از مفسرین گفته ‏اند: مراد از کلمه «سلام‏» این است که در شب قدر ملائکه از هر مؤمن مشغول به عبادت بگذرند، سلام می ‏دهند.

 

آداب عید نوروز-عید نوروز چون اعیاد اسلامی، از آداب و رسومی خاص اسلامی برخوردار است و علاوه بر آن، برخی آداب و رسوم نیکو نیز در ایام نوروز در میان مردم ایران زمین، دیده می شود، در ادامه به برخی از این آداب و رسوم اشاره می کنیم:

نماز عید

یکی از آداب عید نوروز خواندن نماز عید است.شیخ طوسی(ره) فرموده است: نماز ظهر و عصر روز نوروز را که خواندی چهار رکعت نماز با دو سلام (دو رکعت دو رکعت) می خوانی رکعت اول پس از حمد ده بار سوره «قدر» رکعت دوم پس از حمد ده بار سوره «کافرون» رکعت سوم پس از حمد ده بار سوره «توحید» رکعت چهارم پس از حمد ده بار سوره «ناس» و «فلق» (معوذتین). و در پایان نماز سجده شکر بجاآور و در آن دعاکن تا خداوند گناهان ۵۰ ساله ات را ببخشد.

 نظافت و لباس تمیز

یکی دیگر از آداب عید نوروز پوشیدن لباس نو و تمیز است.نظافت و رعایت بهداشت و نیز پوشیدن لباس تمیز و استفاده از عطر و بوی خوش در صورت امکان از وظایف اخلاقی و اجتماعی نوروز است. از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمود: «و البس انظف ثیابک و تطیب باطیب طیبک» ؛ «تمیزترین لباست را بپوش و با بهترین عطرت خود را خوشبوی ساز»

 خرید لباس نو و سبز کردن گندم

سبز کردن گندم و خرید لباس از دیگر آداب و رسوم عید است.یکی دو روز مانده به آغاز سال جدید (نوروز)، افراد خانواده برای خرید لباس عیدشان به بازار و فروشگاه ها می روند و لباس های نو و پارچه های رنگین، خریداری می کنند. در واقع افراد خانواده با خرید لباس نو و تغییر ظواهر زندگی نشاط خاصی ا به زندگی خود می بخشند.

 در برخی از مناطق ایران، به رعایت این آداب و رسوم، بسیار تاکید شده است به عنوان مثال در شیراز، از یکی دو ماه به نوروز مانده شیرازی ها به بازار می روند و لباس عیدشان را می خرند پارچه هایی معمولاً خریداری می شود که دارای رنگ روشن و سرخ یا زرد باشد. آنها معتقدند که لباس را خودشان بدوزند، پارچه آن را روزهای دوشنبه یا جمعه قیچی کنند و نیز روز پنج شنبه ساعت سنگین است و لباس مدتی روی دست می ماند تا دوخته شود، روز سه شنبه اگر بریده شود نصیب دزد یا مرده شور خواهد شد و روز چهار شنبه می سوزد وسایل خانه نیز باید عوض شود و یا تمیز گردد. پختن نان شیرین از جمله کارهایی است که حتماً باید قبل از عید و برای عید انجام بگیرد .

 سبز کردن گندم، عدس، تره تیزک، ده پانزده روز به عید مانده در خانه های شیراز صورت می گیرد. برای این کار از ظرفی استفاده می کنند که از جنس مس یا روی باشد و بعد مقداری دانه ابتدا به سلامتی آقا امام زمان (عج) می ریزند و به ترتیب بعد از آن نام اعضای خانواده را می آورند.

خانه تکانی

یکی از رسوم پسنده و ارزشهای نیک عید، نظافت و خانه تکانی است که یکی دو هفته پیش از عید خانه تکاتی یا رفت و روب انجام می گیرد و مجدداً اثاثیه را جابه جا می کنند و گردگیری می کنند و دوباره آنها را می چینند در واقع مردم قبل از رسیدن سال نو تحولی در زندگی خود می کنند و خانه را برای پذیرانی از میهمانان عید آماده می سازند.

