- مرجع دانلود جدیدترین مقالات ورد و پاورپوینت

نتیجه جستجوی عبارت: برنامه

خيلي از ما وقتي چيزي درباره حيوانات در معرض انقراض مي‌شنويم فقط به ياد يوزپلنگ ايراني مي‌افتيم؛ گونه‌اي کم‌نظير که به لطف فعالان محيط زيست و رسانه‌ها حاميان زيادي پيدا کرده و حالا با وجود اينکه چند‌ده قلاده بيشتر از اين حيوان در فلات ايران زندگي نمي‌کنند اميدها به حفظ نسل و جلوگيري از انقراض اين حيوان بيشتر می‌شود اما تمرکز و تلاش براي حفظ يوزپلنگ ايراني نبايد باعث شود فکر کنيم اين‌گونه تنها گونه جانوري در معرض خطر انقراض در ايران است، بلکه چندين جانور ديگر در مناطق مختلف ايران پراکنده هستند که ممکن است چند سال ديگر فقط تصوير و نامي از آنها در کتاب‌ها باقي بماند و رد‌پاي خودشان براي هميشه از طبيعت پاک شود؛ البته فقط طبيعت ايران نيست که ميزبان چندين جانور رو به انقراض است، بلکه آمارها و تحقيقات جديد نشان مي‌دهد ساير انسان‌ها در کشورهاي ديگر جهان هم با تمام توان مشغول غير‌قابل زيست‌کردن کره زمين براي حيوانات مختلف هستند و انگار در اين مسير، توفيقات زيادي هم به‌دست ‌آورده‌اند تا جايي که در تحقيق تازه منتشرشده انجمن جانور‌شناسي لندن اعلام شده تا چهار سال ديگر دو‌سوم حيوانات کره زمين منقرض مي‌شوند. اين تحقيقات مي‌گويند بين سال‌هاي 1970 تا 2012 ميلادي جمعيت حيوانات، 58 درصد کاهش يافته و انتظار مي‌رود با ادامه اين روند اين ميزان تا سال 2020 به 67 درصد برسد. محققان در اين انجمن به‌دليل انقراض وسيع و پرسرعت حيوانات هم اشاره کرده و آورده‌اند علت بخشي بزرگ از اين اتفاق هم نابودکردن طبيعت به‌وسیله انسان‌هاست.

به‌طور کلي بيشتر کره زمين اکنون در اختيار انسان‌ها‌ست و فقط از 15 درصد آن براي طبيعت حفاظت مي‌شود. شکار به‌عنوان تأمين غذا هم از دلايل ديگر انقراض حيوانات است. آلودگي هم يکي ديگر از اصلي‌ترين دلايل انقراض حيوانات است، مثلا دلفين‌ها و نهنگ‌ها تاکنون از آلاينده‌هاي صنعتي آسيب‌هاي جدي ديده‌اند. در قسمتي ديگر از اين تحقيق هشدار داده مي‌شود: «ادامه اين روند به منابع طبيعي که انسان به آن وابسته است، آسيب مي‌زند و احتمال خطر کم‌آبي و رقابت بر سر منابع طبيعي را زياد مي‌کند.»

يوز ايراني تنها نيست

برخي از فعالان حوزه محيط زيست و کساني که در زمينه حفاظت از نسل يوزپلنگ ايراني فعاليت مي‌کردند شعارشان را «يوز ايراني تنها نيست» قرار داده بودند اما اين جمله را طور ديگري هم مي‌توان معني کرد، يعني مي‌توانيم بگوييم اين جانور، تنها حيواني نيست که در کشور ما در حال نابود‌شدن است.

انسان زمين را براي خودش مي‌خواهد

خرازيان‌مقدم درباره اينکه چرا فهرست گونه‌هاي در حال انقراض در کشور اين‌قدر بلند است و هر روز هم به اين فهرست اضافه مي‌شود، مي‌گويد: «جزيره‌اي‌شدن زيستگاه‌ها و جمعيت گونه‌ها يکي از مهم‌ترين دلايل است. در واقع، توسعه راه‌ها، سکونتگاه‌ها وکشتزارها، موجب جزيره‌اي‌شدن زيستگاه‌ها و به تبع آن جمعيت برخي گونه‌هاي جانوري درون آن شده؛ به‌طوري ‌که ارتباطشان با جمعيت‌هاي پيرامون، قطع و موجب انقراض محلي و بروز فشارهاي درون‌آميزي در درون جمعيت‌هاي موجود شده است و در دراز‌مدت اين‌گونه، با چالش کاهش تنوع ژنتيک و کاهش مقاومت در مقابل بيماري‌ها و تغييرات محيطي مواجه مي‌شود. در کنار اين عامل، بايد به عواملي چون وجود سلاح‌هاي غير‌مجاز، حضور دام بيش از ظرفيت در زيستگاه‌ها، تجارت غير‌قانوني گونه‌هاي جانوري و اجزاي آنها نیز اشاره کنيم. در اين ميان، نبود امکانات، تجهيزات و نيروي انساني کافي براي حفاظت از گونه‌هاي جانوري هم اهميت زيادي دارد و در عين‌ حال، قوانين و مقررات مناسبي هم وجود ندارد.»

او ادامه مي‌دهد: «با وجود اينکه نقش انسان در رو به انقراض‌رفتن جانوران غير‌قابل کتمان است اما عوامل طبيعي هم در اين موضوع تأثير دارد؛ عواملي مانند شيوع انواع بيماري‌ها، خشکسالي‌هاي پي‌درپي و... . »

چند نمونه از اصلی ترین حیوانات در معرض انقراض ایران

میش‌مرغ

میش‌مُرغ پرنده‌ای از خانواده هوبره‌ایان است که در دشت‌های وسیع بی‌درخت، زمین‌های استپی و کشتزارهای پهناور حبوبات و علفزارها زندگی می‌کند.

این پرنده دارای گردن و پاهای کشیده، بالها و منقار پهن و پرهای رنگارنگ است و روی زمین لانه‌سازی می‌کند. میش مرغ در فصل بهار تخمگذاری می‌کند و در هر دوره تخمگذاری نیز دو تا چهار تخم می‌گذارد؛ پس از ۲۵ الی ۲۷ روز جوجه‌ها به دنیا می‌آیند. میش مرغ یکی از بزرگترین پرندگان ایران است و از نظر شکل و جثه شباهت زیادی به بوقلمون دارد. طول بدن آن به یک متر و وزنش به بیش از ۱۵ کیلوگرم می‌رسد. پرهای میش‌مرغ در قسمت پشت نخودی سیر با راه‌های عرضی سیاه و در قسمت شکمی، کاملاً سفید رنگ است. میش مرغ پاهای قوی و بلندی دارد که به سه انگشت ختم می‌شود. این پاهای قوی، برای میش‌مرغ که کمتر پرواز می‌کند، اهمیت زیادی دارد. این پرنده بسیار زودرَم و محتاط است و با اینکه پروازش قوی است، اغلب در مقابل خطر می‌دود یا مخفی می‌شود. نر و ماده این پرنده شبیه به هم هستند ولی نرها جثه بزرگتری دارند. پرنده نر بالغ نوار بلوطی رنگی در ناحیه سینه دارد و پرهای سبیل‌مانندی مرکب از موپرهای سفید در دو طرف صورت آن دیده می‌شود. میش‌مرغ‌ها، بیشتر در کشتزارهای مسطح مانند مزرعه‌های گندم، نخود، یونجه و... زندگی می‌کنند. تغذیه این پرنده بسیار متفاوت و شامل مواد گیاهی و حیوانی مختلف است، از جمله حشرات، قورباغه و سوسمار.

یوزپلنگ ایرانی

یوزپلنگ آسیایی یا یوزپلنگ ایرانی یا تیزپای آسیایی یک زیرگونه به‌شدّت در معرض خطر انقراض از یوزپلنگ است که اکنون تنها چند ده قلاده از آن در ایرانیافت می‌شود. در حال حاضر این یوز به عنوان نمادی در لباس تیم ملی فوتبال ایران است.

از سال ۱۳۹۰ که پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی شروع شد تعداد این‌گونه از ۳۳ قلاده به ۷۵ قلاده رسیده و این نشان دهنده تأثیر این پروژه بوده‌است.

این جانور در مناطق بیابانی در سطح منطقه زندگی می‌کرد و سال‌هاست که نسل آن در معرض نابودی کلی قرار دارد. نتایج جدیدترین تحقیقات نشان می‌دهد که بین ۷۰ تا ۱۰۰ یوزپلنگ در مناطق حاشیه کویر مرکزی از جمله خارتوران، نایبندان، دره‌انجیر و میاندشت وجود داشته باشد. این تخمین نتیجه نقشه‌برداری زمینی است که توسط بیش از ۱۲۰۰۰ دوربین دید در شب که در مکانهای مختلف کار گذاشته شده بود.

ایران از دهه ۱۹۷۰ به عنوان تنها زیستگاه یوزپلنگ‌های آسیایی (ایرانی) شناخته شده‌است. یوزپلنگ ایرانی تنها نژاد این جانور است که یال دارد.

سیاه‌گوش

سیاه‌گوش یا کاراکال (یا منگوله‌گوش ) گربه‌سانی کوچک است که در خاورمیانه و آفریقا زندگی می‌کند.

کاراکال یکی از سنگین‌ترین و سریع‌ترین گربه‌های کوچک است و مطالعات ژنتیکی نشان می‌دهد که گربه طلایی آفریقایی و یوزگربه نزدیک‌ترین خویشاوندان این گربه‌سان‌اند.

گوزن زرد ایرانی

گوزن زرد ایرانی گونه ای که در خطر انقراض قرار داشت ولی با تمهیدات انجام شده از خطر انقراض در ایران نجات یافت. گوزن زرد در منطقه جزیره اشک احیا و سپس با افزایش جمعیت تعدادی از آنها به زیستگاه تاریخی خود در حوزه زاگرس منتقل شدند. همچنین برنامه احیای نسل آن در اسرائیل از سال ۱۹۹۶ آغاز شده و اکنون حدود ۲۵۰ رأس از آن به‌طور طبیعی در شمال اسرائیل زندگی می‌کنند.