 تهیه سفره هفت سین

تهیه سفره هفت سین از دیگر آداب عید نوروز است.بزرگترین نماد آیین نوروز "هفت سین" ، است. "محمد علی دادخواه" که اخیراً پژوهشی با عنوان "نوروز و فلسفه هفت سین" را به نگارش در آورده، در این باره می نویسد: "عدد هفت برگزیده و مقدس است. در سفره نوروزی انتخاب این عدد بسیار قابل توجه است. ایرانیان باستان این عدد را با هفت امشاسپند یا هفت جاودانه مقدس ارتباط می دادند. در نجوم عدد هفت، خانه آرزوهاست و رسیدن به امیدها را در خانه هفتم نوید می دهند. علامه مجلسی می فرماید: آسمان هفت طبقه و زمین هفت طبقه است و هفت ملک یا فرشته موکل برآنند و اگر موقع تحویل سال، هفت آیه از قرآن مجید را که باحرف سین شروع می شودبخوانند آنان را از آفات زمینی و آسمانی محفوظ می دارند."

 هفت سین عبارت است از سماق، سیر، سنجد، سمنو، سکه، سرکه، سبزی .

یکی از آداب عید نوروز، جمع شدن تمام افراد خانواده بر سر سفره عید در لحظه تحویل سال نو

موقع تحویل سال نو همه اهل خانه با لباس نو بر سر سفره می نشینند، مادر اسپند دود می کنند، یکی از بچه ها شمع روشن می کند، پدر قرآن می خواند و …

هر کدام از این آداب و رسوم عید، فلسفه خاص خود را دارد؛ مادر اسپند دود می کند برای دوری از چشم زخم حسود، با روشن کردن شمع، بر روشنایی خانه و زندگی تاکید می شود و از خانواده بزرگ افراد خانواده می خواهند تا در سال نو، خانه آنها را با شمع وجود پدر و مادر نورانی کند؛ قرآن خوانده می شود تا در آغاز سال نو دل ها به سوی خداوند بزرگ سوق داده شود و از صاحب قرآن خواسته شود که در این سال جدید نیز یار و مددکار اهل خانه باشد، حضور ثابت و گسترده قرآن نه تنها در سفر عید بلکه در تمام آداب اجتماعی نوروز نشان از مردم ایران زمین توجه به قرآن دارد و قرائت قرآن و بوسیدن آن در ساعات تحویل سال از جمله آداب سال تحویل است.

 بر سر سفره عید، سکه، برنج، آب، ماهی قرمز، آیینه و … نیز دیده می شود که سکه نشان از خیر و برکت و رفاه؛ برنج، نشانی از خیر و برکت و فراوانی؛ آب، نشان صافی و پاکی و روشنایی و گشایش کار؛ ماهی قرمز، شگون دارد؛ آیینه، برای رفع کدورت و نشانی ازصفا و پاکی و یکرنگی است.

 افراد خانواده بعد از تحویل سال نو با هم روبوسی کرده و عید را به هم تبریک می گویند و برای هم سال خوب و پربرکتی را آرزو می کنند.

دعای تحویل سال نو یکی دیگر  از آداب عید نوروز

مجلسی در کتاب زادالمعاد در خصوص دعای سال نو روایت می کند که در وقت تحویل سال این دعا را بسیار بخوانید:« یا مقلب القلوب والابصار یا مدبر اللیل والنهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال.»

 علامه مجلسی(ره) همچنین خواندن این دعا را در نوروز مناسب دانسته است:

«اللهم هذه سنه جدیده و انت ملک قدیم اسإلک خیرها و خیرمافیها و اعوذبک من شرها و شرمافیها و استلفیک موونتها و شغلها یا ذالجلال و الاکرام. ؛ بارالها! این سال جدید است و تو خدایی ازلی و قدیم هستی. خیر این سال و خیر آنچه را در این سال پیش می آید، از تو خواستارم و از شر این سال و شرآنچه در این سال پیش خواهد آمد، به تو پناه می برم...»