گاو دریایی

گاو دریایی‌ها پستاندارانی آبزی از راسته گاودریاییان، خانواده تن‌موییان  و سرده تریککوس هستند.

گاودریایی‌سانان تنها پستانداران دریایی هستند که کاملاً آبزی و گیاه‌خوارند و تقریباً تمام آنها بدون مو و اندام حرکتی عقبی‌اند.

گاو دریایی با گاوماهی و در کل خانواده گاوماهیان از نظر شکل جمجمه و دُم تفاوت دارد. دم گاو دریایی پارویی‌شکل است در حالی که دم گاوماهی چنگالی است.

گاوهای دریایی گیاهخوارند و بیشتر وقت خود را به چرا در پایابها (آب‌های کم‌عمق) می‌گذرانند.

آلودگی هوا با توجه به پیامدهای زیانبارش به یکی از ملموس ترین معضلات زیست محیطی تهران، پایتخت ایران و چندین شهر دیگر ایران تبدیل شده است. آمارها نشان می دهد که در روزهای تشدید آلودگی هوای تهران، شمار بیماران تنفسی «تا ۶۰ درصد» افزایش می یابد. بیشترین عامل مرتبط با تشدید بیماری های سیستم قلبی، عروقی و ریوی، افزایش آلاینده های دی اکسید گوگرد، ذرات معلق و منواکسید کربن است، به طوری که «آلودگی هوا در تهران به طور متوسط موجب کاهش ۵ سال از عمر تهرانی ها شده است».

 بنابر نظر برخی از کارشناسان محیط زیست، نخستین زنگ خطر جدی دربارهٔ آلودگی هوای تهران در سال ۱۳۷۴ به صدا درآمد. در آن هنگام نزدیک به یکصد نفر از کارشناسان و مدرسان محیط زیست، جغرافیا و شهرسازی در پی نشستی در سالن اجتماعات پارک شهر تهران، متنی موسوم به بیانیه «هوای تهران ۷۴» منتشر کردند که در آن برای نخستین بار از آلودگی هوای پایتخت به عنوان یک «بحران ملی» که راه مقابله با آن «عزم ملی» است، نام برده شد.

مهاجرت به تهران از عوامل ترافیک و آلودگی هوای شهر

جمعیت مهاجری که وارد شهر تهران می شوند عمدتاً به شغل هایی روی می آورند که بازدهی ندارد و نیاز به تخصص لازم هم ندارد در نتیجه نه تنها سبب پویایی و توسعه شهر تهران نمی شوند بلکه با فشار به شهر سبب ترافیک و آلودگی هوای تهران و همچنین کمبود منابع آبی می شوند. مسوولان شهری شهر تهران می بایست مقررات قانونی قوی داشته باشند تا از افزایش مهاجرت و جمعیت و ترافیک در تهران بکاهند.

 اثرات آلودگی هوا

در ایران سالیانه ۴۵۰۰۰ نفر بر اثر آلودگی هوا می میرند.

مطابق گزارش بانک جهانی در سال ۱۳۸۲، ۸۱۵۲ تن تهرانی به دلیل آلودگی هوا جان خود را از دست داده اند به طوری که فاصله سال های ۸۲ تا ۸۵، نه تنها از میزان مرگ بر اثر آلودگی هوا در تهران کاسته نشده، بلکه تنها در آبان ماه سال ۸۵، آلودگی هوای تهران به اندازه نیمی از تمام سال ۸۲ قربانی داشته است.[۶]

به خاطر استنشاق هوای تهران ۹۹۰۰ نفر در سال ۸۴ به دلیل دو آلاینده NOx و PM10 فوت کردند. آلاینده PM10 به تنهایی در سال ۱۳۸۸ موجب مرگ ۶۲۰۰ نفر شده است.

در اثر آلودگی هوایی که در کشور ایران در سال ۱۳۸۹ به وجود آمد، حداقل ۴۰۰۰ نفر در اثر این آلودگی جان خود را از دست داده اند.

سازمان بهداشت جهانی در مهر، آبان ۱۳۸۵ (اکتبر سال ۲۰۰۶) پس از ۱۵ سال تحقیقات اعلام کرد که آلودگی هوا در بروز

سرطان مؤثر است.

 اثرات هر یک از اجزای آلوده کننده هوا

منوکسید کربن: سردرد-کاهش هوشیاری-حمله قلبی-بیماری های قلبی و عروقی-ناتوانی در رشد جنین-در نهایت مرگ

دی اکسید سولفور: سوزش چشم-خس خس سینه-تنگی و سفتی قفسه سینه-تنگی نفس-تخریب ریه-اختلالات بینایی

دی اکسید نیتروژن: عفونت دستگاه تنفسی-تحریک ریه-سرفه-درد قفسه سینه-مشکل تنفسی

اوزون: سوزش چشم و گلو-سرفه-مشکلات راه تنفسی-آسم-تخریب ریه

سرب: کم خونی-افزایش فشار خون-تخریب کلیه و مغز-اختلالات عصبی-سرطان-کاهش ضریب هوشی

ذرات بسیار کوچک دوده، گردوغبار و قطرات کوچک مایع: سوزش چشم-آسم-برونشیت-تخریب ریه-سرطان-مسمومیت فلزات سنگین-اثر بر سیستم قلبی عروقی-اختلالات بینایی.

جایکا

درسال های پس از آن و در پی انعقاد قرارداد همکاری با آژانس ژاپنی جایکا توسط شهرداری تهران، بررسی های جامعی در خصوص آلودگی هوای تهران انجام و تدوین راهکارهای لازم برای بهبود وضع آلودگی هوا شروع شد. بنابراین پژوهش ها روزانه بالغ بر یک هزار و ۱۹۲ تُن مواد آلاینده در هوای تهران منتشر می شود. بیشترین این آلاینده ها مربوط به اکسیدهای گوگرد با انتشار ۶۹۵ تُن در هر روز است که بعد از آن به ترتیب اکسیدهای نیتروژن، منواکسید کربن و هیدروکربن های سوخته نشده، عمده آلاینده های هوای تهران محسوب می شوند. براین ارقام باید ۱۶ تن ذرات لاستیک و ۷ تن آزبست لنت ترمزها را در سال اضافه نمود. همچنین معلوم شد که اگرچه بیش از ۸۰۰ هزار واحد صنعتی مستقر در تهران سهم بزرگی در آلودگی این شهر دارند، ۸۸ درصد آلودگی هوای تهران ناشی از آلایندگی وسایل نقلیه است، در حالی که میزان استاندارد آزبست در هوا، صفر و میزانی که سازمان بهداشت و محیط زیست برای آمریکا و اروپا ارائه داده، پنج صد هزارم فیبر بر میلی لیتر است، اندازه گیری این الیاف در هوای تهران، میزان آزبست را سه هزارم فیبر بر میلی لیتر نشان می دهد. این بدان معنا است هوایی که تهرانی ها تنفس می کنند، ۶۰ برابر اروپا و آمریکا آزبست دارد. این میزان بالای آلایندگی در حالی است که میزان استاندارد آزبست در هوای آزاد، صفر است. زیرا که از یک سو مصرف سوخت خودروهای فرسوده سه برابر خودروهای جدید و میزان آلایندگی شان چندین برابر آن ها است و از سوی دیگر بسیاری از خودروهای تولید داخلی، با این که نو هستند، اما از استانداردهای لازم برخوردار نیستند. بنا بر آمارها، در سال ۱۳۸۸ خورشیدی بیش از ۳۰ هزار تاکسی فرسوده در تهران وجود داشت. در این میان آلایندگی موتورسیکلت ها با توجه به این نکته که موتورسیکلت ها چندین برابر خودروهای شخصی آلودگی تولید می کنند وضعیت را بحرانی تر می کند.

 برنامه جامع مبارزه با آلودگی هوای تهران

در کنار آلودگی هوا باید به آلودگی صوتی نیز به عنوان یکی از مهمترین آلاینده های زیست محیطی ناشی از وسایل نقلیه در شهرهای بزرگ ایران اشاره داشت. به جز تهران میزان آلودگی هوای شهرهای اهواز، اراک، تبریز، مشهد، شیراز، کرج و اصفهان نیز مورد توجه خاص قرار دارد.

 در پی این مطالعات، برنامه ای تحت عنوان «برنامه جامع مبارزه با آلودگی هوای تهران» در سال ۱۳۷۹ طراحی و تصویب شد تا طبق این برنامه ظرف مدت ۱۰ سال هوای پایتخت به کیفیت سالم و قابل تنفس برسد. این برنامه شامل ۷ محور ذیل می باشد: استانداردسازی خودروهای نو، از رده خارج کردن خودروهای فرسوده، ارتقای حمل و نقل عمومی، بهبود کیفیت سوخت، معاینه فنی خودروها، مدیریت ترافیک و آموزش همگانی. این برنامه با همکاری وزارت صنایع، وزارت نفت، سازمان حفاظت محیط زیست، شهرداری تهران و پلیس راهنمایی و رانندگی به مورد اجرا درآمد.

 در پی آن در پاییز ۱۳۸۶ «طرح جامع حمل و نقل و ترافیک تهران»[۱۶] تهیه و تصویب شد. این طرح، که اهداف کلی آن بر اهداف طرح های فرادست – مانند «طرح جامع تهران» و هم چنین برنامه چهارم توسعه اقتصادی ایران – استوار شده اند، چشم انداز تحولات مطلوب این شهر در ۲۰ ساله آینده را ترسیم می کند. در جدول شماره (۵–۲)طرح جامع حمل و نقل و ترافیک تهران شاخص های حمل و نقلی تهران در سال ۱۳۸۶ و سال ۱۴۰۴ در مقایسه با متوسط شهرهای اروپایی در قالب ارقام و آمار ارائه شده اند.