زیارت اهل قبور

یکی دیگر از آداب عید نوروز،رفتن به زیارت اهل قبور در آغازین روزهای سال نو و نیز برگزاری مراسم تحویل سال در کنار قبور شهدإ از دیگر آداب دینی نوروز است.تشرف و حضور در اماکن مقدسه و مشاهد مشرفه و برگزاری مراسم تحویل سال نو در آن مکانها نیز از جمله آداب نوروز می باشد.

دید و بازدید و دادن عیدی

ایام عید فرصت مناسبی برای صله رحم و رسیدگی به وضع خویشان و بستگان است که این نیز یکی از نشانه های اخلاق و سنن مرضیه اسلامی و انسانی است. از همان روز اول نوروز، دید و بازدیدها آغاز می شود. در همه خانواده ها رسم بر آن است که افراد خانواده ابتدا به دیدن بزرگترهای فامیل می روند و عید را به آنها تبریک می گویند. سپس به خانه بر می گردند و منتظر می مانند تا بزرگترها به آنها سر بزنند. در این دید و بازدیدها عیدی هم داده می شود.علاوه بر دیدوبازدید از بستگان، دوستان، همسایگان و بزرگان فامیل، با جمعی از مصیبت دیدگان در سال گذشته نیز دیدار می شود. دید و بازدیدها تا روز سیزده بدر، (سیزدهمین روز سال نو)، ادامه داد.

ويژگي ها و آداب ماه رمضان

-فضايل كلي ماه رمضان

در بين ماه هاي سال قمري، ماه رمضان، از قداست و جايگاه ويژه اي برخوردار است چنانكه در دعاي مخصوص آن مي خوانيم:

«... و هذا شهر عظمته و كرمته و شرفته و فضلته علي الشهور...»؛ (اقبال الاعمال/24)

«و رمضان، ماهي است كه او را عظمت و كرامت و شرافت، و فضيلت دادي، نسبت به ماه هاي ديگر.»

رسول خدا(ص) مي فرمايد: «اگر كسي در اين ماه، يك آيه از قرآن، تلاوت كند، ثوابش مثل كسي است كه در غير ماه رمضان، يك بار قرآن را ختم كرده باشد.»(امالي صدوق/93)

از امام صادق(ع) نيز درباره ماه رمضان نقل شده است: «هركس در ماه رمضان، صدقه اي بدهد خداوند هفتاد نوع، بلا را از او دور مي كند.» (بحار/ 93/316)

حضرت علي(ع) از پيامبر خاتم(ص) نقل مي فرمايد: «هيچ مؤمني نيست كه ماه رمضان را، به حساب خدا، روزه بگيرد، مگر آن كه خداي تبارك و تعالي، هفت خصلت را براي او لازم گرداند، هرچه حرام در پيكرش باشد محو و ذوب گرداند. به رحمت خداي عزوجل نزديك مي شود. (با روزه خويش) خطاي پدرش حضرت آدم را مي پوشاند. خداوند لحظات جان دادن را، براي او، آسان كند. از گرسنگي و تشنگي روز قيامت در امان است. خداي عزوجل از خوراكي هاي لذيذ بهشتي او را نصيب دهد. و بالاخره خداي عزوجل، برائت و بيزاري از آتش دوزخ را به او عطا فرمايد. (پرسش كننده در اين حديث مفصل، عالم يهودي بود) كه عرض كرد راست گفتي اي محمد.» (من لايحضر صدوق/2/74)

ماه مبارك رمضان علاوه بر اين كه ماه عبوديت و بندگي، و ماه غفران و رحمت الهي است، از جهات ديگر نيز حائز اهميت است:

1)ماه رمضان ،ماه نزول قرآن

اولين ويژگي و امتياز ماه مبارک رمضان، نزول قرآن كريم بر قلب نازنين پيامبر خدا(ص) براي نجات و هدايت انسان ها در اين ماه پربركت است چنانكه خداي سبحان مي فرمايد: «ماه رمضان، ماهي است كه قرآن به عنوان راهنمايي مردم و نشانه هاي هدايت و فرق ميان حق و باطل در آن، نازل شده است.» (بقره/185) در آيه ديگر مي فرمايد: «ما قرآن را در شب مبارك فرو فرستاديم.»(دخان/2)

2) شب قدر و تعيين سرنوشت

دومين ويژگي كه باعث فضيلت ماه مبارک رمضان شده است، قرارگرفتن شب قدر و تعيين سرنوشت، در ماه رمضان است.چنانكه در سوره قدر مي خوانيم: «ما آن ]قرآن[ را، در شب قدر، نازل كرديم. و تو، چه مي داني شب قدر چيست؟ شب قدر ]در مقام و مرتبه[ از هزار ماه، بهتر و بالاتر است.