 در ارتباط با کاهش آلودگی هوا، این طرح– علاوه بر گسترش و بهبود کیفیت حمل و نقل عمومی، از رده خارج کردن کلیه خودروها و موتورسیکلت های فرسوده، تولید خودروهای دوگانه سوز و همچنین توسعه عرضه گاز طبیعی فشرده، که از اهداف برنامه چهارم توسعه اقتصادی ایران هستند و در این طرح نیز گنجانده شده اند – به برنامه های زیر اشاره می کند:

گسترش فضاهای سبز اطراف شبکه معابر

ایجاد معابر پیاده رو در مناطق تجاری شهر

ممانعت از ورود تاکسی های بنزین سوز به سیستم

دوگانه سوز کردن تاکسی های بنزینی موجود

وضع عوارض جدید برای خودروها متناسب با مصرف سوخت و انتشار آلودگی

البته این راهکارها به دلایل مختلف تا به حال جوابگوی معضل ترافیک و آلودگی هوای تهران نبوده اند. از جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:

«گوگرد گازوئیل در حالت استاندارد باید بین ۱۵ تا ۲۰ پی پی ام باشد، اما متأسفانه در ایران از گازوئیل «۷ هزار پی پی ام» استفاده می شود»

«طبق قانون برنامه چهارم تا پایان این برنامه باید یک میلیون خودروی فرسوده از رده خارج می شد، در حالی که با گذشت ۴ سال از این قانون تنها ۳۰۰ هزار خودروی فرسوده از رده خارج شده است.»

علی رغم اضافه شدن شبکه مترو به شبکه حمل و نقل عمومی تهران در ده سال گذشته و افزایش تعداد اتوبوسها و مینی بوس ها در این مدت، سهم حمل و نقل عمومی در کل سفرها به ۲۶ درصد کاهش پیدا کرده است.

به دلیل افزایش روزافزون مالکیت خودروی شخصی درسالهای گذشته و با توجه به اینکه برخی از خودروها همچون پژو آر- دی و نیسان با تکنولوژی ۳۰ سال پیش تولید می شوند، اجرای طرح سهمیه بندی سوخت تنها موقتاً موجب کاهش مصرف شده است.

سرعت متوسط وسایل نقلیه عمومی تنها ۱۵ کیلومتر در ساعت است. مصرف سوخت خودرو در سیکل شهری کمی کمتر از دو برابر اتوبان است.

عدم عنایت به موضوع مهم فرهنگ ترافیک

راهکارهای بالا بردن سهم سفرها با وسایل نقلیهٔ عمومی یا نیمه عمومی عمدتاً به این دلیل کارساز نبوده اند که سفرهای سوارهٔ ساکنین تهران در طی ۱۰ سال گذشته، رشد ۲۰ درصدی و سفرهای ساکنین حومه شهر تهران رشد ۷۹ درصدی داشته اند. عامل اصلی این دو نیز رشد جمعیت تهران و به ویژه شهرها و شهرک های اقماری آن، در کنار رشد رفاه عمومی بوده است. این رشد نیز به خودی خود مدیون جذابیت شهرتهران که مرکز تولید بیش از ۲۵ درصد تولید ناخالص داخلی ایران و در عین حال قطب بلامنازع سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایران محسوب می شود، می باشد. در مصاحبه ای جداگانه و در مراسم روز جهانی لایهٔ ازن، عیسی کلانتری معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست عنوان داشت که؛ ۵۱٪ آلودگی هوای تهران به سبب کامیون هایی است که شب ها وارد تهران می شوند. وی به رقمی در حدود ۲۰ هزار کامیون اشاره داشت که با ورود شبانه به پایتخت، باعث ایجاد این مقدار از آلودگی می گردند.

ورزش قبل از بارداری

ورزش کردن عادت خوبی است که حتما باید آن را در برنامه روزانه خود قرار دهیم؛ همانند مسواک زدن که آن را برای سالم نگه داشتن دندان‌هایمان هر روز انجام می‌دهیم.

چند دهه پیش به زنان باردار توصیه می‌شد، ورزش نکنند چرا که کارشناسان گمان می‌کردند ورزش کردن دمای بدن را افزایش می‌دهد و در نتیجه مشکلات فراوانی را برای بارداری ایجاد می‌کند. اما اکنون می‌دانیم که این باور غلط است: مطالعات جدید نشان داده‌اند که ورزش برای داشتن بارداری سالم و طبیعی، ضروری است و اگر ورزش درستی انتخاب شود به هیچ عنوان به سقط جنین یا اختلال در رشد جنین منجر نخواهد شد. داشتن سبک زندگی بی‌تحرک است که افزایش وزن مادر و خطر ابتلا به دیابت، فشارخون بالا، واریس و کمر درد را در دوران بارداری برای او به همراه می‌آورد.

اگر قبل از باردار شدن، فعالیت جسمانی کافی داشته باشید به شما کمک می‌کند دوران بارداری سالم‌تری را تجربه کنید. حتی ورزش سبک هم می‌تواند باعث شود که بدنی قوی‌تر، قلبی سالم‌تر، استخوان‌هایی با استحکام بیشتر و وزنی متعادل‌تر داشته باشید. ورزش کردن عادت خوبی است که حتما باید آن را در برنامه روزانه خود قرار دهیم؛ همانند مسواک زدن که آن را برای سالم نگه داشتن دندان‌هایمان هر روز انجام می‌دهیم. تحرک داشتن همچنین به شما کمک می‌کند استرس خود را کاهش دهید و احساس بهتری داشته باشید. قبل از باردار شدن ورزش کنید و بعد از زایمان و بچه‌دار شدن به آن ادامه دهید و این یعنی بهترین روش برای انتقال این عادت خوب به فرزندتان است.

بهتر است ورزش را قبل از بارداری شروع کنید و برنامه‌ای منظم را به این کار اختصاص دهید. برای شروع جلسات 15 دقیقه‌ای و سه بار در هفته به نظر مناسب می‌رسد سپس می‌توانید به تدریج مدت زمان جلسات تمرینی را به 30 دقیقه و چهار بار درهفته افزایش دهید. سعی کنید آمادگی جسمانی‌تان را در سطح خوبی نگه دارید اما از حد تعادل خارج نشوید.

برای اطمینان از اینکه زیاده‌روی نمی‌کنید در طی ورزش از تست «صحبت کردن در هنگام ورزش» کمک بگیرید. شما باید قادر باشید به راحتی در هنگام ورزش کردن صحبت کنید. اگر به نفس نفس می‌زنید، شدت ورزش را کمی کاهش دهید. هنگام مواجهه با درد قفسه سینه یا مشکلات تنفسی، ورزش کردن را قطع کنید.

ورزش راهی مناسب برای رهایی از دیابت بارداری

براساس تحقیقی که در نشست سالانه انجمن دیابت امریکا در سان دیاگو ارائه شد، ورزش قبل از بارداری تا حد زیادی سلامت مادر را در دوران بارداری تضمین می‌کند و احتمال ابتلا به دیابت بارداری را کاهش می‌دهد. گروه آمریکایی دانشگاه‌‌‌هاروارد برای رسیدن به این نتیجه داده‌های فراوانی را بررسی کرده‌اند.

در میان 19500 زنی بارداری که در این تحقیق شرکت کردند، 1200 نفر به دیابت بارداری مبتلا شده بودند. ورزش و ابتلا به دیابت بارداری ، رابطه‌ای معکوس دارد.در مقایسه زنانی که زندگی کم تحرکی را قبل از بارداری تجربه کرده بودند با آن‌هایی که قبل از بارداری به صورت حرفه‌ای ورزش می‌کرده‌اند، به این نتیجه رسیدند که ورزش، احتمال ابتلا به دیابت بارداری را 26 درصد کاهش می‌دهد.

نتیجه تحقیقات نشان داد که احتمال ابتلا به دیابت حتی در زنانی که قبل از بارداری تنها به یک پیاده‌روی ساده اکتفا کرده بودند نیز نسبت به گروه کم تحرک، پایین‌تر بوده است. آن‌ها در مقایسه با زنانی که قبل از بارداری تنها با واکر راه می‌رفتند، 26 تا 30 درصد کمتر به دیابت بارداری مبتلا شده بودند.

ورزش‌های هوازی بسیار مناسب این دوران هستند

تمرینات تکراری، آهنگین و هوازی این نوع ورزش‌ها، قلب، شش‌ها، عضلات و مفاصل را تقویت می‌کند، استقامت را بالا می‌برد، خستگی را کاهش می‌دهد و گردش خون و کیفیت خواب را بهبود می‌بخشد. این نوع تمرینات بدنی کمک می‌کند که زنان باردار با چالش‌های بارداری و زایمان بهتر روبرو شوند. از انواع این ورزش‌ها از تنیس و پیاده روی می‌توان نام برد.

چند توصیه برای تحرک بیشتر

به جای نشستن تا آن جایی که می‌توانید، بایستید.

به هر بهانه کوچکی پیاده‌روی کنید: چند ایستگاه قبل از مسیرتان از مترو یا اتوبوس پیاده شوید، اتومبیل خود را تا آن جای که می‌توانید دورتر از محل مورد نظرتان پارک کنید و بقیه مسیر را پیاده بروید، به جای آسانسور از پله‌ها برای بالا رفتن از پله‌ها استفاده کنید. مسیرهای کوتاه را پیاده روی کنید. از پیاده روی‌های کوتاه ده دقیقه‌ای شروع کنید و به تدریج زمان آن را افزایش دهید.

زمان کمتری را در مقابل تلویزیون یا رایانه سپری کنید. اگر به انجام این کار مجبور هستید، هر نیم ساعت یک بار به بهانه‌ای برخیزید و کمی قدم بزنید. در ورزش حین بارداری نباید خسته شوید نباید زیاد عرق کنید و نباید ضربان قلب شما از 110 در دقیقه بالاتر رود. البته این توصیه‌‌ها برای حاملگی نرمال و ریسک پایین است و حتما باید پزشک شما در جریان باشند. در حاملگی ورزش‌‌هایی را که از قبل از حاملگی شروع کرده‌اید با در نظر گرفتن موارد احتیاط که پزشک به شما خواهد گفت می‌توانید ادامه دهید

نکات مهم درباره ورزش قبل از بارداری

شدت ورزش قبل از بارداری را کمتر کنید

ورزش قبل از بارداری و کمک آن برای داشتن وزن مناسب اولین قدم برای داشتن بارداری موفق است ، اما فعالیت های شدید بیش از حد ممکن است تلاش های شما را برای بارداری به دردسر بیاندازد.