ظاهراً مراد از قدر، تقدير و تعيين و اندازه گيري است، خداي تعالي در آن شب، حوادث يكسال ]از آن شب تا شب قدر سال آينده[ را تقدير مي نمايد، زنگي و مرگ، رزق ، سعادت و شقاوت و چيزهايي از اين قبيل را مقدر مي سازد. (تفسير الميزان ذيل آيه)

 امام باقر (ع) در جواب سؤال از معناي آيه «انا انزلناه في ليله مباركه » مي فرمايد: «شب قدر كه همه ساله در ماه رمضان در دهه آخرش، تجديد مي شود، شبي است كه قرآن، جز در آن شب، نازل نشده، و آن شبي است كه خداي تعالي درباره اش فرموده:

«فيها يفرق كل امر حكيم» در آن شب، هر حادثه اي كه بايد در طول آن سال، واقع گردد، تقدير مي شود، چه خير و چه شر، چه طاعت و چه معصيت، و چه فرزندي كه قرار است متولد شود، و يا اجلي كه بناست فرا رسد، و يا رزقي كه قرار است (تنگ و يا وسيع) برسد، پس آنچه در اين شب، مقدر شود، و قضايش رانده شود، قضايي حتمي است، ولي در عين حال، مشيت خداي تعالي در آنها محفوظ است.» (كافي /4/751)

منظور امام از اين كه فرمود: «ولي در عين حال مشيت خداي تعالي در آن ها محفوظ است» اين است كه قدرت خداوند هميشه مطلق است، او هر زمان، هر كاري را بخواهد در توانش هست، هر چند قبلا خلاف آن را حتمي كرده باشد، و خلاصه حتمي كردن يك امر، قدرت مطلقه خداوند را مقيد نمي كند، او مي تواند قضاي حتمي خود را نقض نمايد هر چند كه هيچ وقت چنين كاري را نمي كند.

حضرت موسي (ع) در مناجات با خداي سبحان، مي فرمايد: «خداوندا! مي خواهم به تو نزديك شوم، فرمود: قرب من، براي كسي است كه شب قدر، بيدار شود. گفت: خداوندا! رحمتت را مي خواهم، فرمود: رحمتم براي كسي است كه در شب قدر به مسكينان رحمت كند. گفت: خداوندا! جواز گذشتن از صراط را از تومي خواهم، فرمود: جواز صراط براي كسي است كه در شب قدر، صدقه اي بدهد. گفت: خداوندا! از درختان بهشت و از ميوه هايش مي خواهم، فرمود: آن ها براي كسي است كه در شب قدر، تسبيح كند.

گفت: خداوندا! رهايي از جهنم را مي خواهم، فرمود: رهايي از جهنم براي كسي است كه در شب قدر،استغفاركند.گفت: خداوندا! خشنودي تو را مي خواهم، فرمود: خشنودي من براي كسي است كه درشب قدر، دو ركعت نماز بگذارد.» (مستدرك الوسائل نوري 7/754)

3)ماه رمضان و نزول ملائكه و روح

سومين ويژگي ماه مبارک رمضان، نزول ملائكه و روح درشب قدر و ماه مبارک رمضان است.