آیا برنامه روزانه ورزش شما شامل دویدن های سخت و طولانی می شود؟ آیا دوچرخه سواری طولانی و حرفه ای را در برنامه دارید؟ یا شنا های طولانی و حرفه ای ؟ با این وجود شروع یک برنامه ورزشی خوب همیشه یک حرکت مثبت است و می تواند به آماده شدن بدن شما برای بارداری کمک کند، اما تمرین فوق شدید در طول دوران قبل از بارداری می تواند چرخه قاعدگی را دگرگون کند و حتی تخمک گذاری را متوقف کند، خب اگر می خواهید زودتر باردار شوید، اکنون زمان خوبی است تا ورزش قبل از بارداری خود را ارزیابی کنید، خبر خوب این است که شما مجبور نخواهید شد از برنامه ورزش قبل بارداری خود به کلی بگذرید شما فقط مجبورید کمی شدت ورزش ها را پایین بیاورید.

دویدن ورزشی برای قبل بارداری

هیچ دلیلی وجود ندارد که این ورزش را قبل از بارداری رها کنید، دویدن یک فعالیت قلبی و عروقی عالی است و یک راه مطمئن برای به جریان انداختن خونتان است، اما این زمان خوبی نیست تا شما برای یک دو ۵ دقیقه ای یک کیلومتری کار کنید، این می تواند یک فشار سنگین بر بدن شما اعمال کند و ممکن است با چرخه ی قاعدگی شما تداخل پیدا کند، اگر شما پی بردید که دویدن های شما، شما را خسته می کند(برای مثال شما را بیش از حد بی حال و ضعیف می کند)یا چرخه ی قاعدگی شما نامنظم می شود، شدت، سرعت و طول ورزش را کم کنید، دویدن های متعادل بدون اینکه برنامه های بارداری شما را به خطر بیاندازد وزن مناسب شما را نگه می دارد .

ورزش در دوران بارداری

 سلامت نوزاد با ورزش های دوران بارداری

در حال حاضر، گفته می شود که این افراد می توانند برای مدت طولانی به شیوه صحیح ورزش کنند، ولی دمای بدن شان هم خیلی افزایش نیابد.

در یک مقاله تحقیقی جدید گفته شده که در نوزادان متولد شده از زنانی که طی بارداری به طور پیوسته و شدید ورزش کرده بودند، اثرات بدی مشاهده نشد و حتی این نوزادان از سایر کودکان باهوش تر بودند. بیشتر افراد فکر می کنند، برای یک خانم باردار غیرممکن است که سخت و شدید ورزش کند، زیرا معتقدند ورزش شدید موجب کمبود اکسیژن در مغز کودک می شود و به آن صدمه می زند. ولی آنچه که به مغز کودک آسیب می رساند، کمبود کالری و افزایش درجه حرارت بدن است.

در گذشته هم گفته می شد ورزش موجب تب و افزایش بیش از حد درجه حرارت بدن طی ماه اول بارداری می شود و موجب تخریب مغز و نخاع می شود، ولی بررسی  روی خانم های باردار ثابت کرد که افزایش درجه حرارت بدن در این گروه در اثر عفونت بوده است نه ورزش کردن.

 ورزش مادر، تقویت قلب نوزاد

ورزش در دوران بارداری نه تنها برای مادر بلکه برای کودک نیز فواید قلبی- عروقی به همراه دارد. ورزش مادر در دوران بارداری، اثرات مفیدی روی دستگاه عصبی خودکار قلب جنین دارد. دستگاه عصبی خودکار فعالیت های غیرارادی بدن مانند ضربان قلب، فشار خون، آهنگ تنفس را در اندام های داخلی کنترل می کند.

تعدادی از محققان آزمایش کردند تا ببینند جنین هایی که در رحم مادر در معرض ورزش قرار می گیرند در مقایسه با جنین هایی که در معرض ورزش قرار نمی گیرند، عملکرد خودکار بهتری دارند یا خیر. محققان آهنگ قلب جنین و اختلاف آهنگ قلب را در هفته های 28 تا 36 بارداری در زنانی که ورزش می کردند و آن هایی که ورزش نمی کردند، اندازه گرفتند. در این مطالعه پنج مادر باردار، سه بار در هفته دست کم به مدت 30 دقیقه، ورزش هوازی انجام می دادند و پنج نفر دیگر برنامه ورزشی منظمی نداشتند. ریتم قلب جنین هایی که مادران شان در دوران بارداری ورزش کرده بودند، به طور قابل توجهی پایین تر از آهنگ قلب جنین هایی بود که در دوران جنینی مادرشان ورزش نکرده بودند. در هر مرحله بارداری، اختلاف ریتم قلب جنین در این دو گروه از لحاظ آماری چشمگیر بود. در هفته 32 بارداری اختلاف آهنگ قلب جنین نیز در گروهی که مادران آنها در دوران بارداری ورزش می کردند، به طور چشمگیری بالاتر از گروهی بود که مادران شان ورزش نکرده بودند. زمانی که مادر در دوران بارداری ورزش می کند، جنین مانند افراد بزرگسال تحت تاثیر قرار می گیرد. محققان از این تحقیق چنین نتیجه گیری کردند که ورزش در دوران بارداری احتمالا نخستین و بهترین اقدام موثر برای تقویت قلب کودک است.

فواید ورزش در دوران بارداری

تغییرات گوناگونی در بدن یک زن در طول حاملگی ایجاد می شود. ورزش منظم می تواند اثر سودمندی بر این تغییرات داشته باشد:

* کمک به ایجاد آمادگی بدن برای تحمل فشار زایمان:

این کمک شامل افزایش انعطاف پذیری و قدرت عضلاتی است که هنگام تولد نوزاد مورد استفاده قرار می گیرند. تغییرات طبیعی هورمونی در بارداری، موجب استراحت رباط ها و مفاصل می شود که احتمال رگ به رگ شدن را افزایش می دهد.

افزایش قدرت انعطاف پذیری، خطر فشار وارده به یک عضله یا مفصل را کاهش می دهد.

* کمک به کاهش درد کمر

* بهبود تعادل

همزمان با بزرگ تر شدن رحم، مرکز ثقل بدن دچار تغییراتی می شود که این تغییرات باعث از دست دادن تعادل در زن باردار می شوند. ورزش به فرد کمک می کند که راحت تر خود را با تغییرات شکل بدن، سازگار کند.

* کمک به بدن در حمل موثرتر بار اضافی در دوران بارداری

* بهبود وضعیت گردش خون

* کم کردن فشار خون و استراحت ضربان قلب

* برگشت سریع تر بدن به شکل طبیعی

گفتاردرمانی

گفتاردرمانی یا آسیب شناسی گفتار و زبان رشته ای از علوم توانبخشی است که توسط یک متخصص بالینی بنام گفتار درمانگر یا آسیب شناس گفتار و زبان (SLP) به بررسی، تشخیص و درمان اختلالات ارتباطی، اختلالات درکی، اختلالات صوت و مشکلات بلع می پردازد.

یک تصور غلط و رایج این است که گفتار درمانی را شاخه ای از روانشناسی می دانند که با صحبت کردن با مردم به اصلاح اختلالات رفتاری می پردازد. عده ای زیادی از مردم این رشته را محدود به اصلاح کردن اختلالات تلفظ می دانند (مثلاً فردی که توانایی تلفظ حرف ر را ندارد ) .

در حقیقت گفتار درمانی با حوزه گسترده ای از موضوعات گفتار(تکلم)،زبان،بلع،صوت و ارتباط درگیرمیشود برخی شامل :

مشکلات پیداکردن کلمات : می تواند تحت تاثیر مشکلات خاص زبان مثل تاخیر زبانی یا تحت تأثیر مشکلات عمومی مثل مشکلات مغزی باشد .

مشکلات ارتباط اجتماعی : اینکه  افراد چگونه افکار و نظرات خود را منتقل کنند .

نقص ساختاری زبان : مشکلات ساخت جمله ، که می تواند از نظر معنایی یا دستوری دارای ایراد باشد .

مشکلات خواندن و نوشتن (سواد) : که وابسته به آوانگاری (ارتباط حروف و صداها ) معنایی (ارتباط کلمات و معانی) ها یا فهمیدن معنا و مفهوم متن ها

مشکلات صوت : صداهای گوش خراش و صداهای خیلی نازکی یا اختلالات صوتی که روی ارتباط اجتماعی فرد تاثیر بگذارد .

مشکلات ادراکی (مثل ترجمه حافظه عملکرد اجرایی) : در حوزه ای که روی ارتباط فرد تاثیرگذار باشد .

 برنامه های گفتار درمانی

ملانی پوتوک (Melanie Potock) متخصص آسیب شناسی زبان و گفتار می گوید: آسیب شناسان زبان و گفتار نه تنها مشکلات بیان، زبان و درک را ارزیابی و حل می کنند، بلکه برخی از آنها روی بلع و غداخورن هم تمرکز دارند. او معتقد است بسیاری از کودکانی که به سختی حرف می زنند مشکلاتی در غذاخوردن هم دارند. درست است که اولین موردی که به ذهن می آید کودکان با نیازهای خاص هستند، ولی مشکلات صحبت کردن و غذا خوردن در سایر کودکان نیز مشهود است. هر دو عمل حرف زدن و بلعیدن جنبه های حرکتی بسیار ظریف زبان، فک و لبها را در هماهنگی کامل یا یکدیگر درگیر می کنند که همیشه هم کار خیلی راحتی نیست!

ممکن است متخصصان برای این کار از اسباب بازی های فوت کردنی و سوت ها استفاده کنند و از کودکان بخواهند تا مسابقه ی “پنبه فوت کنی” بگذارند و به این صورت ماهیچه های مورد استفاده در حرف  زدن و غذا خوردن را تقویت کنند. نی های رنگی، مسواک های موزیکال و حلقه های حباب ساز، استراتژی های سرگرم کننده ی دیگری هستند که به کودکان کمک می کنند تا حس های مختلف را در دهان شان تحمل کنند.