«فرشتگان و روح درآن شب به اذن پروردگارشان براي ]تقدير[ هركاري نازل مي شوند، شبي است پر از سلامت ] و بركت ورحمت[ تا طلوع صبح.» (قدر 4و5)

ابن عباس از رسول خدا (ص) روايات كرده است كه فرمود:«وقتي شب قدر مي شود، ملائكه اي كه ساكن درسدره المنتهي هستند و جبرئيل، يكي از ايشان است، نازل مي شوند، درحالي كه جبرئيل به اتفاق ساير سكان نامبرده، پرچم هايي را، به همراه دارند، يك پرچم، بالاي قبر من، و يكي بربالاي بيت المقدس، و پرچمي درمسجد الحرام و پرچمي برطورسينا، نصب مي كنند، و هيچ مؤمن و مؤمنه اي در اين نقاط نمي ماند مگر آن كه جبرئيل به او سلام مي كند، مگر كسي كه دائم الخمر و يا معتاد به خوردن گوشت خوك و يا زعفران ماليدن به بدن خود باشد.» (تأويل الآيات الظاهره، استرآبادي، ص 790)

4-ماه رمضان ماه ميهماني و ضيافت الهي

نزول قرآن، وقوع شب قدر، نزول ملائكه و روح، تقدير سرنوشت و... هركدام مائده هاي آسماني و غذاهاي معنوي است و سبب شده ماه مبارک رمضان، به عنوان ماه ضيافت و ميهماني الهي، نامگذاري شود، لذا پيامبر اكرم(ص) در آستانه ماه مبارک رمضان، اين گونه مي فرمايد:

«اي مردم! ماه با بركت و رحمت و آمرزش، به شما روي آورده است، اين ماه، نزد خدا بهترين ماه است و روزهايش، بهترين روزها و شب هايش، بهترين شب ها، و ساعاتش بهترين ساعات. دراين ماه، شما به ميهماني خدا، دعوت شده ايد و در زمزه بهره مندان از كرامت خداوند، قرارگرفته ايد. دراين ماه نفس هاي شما، تسبيح خداست، و خواب شما، عبادت است و اعمال شما، پذيرفته، و دعايتان به اجابت مي رسد....»(المصباح كفعمي/ص 336)

امام صادق (ع) نيز به فرزندانش در مورد ماه رمضان اين گونه سفارش مي نمايد:«جان هاي خود را به تلاش و كوشش واداريد؛ زيرا در اين ماه، روزي ها قسمت و اجل ها نوشته مي شود و در آن، نام ميهمانان خدا كه بر او، وارد مي شوند، نوشته مي گردد و درآن، شبي است كه عبادت در آن، از عبادت هزار ماه بهتر است.» (بحار/93/573)

با توجه به بيانات پيامبر (ص)، ماه مبارک رمضان ماه ضيافت و ميهماني است، در اين ضيافت پرشكوه و بي نظير، صاحب خانه و ميزبان، پروردگار جهان و ميهمانان، بندگان فقير و محتاج خداي سبحان، هستند و غذاهاي لذت بخش اين سفره رنگين و منحصر به فرد مائده هاي آسماني: روزه داري وچشم پوشي از لذائذ دنيوي، تلاوت قرآن، احياء و شب زنده داري، دعا و نيايش، طلب غفران و رحمت الهي و... است و ثمره اي كه انتظار مي رود از اين ميهماني پرشكوه و بي سابقه، عايد حال ميهمانان شود، تقواي الهي است چنانكه خدا سبحان مي فرمايد:

«اي افرادي كه ايمان آورده ايد، روزه بر شما نوشته شد، آن چنان كه بر كساني كه قبل از شما بود، نوشته شده بود، باشد كه پرهيزگار شويد.»(بقره/381)

عصبانی شدن و فریاد کشیدن پدر، مادرها در برابر کارهای بچه ها فایده ای ندارد ، جز اینکه این نوع رفتار را به کودکان آموزش می دهد!!! از کوره در رفتن و بد رفتاری کردن، به آنها یاد نخواهد داد، که وقتی خودشان از کوره در رفتند و بد رفتاری کردند، چطور رفتار کنند! 