آموزش کاربرد زبان

آسیب شناسان زبان و گفتار با کودکانی کار می کنند که در درک نشانه های اجتماعی، فهمیدن دیگران، و استفاده از کلمات و زبان بدن برای برقراری ارتباط کارآمد و پیدا کردن دوست، دچار مشکل هستند. میشل گارسیا وینر (Michelle Garcia Winner) و دکتر پاملا جی کروک (Pamela J Crooke) آسیب شناسان گفتار و زبان و از نویسندگان کتاب «Socially Curious and Curiously Social» معتقد ند: بخش کاربردی زبان و ارتباط شامل مسائل مربوط به ارتباط اجتماعی است، زبان اجتماعی هم یکی از این مسائل است، ولی تنها مسئله ی این بخش نیست. دریافت اطلاعات اجتماعی برای فرآوری کردن و پاسخ دادن به نشانه های غیر کلامی که از پس زمینه ی گفت وگو، مردم و زبان آنها به دست می آیند، برای دانش آموزانی که مشکلاتِ یادگیری اجتماعی دارند، واقعا مشکل است. این مسائل شامل طیف بیماری اوتیسم، ناتوانی در یادگیریِ غیرکلامی، اختلالِ زبان کلامی،اختلال بیش فعالی، کمبود تمرکز و غیره می شوند. این دانش آموزان می توانند تحت درمانی به نام تفکر اجتماعی قرار بگیرند که به آنها رابطه ی بین طرز تفکر و رفتار و طرز عکس العمل دیگران را می آموزد.

اهمیت و ضرورت علم گفتار درمانی

یکی از ضروری ترین نیازهای زندگی روزمره انسان، " ارتباط " داشتن با دیگران و انتقال خواسته ها، علایق، مشکلات و درونگریهای خود به آنهاست.گفتار را می توان نظامی قراردادی دانست که به منظور ارتباط بین انسانها به کار میرود و از یک پشتوانه درکی و شناختی (زبان) برخوردار است. هر چند نوشته ها، اشارات، نشانه ها، حالات چهره و ... همگی راههای مختلف انتقال اندیشه ها و خواسته های فرد می باشند ، ولی گفتار اصلی ترین وسیله ارتباطی انسان است.

امروزه پدر و مادران با کسب آگاهی های لازم توانسته اند با مشکل گفتاری کودک خود آشنا شده و به موقع، راه های پیش گیری از آن را جست و جو و اقدام به گفتار درمانی نمایند.در گذشته علم «گفتاردرمانی»، نقش کم رنگی در جامعه ایفا می کرد و به دلیل سطح آگاهی پایین خانواده ها، اغلب کودکان با مشکل گفتاری، بدون درمان می ماندند و در دوران نوجوانی و بزرگسالی، مشکلاتی در زندگی اجتماعی خود پیدا می کردند. گوشه گیری، از جمع گریزان بودن و تمسخر اطرافیان و همسالان موجب می شد آنان از پیشرفت های تحصیلی و اجتماعی به دور باشند. امروزه متخصصان «گفتار درمانی» توانسته اند این مشکل را به راحتی حل نموده و دغدغه و نگرانی را از خانواده ها دور سازند.

 می دانیم که زبان، وسیله ای برای ابراز عواطف و احساسات و ارتباط افکار و اندیشه هاست که اگر وجود نداشت یا نمی توانست کارآیی خود را به معرض نمایش بگذارد، انتظار می رفت بسیاری از فعالیت های روزمره ی زندگی، به کندی پیش رود و ارتباطات نتواند تداوم یابد.در مبحث رشد،اگر محدودیتی در یکی از سیستم های رشدی کودک ایجاد شود،خسارت جبران ناپذیری در انتظار کودک است.در تمام شاخه های رشدی باید هماهنگی و توازن بدون محدودیتی وجود داشته باشد.اختلال در هر مورد رشدی ( حرکتی، شناختی، گفتاری، بینایی، جسمی و...) پیشرفت های کودک را دچار بحران می کند و استقلال از او سلب گشته و نیازمندی به دیگران،جایگزین آن می گردد،در حالی که استقلال، توانایی های کودک را افزایش داده و موجب می شود که او در روابط اجتماعی با هم نوعان خویش بتواند نقش های کلیدی را به دست آورد.

در علم «گفتار درمانی»، دلایل زیادی را در تأخیر رشد گفتار و زبان بر شمرده اند؛ مانند عقب افتادگی ذهنی، مشکلات عاطفی و روانی، مشکلات جسمی، مغزی و محیطی که هر کدام به نوبه ی خود می تواند نقش مخربی را در کلام و زبان ایجاد کند.

یکی از عمده ترین اختلالات گفتاری، عقب ماندگی ذهنی است که خود می تواند پایه گذار بسیاری از اختلالات دیگر باشد. در بحث مشکل جسمی باید به نقیصه های کم شنوایی و ناشنوایی، کم بینایی یا نابینایی اشاره کرد. در سیستم شنیداری، بیان گفتار از طریق شنیدن حاصل می شود که چنان چه اختلالی در این قسمت به وجود آید، تأخیر در رشد زبان و گفتار، قابل مشاهده است.

کودکانی که از سلامت فیزیکی و عاطفی برخوردارند، در تکلم، استقلال یافته تر از کودکانی اند که در خانواده های پر تنش زندگی می کنند. در این خانواده ها رشد حسی و حرکتی، با محدودیت پیش می رود زیرا زبان، نیاز به یک هماهنگی عصبی دارد و تأخیر در مهارت های حسی و حرکتی، رشد گفتار را کُند و با مشکل روبه رو می سازد.

در عملکرد گفتار، نقش هوش طبیعی را نباید نادیده گرفت؛ هوش می تواند شناخت نمادها را به همراه داشته باشد تا فرد، از دیگر عملکردهای شناختی هم چون توجه کردن، شناسایی و ایجاد ارتباط و ذخیره ی آن در حافظه بهره گیرد.

ارزیابی و مطالعه دقیق اختلالات گفتار و زبان یا اختلالات ارتباطی و همچنین نوتوانی و بازتوانی، اختیارات متخصصین گفتار درمانگر است.

مادر،الگویی مناسب و مثبت در راستای رشد گفتار کودک است که این ارتباط عاطفی نباید خدشه دار شود و خلل و انحرافی در آن شکل گیرد. باید توجه داشت که رشد زبان از لحاظ جنسیتی در دختران، زودتر و بیش تر از پسران آغاز می شود؛ به خصوص در خانواده های تک فرزندی که توجه زیادی به آموزش زبان فرزند می شود.

کودکان علاقه ی زیاد به عضو شدن در گروه همسالان خود دارند و تلاش زیادی در این جهت، انجام می دهند تا بر رشد و پیشرفت گفتار خود بیفزایند؛ در واقع انگیزه  صحبت کردن در گروه های هم سن، افزایش می یابد و به طور دسته جمعی به تماشای تلویزیون و یا نقاشی و نوشتن می پردازند.

 مشکلات گفتاری را می توان در مرز بین 12 تا 24 ماهگی مشاهده کرد. در این سن، کودک به جای گفتار باید بتواند از علم اشاره به خوبی بهره ببرد مانند (بای بای یا بَه بَه) و در تقلید صداها مشکلی نداشته باشد مانند تقلید صدای یک حیوان، جیغ زدن و...

زمانی که سن کودک از 2 سالگی فراتر رفت، باید بتواند صداها و لغاتی را بیان کند و فقط مختص یک صدا یا لغت – آن هم تکراری – نباشد. در صحبت کردن، خانواده ها باید به تُن صدا و گرفتگی آن توجه داشته باشند. کودکانی که در این سن، در انجام کارهای ساده، با مشکل مواجه می شوند، جملات را به طور کامل بیان نمی کنند و فقط از کلمات محدود استفاده می نمایند و به طور کلی در فهمیدن و درک مطالب مشکل دارند،در معرض خطر قرار دارند و به منظور پیش گیری از مشکلات گفتاری باید توجه بیش تری به آنان نمود.در چنین شرایطی است که اگر والدین متوجه مشکلات خاصی در روند گفتاری فرزند خود بشوند حتما باید از کمک تخصصی یک گفتار درمانگر بهره برده و مشاوره لازم را داشته باشند.

 

پروفسور محمود حسابی (زاده ۳ اسفند ۱۲۸۱ در تهران – درگذشت ۱۲ شهریور ۱۳۷۱ در ژنو) با نام اصلی محمود خان میرزا حسابی معروف به پروفسور حسابی فیزیکدان، سناتور، وزیر آموزش و پرورش و بنیانگذار فیزیک دانشگاهی در ایران بود.

زندگی نامه دکتر حسابی

سید محمود حسابی در سال ۳ اسفند ۱۲۸۱ (۱۳۲۱ ه‍. ق) در تهران از پدر و مادر تفرشی زاده شد. پدرش سید عباس معزالسلطنه و مادرش گوهرشاد حسابی هر دو اهل تفرش و از سادات تفرش بودند.

 او چهار سال اول دوران کودکی اش را در تهران سپری نمود. در هفت سالگی تحصیلات ابتدایی خود را در بیروت با تنگدستی و مرارت های دوری از میهن، در مدرسه کشیش های فرانسوی آغاز کرد. در همان زمان تعلیمات مذهبی و ادبیات فارسی را نزد مادرش فرا می گرفت. او قرآن و دیوان حافظ را از حفظ می دانست. او همچنین بر کتب بوستان، گلستان سعدی، شاهنامه فردوسی، مثنوی مولوی و منشات قائم مقام فراهانی اشراف کامل داشت. حسابی با شعر و موسیقی سنتی ایران و موسیقی کلاسیک غرب به خوبی آشنا بود. او در نواختن ویولن و پیانو مهارت داشت. وی در چند رشته ورزشی نیز موفقیت هایی کسب کرد، از جمله کسب مدرک نجات غریق در رشته شنا در دوران نوجوانی در بیروت. محمود حسابی در ۱۲ شهریور سال ۱۳۷۱ هجری شمسی در بیمارستان دانشگاه ژنو درگذشت. آرامگاه (خانوادگی) وی در شهر تفرش قرار دارد.

همچنین وزارت راه و ترابری جمهوری اسلامی ایران یکی از کشتی های ناوگان ایران را به نام دکتر حسابی نام گذاری کرده است.

تحصیلات دکتر حسابی

شروع تحصیلات متوسطه او همزمان با آغاز جنگ جهانی اول و تعطیلی مدارس فرانسوی زبان بیروت بود. از این رو به مدت دو سال در منزل به تحصیل پرداخت. پس از آن در کالج آمریکایی بیروت به تحصیلات خود ادامه داد. در سن ۱۷ سالگی لیسانس ادبیات، و در سن ۱۹ سالگی لیسانس بیولوژی را اخذ نمود. پس از آن در رشته مهندسی راه و ساختمان از دانشکده فرانسوی مهندسی در بیروت فارغ التحصیل شد. در آن دوران با اشتغال در نقشه کشی و راهسازی، به امرار معاش خانواده کمک می کرد. او همچنین در رشته های پزشکی، ریاضیات و ستاره شناسی به تحصیلات دانشگاهی پرداخت.

حسابی در دانشگاه سوربن فرانسه، در رشته فیزیک به تحصیل و تحقیق پرداخت. در سال ۱۹۲۷ میلادی در سن ۲۵ سالگی دانشنامه دکترای فیزیک خود را، با ارائه رساله ای تحت عنوان «حساسیت سلول های فتوالکتریک»، با درجه عالی دریافت نمود.

لیسانس ادبیات از دانشگاه آمریکایی بیروت (۱۲۹۹ ه‍. ش)

لیسانس مهندسی راه و ساختمان از دانشگاه فرانسوی بیروت (۱۳۰۱ ه‍. ش)

لیسانس ریاضیات، ستاره شناسی و زیست شناسی از دانشگاه آمریکایی بیروت (۱۳۰۳ ه‍. ش)

لیسانس مهندسی برق از دانشکده برق پاریس (۱۳۰۴ ه‍. ش)

لیسانس مهندسی معدن از مدرسه عالی معدن پاریس (۱۳۰۵ ه‍. ش)

دکتری فیزیک از دانشگاه سوربن فرانسه (۱۳۰۵ ه‍. ش)

مناصب سیاسی

سناتور انتصابی شهر تهران در دوره های اول، دوم و سوم مجلس سنای ایران بود.[۱۳] وی همچنین وزیر آموزش و پرورش کابینه محمد مصدق در سال های ۱۹۵۱–۱۹۵۲ بود.

 فعالیت های شغلی و اجتماعی دکتر حسابی

حسابی با وجود امکان ادامه تحقیقات در خارج از کشور، به ایران بازگشت و به پایه گذاری علوم نوین و تأسیس دارالمعلمین و دانشسرای عالی،[۱۴] دانشکده های فنی و علوم دانشگاه تهران، نگارش ده ها کتاب و جزوه و راه اندازی و پایه گذاری فیزیک و مهندسی نوین پرداخت.

اقدامات علمی و اجرائی

اولین نقشه برداری فنی و تخصصی کشور (راه بندرلنگه به بوشهر)

اولین راهسازی مدرن و علمی ایران (راه تهران به شمشک)

پایه گذاری اولین مدارس عشایری کشور

پایه گذاری دارالمعلمین عالی (دانشسرای عالی)

ساخت اولین رادیو در کشور

راه اندازی اولین آنتن فرستنده در کشور

راه اندازی اولین مرکز زلزله شناسی کشور

راه اندازی اولین رآکتور اتمی سازمان انرژی اتمی کشور

راه اندازی اولین دستگاه رادیولوژی در ایران

محاسبه و تعیین ساعت رسمی ایران

پایه گذاری اولین بیمارستان خصوصی در ایران، به نام بیمارستان گوهرشاد

شرکت در پایه گذاری فرهنگستان ایران و ایجاد انجمن زبان فارسی

تدوین اساسنامه طرح تأسیس دانشگاه تهران

پایه گذاری دانشکده فنی دانشگاه تهران

پایه گذاری دانشکده علوم دانشگاه تهران

پایه گذاری شورای عالی معارف

پایه گذاری مرکز عدسی سازی اپتیک کاربردی در دانشکده علوم دانشگاه تهران

پایه گذاری بخش آکوستیک در دانشگاه و اندازه گیری فواصل گام های موسیقی ایرانی به روش علمی

پایه گذاری انجمن موسیقی ایران و مرکز پژوهش های موسیقی

پایه گذاری و برنامه ریزی آموزش نوین ابتدایی و دبیرستانی

پایه گذاری مؤسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران

پایه گذاری مرکز تحقیقات اتمی دانشگاه تهران

پایه گذاری سازمان انرژی اتمی ایران

پایه گذاری اولین رصدخانه نوین در ایران

پایه گذاری مرکز مدرن تعقیب ماهواره ها در شیراز

مشارکت در پایه گذاری مرکز مخابرات اسدآباد همدان

پایه گذاری کمیته پژوهشی فضای ایران

ایجاد اولین ایستگاه هواشناسی کشور (در ساختمان دانشسرای عالی در نگارستان دانشگاه تهران)

تدوین اساسنامه و تأسیس مؤسسه ملی استاندارد

تدوین آیین نامه کارخانجات نساجی کشور و رساله چگونگی حمایت دولت در رشد این صنعت

پایه گذاری واحد تحقیقاتی صنعتی سغدایی (پژوهش و صنعت در الکترونیک، فیزیک، فیزیک اپتیک، هوش مصنوعی)

راه اندازی اولین آسیاب آبی تولید برق (ژنراتور) در کشور

ایجاد اولین کارگاه های تجربی در علوم کاربردی در ایران

ایجاد اولین آزمایشگاه علوم پایه در کشور

تأسیس واحد تحقیقاتی صنعتی سغدایی (۱۳۶۱)

تشکیل و ریاست کمیته پژوهشی ایران ۱۳۶۰

جوایز و افتخارات دکتر حسابی

 مراسم اهدای نشان لژیون دونور فرانسه

۱۳۴۹ - دریافت عنوان «استاد برجسته دانشگاه تهران»

۱۳۶۵ - برگزاری کنفرانس سالانه فیزیک ایران در ۱۳۶۵ در گرامی داشت محمود حسابی

نشان لژیون دونور فرانسه

آسیب های اجتماعی چیست؟

آسیب شناسی اجتماعی social-pathology مفهوم جدیدی است که از علوم زیستی گرفته شده و مبتنی بر تشابهی است که دانشمندان بین بیماری های عضوی و آسیب های اجتماعی(کجرویها) قائل می شوند. واژه آسیب شناسی از دیدگاه پزشکی به فرایند ریشه یابی بیماری ها گفته می شود

به گزارش هفت روز، آسیب اجتماعی به هر نوع عمل فردی یا جمعی اطلاق می شود که در چارچوب اصول اخلاقی و قوامد عام عمل جمعی رسمی و غیر رسمی جامعه محل فعالیت کنشگران قرار نمی گیرد و در نتیجه با منبع قانونی و یا قبح اخلاقی و اجتماعی روبرومی گردد. به همین دلیل ، کجروان سعی دارند کجروی ها خود را از دید ناظران قانون ، اخلاق عمومی و نظم اجتماعی پنهان نمایند ؛ زیرا در غیر این صورت با پیگرد قانونی ، تکفیر اخلاقی ، طرد اجتماعی مواجه می شوند(عبدالهی ،1383:15).

آسیبهای اجتماعی پدیده هایی واقعی، متغیر، قانونمند و قابل کنترل و پیش گیری اند. کنترل پذیری آسیبهای اجتماعی شناخت علمی آنها را در هر جامعه ای برای پاسخ به پرسشهای نظری و عملی و کاربردی از ایده ها و یافته های علمی تولید شده در برنامه ریزی های کوتاه و بلند مدت برای مقابله صحیح با آسیبهای اجتماعی، درمان یا پیشگیری از گسترش و پیدایش آنها را ضروری و پر اهمیت می سازد.

آسیب شناسی اجتماعی

آسیب شناسی اجتماعی به بررسی انواع مشکلات می پردازد که در سطح اجتماعی مطرح هستند و سعی می کنند علل مختلف آنها را از جنبه های مختلف فردی ، اجتماعی و غیره مورد بررسی قرار دهد.

آسیب های اجتماعی که به تعبیر بعضی از اندیشمندان حاصل و معلول مستقیم انقلاب صنعتی هستند، در اکثر جوامع وجود دارند و تاثیرات خود را می گذارند. اما آن چه جوامع مختلف را در این مورد از هم متفاوت می سازد، نوع نگرش این جوامع به علل به وجود آورنده آسیب ها و راهکارهای اصلاح وبهبود آن است. در مورد نگرش، آن چه مهم است این که این آسیب ها چرا به وجود آمده اند؟ آیا وجود آسیب ها در جوامع امری لازم وضروری است یا می توان جامعه ای بدون آسیب داشت؟ پاسخ به این پرسش ها مستلزم شناخت نظریه های مختلف جامعه شناسی و روان شناسی است که هرکدام سعی درتبیین مسائل ،آسیب ها وبحران های اجتماعی از نظر گاه های مختلف دارند.این دید گاه ها متاثر از باورهای سیاسی و اقتصادی هر جامعه است.

آسیب های اجتماعی از چند جنبه قابل بررسی هستند:

1- از زوایه انسان ،كه هر انسان با هر دین وآئین واعتقاد وفكر ،ومذهب وگرایش ومسلك وارتباط با جناح یا حزب خاصی یا با ترحم یا با هدایت ویا با همراهی اعتقاد دارند كه به گروههای آسیب پذیر یاری نمایند مثلاً هر انسانی دوست دارد به پیر مرد یا پیرزنی كمك كند وهر انسانی دوست دارد به نابینایی كمك كند و...