چطور پدر، مادر خونسردی باشیم؟

چه جور پدر، مادرهایی ، وقتی که بچه کار ناشایست انجام می دهد، خونسردی خود را حفظ می کنند؟ البته پدر مادری که گاه و بیگاه خونسردی خود را از دست ندهند، از تک شاخ هم نادر ترند. به هرحال عصبانی شدن و فریاد کشیدن پدر، مادرها ثمری هم ندارد. پس اگر خونسردی خود را حفظ کنید، برای همه بهتر است .
من به عنوان یک پدر می توانم تعداد دفعاتی که عصبانی شدم را با انگشتان دستم بشمارم - البته ، آن دست باید نامحدود انگشت داشته باشد و من نامحدود زمان برای شمردن آن انگشتان. به هرحال، از یک چیز مطمئنم: این روزها من جزء پدرهای آرام هستم. هنوزم گاه گاهی عصبانی می شوم (من هم آدم هستم)، اما نه هر روز و یا هفته ای یک بار.

راز من چیست؟

یک عالمه تمرین آگاهانه. من متوجه شدم فریاد زدن و تنبیه کردن فایده ای ندارد.

اجازه بدهید دوباره بگویم: فریاد زدن و تنبیه کردن از روش های غیر موثر والدین است. اگر این روش ها موثر بود، ما پدر مادر های فوق العاده ای بودیم و بچه ها باید بعد از داد و بیدادهای ما عالی رفتار می کردند.

اما داد و فریاد موثر نیست، لازم نبود در کلاس های تخصصی پدر، مادر بودن شرکت کنم، تا این ها را یاد بگیرم: من این را در بچه های خودم دیدم. مطمئنا، من هم می توانم فریاد بزنم، و اگر تصور کنند من دست روی آنها بلند می کنم، در هاله ترس فرو می روند. که در این صورت به جای آموزش خوب رفتار کردن، ترسیدن از من را یاد می گیرند. و حتی بدتر از این، به آنها یاد می دهم، به جای حل و فصل مشکلات با گفتگو و رسیدن به راه حلی صلح آمیز، هر وقت عصبانی هستند فریاد بزنند و هر مشکلی را با پرخاشگری حل کنند.

به آنها یاد می دهم که همیشه خواسته من از خواسته آنها مهم تر است، و برای دستیابی به خواسته هایم، کارهای وحشتناکی هم انجام می دهم، به هر قیمتی که شده، حتی به قیمت روابطمان.

این ها چیزهایی نیستند که می خواهم به بچه هایم یاد بدهم. می خواهم آنها بدانند روابط ما خیلی مهم تر از این است که بخواهم آنها را مجاب کنم که چطور باید رفتار می کردند.

و بله، درک می کنم که بچه ها باید حد و مرزی داشته باشند – من هم به حد و مرز اعتقاد دارم. آنها متوجه شدند که ، اگر از این حد و مرز پایشان را فراتر بگذارند، اصلا" برایم خوشایند نیست.

و بله، درک می کنم باید نحوه صحیح رفتار کردن را به آنها یاد دهم. اما اصلا" اعتقاد ندارم که فریاد زدن نحوه آموزش رفتار صحیح است. از کوره در رفتن و بد رفتاری کردن، به آنها یاد نخواهد داد، که وقتی خودشان از کوره در رفتند و بد رفتاری کردند، بعد چطور رفتار کنند.

چون نمونه های زیادی برای بچه ها مطرح می کنیم – که وقتی اوضاع بر وفق مراد نیست چطور رفتار کنیم – و این نمونه ها خیلی مهمتر از تعیین قوانین برای آنهاست. آنها همیشه درس هایشان را از این نمونه ها می گیرند.

خودم را متعهد میکنم که پدری آگاه و آرام باشم، حتی اگر گاهی از تعهدم، تخلف کردم. زمانی که از تعهدم تخطی می کنم، عذر خواهی می کنم و درباره اشتباهم صحبت می کنم. چون این نمونه  فرزندان من درباره رفتارهای بعد از بد رفتاری  خواهد بود.

وقتی هیچ چیز خوب پیش نمی رود، یک عالم آموزه برای حفظ خونسردی هست:

آرامش پدرانه و مادرانه خود را حفظ کنید.

پروفسور محمود حسابی (زاده ۳ اسفند ۱۲۸۱ در تهران – درگذشت ۱۲ شهریور ۱۳۷۱ در ژنو) با نام اصلی محمود خان میرزا حسابی معروف به پروفسور حسابی فیزیکدان، سناتور، وزیر آموزش و پرورش و بنیانگذار فیزیک دانشگاهی در ایران بود.

زندگی نامه دکتر حسابی

سید محمود حسابی در سال ۳ اسفند ۱۲۸۱ (۱۳۲۱ ه‍. ق) در تهران از پدر و مادر تفرشی زاده شد. پدرش سید عباس معزالسلطنه و مادرش گوهرشاد حسابی هر دو اهل تفرش و از سادات تفرش بودند.

 او چهار سال اول دوران کودکی اش را در تهران سپری نمود. در هفت سالگی تحصیلات ابتدایی خود را در بیروت با تنگدستی و مرارت های دوری از میهن، در مدرسه کشیش های فرانسوی آغاز کرد. در همان زمان تعلیمات مذهبی و ادبیات فارسی را نزد مادرش فرا می گرفت. او قرآن و دیوان حافظ را از حفظ می دانست. او همچنین بر کتب بوستان، گلستان سعدی، شاهنامه فردوسی، مثنوی مولوی و منشات قائم مقام فراهانی اشراف کامل داشت. حسابی با شعر و موسیقی سنتی ایران و موسیقی کلاسیک غرب به خوبی آشنا بود. او در نواختن ویولن و پیانو مهارت داشت. وی در چند رشته ورزشی نیز موفقیت هایی کسب کرد، از جمله کسب مدرک نجات غریق در رشته شنا در دوران نوجوانی در بیروت. محمود حسابی در ۱۲ شهریور سال ۱۳۷۱ هجری شمسی در بیمارستان دانشگاه ژنو درگذشت. آرامگاه (خانوادگی) وی در شهر تفرش قرار دارد.

همچنین وزارت راه و ترابری جمهوری اسلامی ایران یکی از کشتی های ناوگان ایران را به نام دکتر حسابی نام گذاری کرده است.

تحصیلات دکتر حسابی

شروع تحصیلات متوسطه او همزمان با آغاز جنگ جهانی اول و تعطیلی مدارس فرانسوی زبان بیروت بود. از این رو به مدت دو سال در منزل به تحصیل پرداخت. پس از آن در کالج آمریکایی بیروت به تحصیلات خود ادامه داد. در سن ۱۷ سالگی لیسانس ادبیات، و در سن ۱۹ سالگی لیسانس بیولوژی را اخذ نمود. پس از آن در رشته مهندسی راه و ساختمان از دانشکده فرانسوی مهندسی در بیروت فارغ التحصیل شد. در آن دوران با اشتغال در نقشه کشی و راهسازی، به امرار معاش خانواده کمک می کرد. او همچنین در رشته های پزشکی، ریاضیات و ستاره شناسی به تحصیلات دانشگاهی پرداخت.

حسابی در دانشگاه سوربن فرانسه، در رشته فیزیک به تحصیل و تحقیق پرداخت. در سال ۱۹۲۷ میلادی در سن ۲۵ سالگی دانشنامه دکترای فیزیک خود را، با ارائه رساله ای تحت عنوان «حساسیت سلول های فتوالکتریک»، با درجه عالی دریافت نمود.

لیسانس ادبیات از دانشگاه آمریکایی بیروت (۱۲۹۹ ه‍. ش)

لیسانس مهندسی راه و ساختمان از دانشگاه فرانسوی بیروت (۱۳۰۱ ه‍. ش)

لیسانس ریاضیات، ستاره شناسی و زیست شناسی از دانشگاه آمریکایی بیروت (۱۳۰۳ ه‍. ش)

لیسانس مهندسی برق از دانشکده برق پاریس (۱۳۰۴ ه‍. ش)

لیسانس مهندسی معدن از مدرسه عالی معدن پاریس (۱۳۰۵ ه‍. ش)

دکتری فیزیک از دانشگاه سوربن فرانسه (۱۳۰۵ ه‍. ش)

مناصب سیاسی

سناتور انتصابی شهر تهران در دوره های اول، دوم و سوم مجلس سنای ایران بود.[۱۳] وی همچنین وزیر آموزش و پرورش کابینه محمد مصدق در سال های ۱۹۵۱–۱۹۵۲ بود.