2- از زاویه اجتماعی اگر به این آسیب های اجتماعی بموقع رسیدگی نشود افزایش جرم وجنایت را در پی دارد كه مخرب انضباط اجتماعی است

3- از جنبه سیاسی ، كه اگر توجه نشود كشوررا به دامن بیگانگان سوق می دهد وبجای فرهنگ خودی فرهنگ بیگانه در كشور پیاده می شود وبه اعتقادات دینی ومذهبی جامعه لطمه وارد می نماید ، وجود آسیب های اجتماعی ، بزرگنمایی وتبلیغات دشمنان كشور را در پی دارد ضمن آنكه وجود آسیب های اجتماعی در كشور اسلامی عامل تبلیغ منفی بر ضد اسلام است لذا لازم است كه آسیب های اجتماعی ریشه یابی شود واز كلی گویی در جامعه پرهیز گردد وبا ارائه راهكارها ی مدرن به جزئیات آسیب های اجتماعی توجه شود

در برخورد با آسیب های اجتماعی تقلید كوركورانه از بیگانگان جایز نیست به دلیل اینكه آسیب های اجتماعی ارتباط كاملی با سنتهای هر جامعه دارد والگو برداری از جوامع دیگر صلاح نیست.

ئوال ، وظیفه حكومت در این مورد چیست ؟ حكومت خوب حكومتی است كه برای حل آسیب های اجتماعی قرمول صحیح ومنطقی همراه با نو آوری وارائه ابتكارات وخلاقیتها در جهت رسیدن به شكوفایی داشته باشد.

سیاست های اجتماعی هر جامعه ای روش های مختلفی را در برخورد با آسیب های اجتماعی پیشنهاد می کند.شیوه ی برخورد با این مسائل هم چنان که پیشتر گفته شد،ارتباط مستقیمی با این سیاست ها دارد.این سیاست ها را هم نهادهایی که در تمامی جوامع وجود دارد تعیین می کند. در مورد راهکارهای اصلاح وبهبود آسیب های اجتماعی هم نظرگاه های مختلفی وجود دارد. عده ای روش انکار و پرده پوشی را تجویز می کنند وعده ای دیگر به روش های پلیسی وسرکوب اعتقاد دارند. جوامعی هم وجود دارند که به این مسائل نگرشی علمی و منطقی دارند وسعی می کنند با قبول وجود این آسیب ها، علت آن ها را با استفاده از روش های علمی بشناسند و برای حذف یا به حداقل رساندن آن ها از روش های منطقی سود ببرند.این جوامع، آنهایی هستند که در آن ها انباشت علمی صورت گرفته و در اثر ارتباط با فرهنگ های مختلف به سطحی از آگاهی رسیده اند که به حق آزادی و برابری انسان ها و حق برخورداری تمامی انسان ها از حقوق مادی ومعنوی اعتقاد داشته باشند.

آن چه در مورد آسیب های اجتماعی در ایران می توان گفت این است که به وضعیت خاص سیاسی و اجتماعی حاکم بر جامعه، آسیب های اجتماعی علاوه بر این که مسئله ای اجتماعی شمرده می شوند، بار ارزشی نیز دارند. یعنی یک آسیب که در یک جامعه ی با سیاست لیبرال، فقط یک جرم محسوب می شود، در ایران علاوه بر جرم بودن، گناه به شمار می رود. این نگرش خاص به مسئله ی اجتماعی باعث می شود که مجرم یا منحرف بیشتر از آن که جامعه و روابط حاکم بر آن را عامل انحراف خود بداند، خودش را گناه کار می بیند و این می تواند یکی دیگر از آسیب های فردی و اجتماعی باشد.

در جوامع مدرن امروز تمایل بر این است که این سیاست ها هرچه بیشتر توسط نهاد آموزش و پرورش و نهاد خانواده به جامعه تزریق شده و نهاد سیاست حداقل دخالت را در این امور دارد.اما در جوامعی که در آن ها نهاد سیاست قدرتمندتر است، این سیاست ها توسط این نهاد وضع و به جامعه دیکته می شود.تجربه نشان داده است که جوامع نوع اول در مهار بحران های اجتماعی موفق تر عمل کرده اند.چون مردم راهکارهای مقابله با آسیب های اجتماعی را وضع واز آن ها حمایت می کنند.اما در جوامعی که سیاست های اجتماعی را نهاد سیاست وضع می کند،لاجرم باید ضمانت های اجرایی آن ها را هم تعیین کند که در این حال استفاده از نیروهای حافظ قوانین و حامی نظام سیاسی مثل پلیس ضرورت پیدا می کند.

حمایت از آسیب دیدگان اجتماعی نیزبه سیاست های اجتماعی مربوط است.دراین مورد نیز وقتی حمایت از آسیب دیدگان به طور کامل در اختیار نهاد سیاست قرار می گیرد،این نهاد از دیدگاه منافع خود به آن ها نگاه می کند،اما وقتی مردم یک جامعه به حمایت از این آسیب دیدگان می پردازند،بسیار عمیق تر و کامل تر عمل می کنند.چون مردم در متن این آسیب ها قرار دارند،آن ها را خوب می شناسند وبرای حمایت ازافرادی که دچار بحران هستند انگیزه های قدرتمندی دارند.

یکی از راهکارهای حمایت از آسیب دیدگان اجتماعی،سازمان ها وتشکل های غیر دولتی است.این سازمان ها که در تمامی جوامع ریشه دارند در عصر کنونی کارکردهای مختلف و موثری پیدا کرده اند و نقش مهمی در حیات جوامع ایفا می کنند.سازمان های غیردولتی با تاثیرگذاری در وضع و اجرای سیاست های اجتماعی،در نقش های مختلفی مثل مشاور دولت،منتقد دولت وگاه حتی به عنوان بازوی اجرایی سیاست های اجتماعی دولتها فعالیت دارند.این سازمان ها با ویژگی های منحصر به فردی که دارند،امروزه به نماد حکومت مردم تبدیل شده اند و به نظر می رسد در هر جامعه ای که این سازمان ها فعال تر و گسترده تر عمل می کنند،آرمان حکومت مردم بر مردم دست یافتنی تر می نماید.

موضوعات مورد بحث در آسیب شناسی اجتماعی

آنچه روشن است اینکه بحث آسیب شناسی اجتماعی عمدتا با مسائل و مشکلات سر و کار دارد. پژوهشها و تحقیقات متعدد برای شناخت انواع این آسیبها و علل بروز آنها صورت می دهد و نظریاتی را برای حل آن مسائل پیشنهاد می کند.

بر این اساس زمینه هایی چون فرهنگ و هنجارهای یک جامعه ، ویژگیهای اقتصادی و سیاسی و جغرافیایی یک جامعه نیز در حوزه مطالعات آسیب شناسی اجتماعی قرار می گیرد. چرا که بررسی آسیبهای اجتماعی بدون در نظر گرفتن شرایط زمینه ای یک جامعه میسر نخواهد بود.

چه چیزی به عنوان آسیب شناخته می شود؟ حدود و شخور آن چقدر است؟ عوامل زمینه ساز و علل آشکار کننده آن کدامها هستند؟ در کدام طبقات گسترش بیشتری دارند؟ در کدام سنین گسترش بیشتری دارند؟ توانایی جامعه برای کنترل و نظارت بر آنها چقدر است؟ از چه راههایی می توان به کاهش آنها مبادرت کرد؟ همه اینها سوالاتی هستند که در حوزه آسیب شناسی اجتماعی مورد بررسی قرار می گیرند.

اهمیت آسیب شناسی اجتماعی

هر جامعه ای متناسب با شرایط خود ، فرهنگ ، رشد و انحطاط خود با انواعی از انحرافات و مشکلات روبروست که تاثیرات مخربی روی فرآیند ترقی آن جامعه دارد. شناخت چنین عواملی می تواند مسیر حرکت جامعه را بسوی ترقی و تعامل هموار سازد، بطوری که علاوه بر درک عمل آنها و جلوگیری از تداوم آن عمل با ارائه راه حلهایی به سلامت جامعه کمک نماید. به عنوان مثال مسأله اعتیاد را در نظر بگیریم. این مساله هم به عنوان یک مشکل فردی و هم یک معضل اجتماعی مطرح است. روشن است در سطح اجتماعی منجر به از بین رفتن نیروها و انرژی بارآور جامعه می شود. شناسایی علل اساسی و کنترل آنها می تواند بسیاری از نیروهای از دست رفته جامعه را تجدید نموده ، در مسیر کار سالم جامعه هدایت کند.

 

مقدمه

رَمَضان یا رَمَضان المُبارَک نام نهمین ماه سال قمری که روزه در آن بر مسلمانان واجب است. بنا بر برخی آیات، قرآن در این ماه و در شب قدر نازل شده است. این ماه تنها ماهی است که نام آن به صراحت در قرآن کریم آمده و گرامی داشته شده است.

این ماه، نزد مسلمانان احترام و جایگاه ویژه ای دارد. از مهم ترین عبادت های این ماه، تلاوت قرآن، اِحیای شبهای قدر (شب زنده داری)، دعا و استغفار، افطاری دادن و کمک به نیازمندان است.

حضرت علی(ع)، نخستین امام شیعیان در بیست و یکم ماه رمضان به شهادت رسیده است.

نام رمضان

کلمه «رَمَضان»، مصدر از ماده «ر م ض» به معنای شدت گرما، ریگ سوزان و سوختن پا از گرمای زمین به کار رفته است. برخی لغت شناسان برآن اند که علت نامگذاری آن ماه خاص به رمضان، شدت گرمای فصلی است که ماه در آن قرار داشته است و این نامگذاری ارتباطی با تکلیف روزه ندارد زیرا تکلیف روزه پس از اسلام بر عهده مسلمانان گذاشته شد و رمضان پیش از اسلام نیز نام این ماه بوده است.

در منابع آمده است که نام رمضان به تنهایی گفته نشود و «ماه رمضان» باید گفت؛ زیرا یکی از اسماء الهی است.