 فعالیت های شغلی و اجتماعی دکتر حسابی

حسابی با وجود امکان ادامه تحقیقات در خارج از کشور، به ایران بازگشت و به پایه گذاری علوم نوین و تأسیس دارالمعلمین و دانشسرای عالی،[۱۴] دانشکده های فنی و علوم دانشگاه تهران، نگارش ده ها کتاب و جزوه و راه اندازی و پایه گذاری فیزیک و مهندسی نوین پرداخت.

اقدامات علمی و اجرائی

اولین نقشه برداری فنی و تخصصی کشور (راه بندرلنگه به بوشهر)

اولین راهسازی مدرن و علمی ایران (راه تهران به شمشک)

پایه گذاری اولین مدارس عشایری کشور

پایه گذاری دارالمعلمین عالی (دانشسرای عالی)

ساخت اولین رادیو در کشور

راه اندازی اولین آنتن فرستنده در کشور

راه اندازی اولین مرکز زلزله شناسی کشور

راه اندازی اولین رآکتور اتمی سازمان انرژی اتمی کشور

راه اندازی اولین دستگاه رادیولوژی در ایران

محاسبه و تعیین ساعت رسمی ایران

پایه گذاری اولین بیمارستان خصوصی در ایران، به نام بیمارستان گوهرشاد

شرکت در پایه گذاری فرهنگستان ایران و ایجاد انجمن زبان فارسی

تدوین اساسنامه طرح تأسیس دانشگاه تهران

پایه گذاری دانشکده فنی دانشگاه تهران

پایه گذاری دانشکده علوم دانشگاه تهران

پایه گذاری شورای عالی معارف

پایه گذاری مرکز عدسی سازی اپتیک کاربردی در دانشکده علوم دانشگاه تهران

پایه گذاری بخش آکوستیک در دانشگاه و اندازه گیری فواصل گام های موسیقی ایرانی به روش علمی

پایه گذاری انجمن موسیقی ایران و مرکز پژوهش های موسیقی

پایه گذاری و برنامه ریزی آموزش نوین ابتدایی و دبیرستانی

پایه گذاری مؤسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران

پایه گذاری مرکز تحقیقات اتمی دانشگاه تهران

پایه گذاری سازمان انرژی اتمی ایران

پایه گذاری اولین رصدخانه نوین در ایران

پایه گذاری مرکز مدرن تعقیب ماهواره ها در شیراز

مشارکت در پایه گذاری مرکز مخابرات اسدآباد همدان

پایه گذاری کمیته پژوهشی فضای ایران

ایجاد اولین ایستگاه هواشناسی کشور (در ساختمان دانشسرای عالی در نگارستان دانشگاه تهران)

تدوین اساسنامه و تأسیس مؤسسه ملی استاندارد

تدوین آیین نامه کارخانجات نساجی کشور و رساله چگونگی حمایت دولت در رشد این صنعت

پایه گذاری واحد تحقیقاتی صنعتی سغدایی (پژوهش و صنعت در الکترونیک، فیزیک، فیزیک اپتیک، هوش مصنوعی)

راه اندازی اولین آسیاب آبی تولید برق (ژنراتور) در کشور

ایجاد اولین کارگاه های تجربی در علوم کاربردی در ایران

ایجاد اولین آزمایشگاه علوم پایه در کشور

تأسیس واحد تحقیقاتی صنعتی سغدایی (۱۳۶۱)

تشکیل و ریاست کمیته پژوهشی ایران ۱۳۶۰

جوایز و افتخارات دکتر حسابی

 مراسم اهدای نشان لژیون دونور فرانسه

۱۳۴۹ - دریافت عنوان «استاد برجسته دانشگاه تهران»

۱۳۶۵ - برگزاری کنفرانس سالانه فیزیک ایران در ۱۳۶۵ در گرامی داشت محمود حسابی

نشان لژیون دونور فرانسه