ماه رمضان در قرآن

واژه رمضان یک بار در قرآن ذکر شده است[۴] و تنها ماهی است که نام آن در قرآن آمده است. شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِی أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدًی لِّلنَّاسِ وَبَینَاتٍ مِّنَ الْهُدَیٰ وَالْفُرْقَانِ  فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْیصُمْهُ ۖ... (ترجمه: ماه رمضان [همان ماه ] است كه در آن، قرآن فرو فرستاده شده است، [كتابی] كه مردم را راهبر، و [متضمّن ] دلایل آشكار هدایت، و [میزان ] تشخیص حق از باطل است. پس هر كس از شما این ماه را درك كند باید آن را روزه بدارد، و كسی كه بیمار یا در سفر است [باید به شماره آن،] تعدادی از روزهای دیگر [را روزه بدارد]...)[ بقره–۱۸۵]

ماه رمضان در روایات

در عظمت و اعمال این ماه روایات فراوانی از معصومین(ع) نقل شده است. خطبه شعبانیه پیامبر در آخرین جمعه ماه شعبان، از روایات معروف در فضیلت ماه رمضان است. برخی از اوصاف و فضیلت های ماه رمضان که در روایات آمده است عبارت است از:

بنابر خطبه شعبانیه، مردم در آن به مهمانی خدا دعوت شده اند. شب قدر در این ماه است و بهتر از هزار ماه است. احیا و نمازگزاردن در یک شب از شبهای آن برابر با نماز هفتاد شب در ماه های دیگر است. ماه صبر است و پاداش صبر بهشت خداست. ماه همدردی است. ماهی است که روزی بندگان مؤمن افزون می شود. پاداش آنکه در این ماه مؤمنی را افطار دهد، با آزادکردن بنده برابر است.

ماه رمضان همنام یکی از نام های خداست

ماهی که اگر ارزش آن شناخته شود انسان آرزو می کند تمام سال رمضان باشد؛

ماه مغفرتی که اگر بنده ای در آن بخشیده نشود امیدی به آمرزش او در سایر ماه ها نیست؛

ماه نزول کتاب های آسمانی

ماه خدا

ماه رحمت و بخشایش الهی

ماه سوختن گناهان

ماه گشوده شدن درهای آسمان

ماه مضاعف شدن پاداشها

بهار قرآن

ماه بسته شدن درهای جهنم

ماه گشوده شدن درهای بهشت

ماه به زنجیر کشیده شدن شیاطین

بر اساس حدیثی از امام صادق(ع)، خوش اخلاقی در این ماه باعث ثبات قدم شخص بر روی پل صراط خواهد شد.

وقوع صیحه آسمانی در این ماه

در روایات آمده است «صیحه آسمانی» -که یکی از علائم ظهور امام زمان(عج) است- در این ماه اتفاق خواهد افتاد. برخی از روایات از کسوف خورشید در روز سیزدهم یا چهاردهم ماه رمضان و خسوف ماه در بیست و پنجم همان ماه به صورتی غیر منتظره خبر می دهد.

ماه نزول کتاب های آسمانی

بر اساس برخی روایات، قرآن کریم، انجیل، تورات، صُحُف و زبور در این ماه نازل شده اند.

تعیین آغاز و پایان رمضان

رمضان نیز مانند دیگر ماه های قمری با رؤیت هلال آغاز و با رؤیت هلال ماه بعد یا گذشت ۳۰ روز از هلال قبلی پایان می یابد. از جمله امور مستحب در آغاز ماه رمضان، استهلال هلال ماه است.

برخی احادیث، ماه رمضان را همیشه سی روزه دانسته و گروهی از فقهای قدیم بدان قائل بودند اما در مقابل، بعضی روایات بیان می کند که ماه رمضان همچون دیگر ماه ها در نوسان است؛ می تواند ۲۹ یا ۳۰ روزه باشد. بیشتر فقها قائل به این دیدگاه اند.

اعمال ماه رمضان

ماه رمضان مهمترین ماه عبادت مسلمانان است و در روایات، اعمال و عبادت های مختلفی برای این ماه نقل شده است. برخی از این اعمال مشترک اند و برای تمام روزهای ماه رمضان توصیه شده اند و برخی نیز اختصاص به روزهایی خاص دارند. تلاوت قرآن، شب زنده داری، نماز خواندن در شب های این ماه، صدقه دادن، اعتکاف در ده روز آخر و ... از اعمال این ماه شمرده شده است.

وقایع مهم ماه رمضان

اعلام ولایتعهدی امام رضا (ع) (۷ رمضان ۲۵۱ق)

درگذشت حضرت خدیجه (۱۰ رمضان ۱۰بعثت)

ولادت امام حسن مجتبی(ع) (۱۵ رمضان ۳ق)

غزوه بدر (۱۷ رمضان ۲ق)

شب قدر و نزول قرآن (شب ۱۹ رمضان یا ۲۱ رمضان یا ۲۳ رمضان ۱ بعثت)

فتح مکه (۲۰ رمضان ۸ق)

شهادت امام علی(ع) (۲۱ رمضان ۴۰ق)

در روایتی نزول کتاب های آسمانی صحف و تورات و انجیل و نیز قرآن در ماه رمضان دانسته شده است.

روز قدس

امام خمینی برای زنده نگه داشتن مسئلۀ فلسطین، آخرین جمعۀ ماه رمضان را روز قدس نامید. هر ساله در این روز، مسلمانان کشورهای مختلف در حمایت از مردم فلسطین راهپیمایی می کنند.

آداب و رسوم مردم

در جوامع اسلامی، آداب و رسوم ماه رمضان گوناگون و گسترده است.

آداب پیش از رمضان

خانه تکانی، نظافت مساجد، اماکن مذهبی، محله ها و بازارها در روزهای مانده به رمضان.

فراهم آوردن مواد غذایی و مایحتاج ماه رمضان

آشتی کنان

اعزام مبلغان به شهرها و آبادی ها برای بیان اصول و احکام شرعی

مراسم کلوخ اندازان؛ در روز آخر شعبان، مردم در خانه های بزرگ ترها یا باغها و تفرج گاه های جمع می شدند و شادی می کردند. در این جشن خوراکی مخصوص داشتند.

روزه پیشواز یا پیشباز؛ روزه اول، وسط و آخر ماه رجب و شعبان به عنوان روزه پیشواز مرسوم بوده است. گاهی هم یک تا سه روز قبل از رمضان، به عنوان پیشباز رمضان روزه می گیرند.

آداب ماه

چراغانی و آذین بندی مساجد و خیابانها و ... طبل و دهل زنی در آغاز رمضان

ارسال پبام های تبریک در قالب نظم و نثر از سوی مردم به ویژه ادبا و شعرا

اعلام وقت سحر و بیدارکردن مردم به شیوه های گوناگون مانند دوره گردی مؤذنان و جارچیان در خیابان ها، برافروختن فانوس در گلدسته ها، طبل و شیپور نواختن، کوبیدن در خانه ها، شلیک توپ[۲۴] و زدن بوق حمام ها.

روش های قدیمی برای آگاهی از وقت شرعی غروب و زمان افطار، شبیه روش های اعلام سحر بوده است. با پیشرفت ابزارها و وسائل اطلاع رسانی هر دوره، تغییر کرده و جای خود را به رادیو، تلویزیون و پخش اذان از بلندگوهای مساجد داده است.

ثبت آداب و رسوم ماه رمضان در فهرست میراث معنوی ایران، نشان از اهمیت این فرهنگ در میان ایرانیان دارد که هر کدام به نوعی و با توجه به خاستگاه اعتقادی و آیینی خود این روزها را گرامی می دارند.

از دیرباز، مردم از ابتدای این ماه روزانه یک جزء قرآن تلاوت کرده و تا پایان ماه یک ختم قرآن انجام می دادند. در گذشته این ختم ها بیشتر در مساجد صورت می گرفت و امروزه رادیو و تلوزیون بخشی از این فرهنگ را به عهده گرفته اند. مساجد و زیارتگاه ها در این ماه رونق زیادی دارند.

در بسیاری از شهرها به هنگام افطار مغازه ها تعطیل شده و خیابان ها خلوت می شود، در برخی مساجد نماز جماعت بلافاصله پس از اذان مغرب و با سرعت خوانده می شود و در برخی پس از صرف افطار اقامه شده و بعد از آن برنامه های سخنرانی و مناجات برگزار می گردد. در شب های تابستان، مردم پس از افطار به برنامه های مختلفی مانند خرید و شب نشینی می پردازند و تعطیلی هنگام افطار را با فعالیت های تا نزدیک سحر جبران می کنند. برنامه های متعدد ورزشی مانند جام رمضان نیز پس از افطار برگزار می گردد. امروزه سریال های متعدد تلوزیونی با محتوایی که تلاش می شود ارتباطی به معنویت داشته باشد جایگزین بخشی از این فعالیت ها شده است.

شب میلاد امام حسن (ع) و ایام شهادت امام علی (ع) نیز در سراسر مناطق شیعه نشین با برنامه های خاص مولودی و عزاداری از بقیه روزها ممتاز می شود. افطاری دادن و کمک به نیازمندان و ایتام در این روزها پررنگ تر انجام می گیرد.

اذان مؤذن زاده اردبیلی، دعای سحر و مناجات ربنا به هنگام افطار از نواهای ماندگار این ایام اند.

حضرت امام رضا علیه السلام در زمینه توجه به اوقات فراغت و ضرورت پرداختن به تفریحات سالم، چنین می فرماید:   
((از لذایذ دنیوی، نصیبی برای کامیابی خویش قرار دهید و تمنیات دل را از راه های مشروع به دست آورید. مراقبت کنید در این کار، به مردانگی و شرافتتان آسیب نرسد. تفریح و سرگرمی های لذت بخش، شما را در اداره زندگی یاری می کند و با کمک آن، در امور دنیای خویش، موفق خواهید شد. سرگرمی و تفریح، آدمی را از ملالت کارهای یکنواخت و خسته کننده زندگی می رهاند و برای مدت کوتاهی، بار سنگین مسئولیت را از دوش وی برمی دارد و زنجیرهای وظایف روزمره را به طور موقت از دست و پایش باز می کند)).

چکیده

ازآغاززندگی اجتماعی بشراوقات فراغت مورد توجه بوده است.درمصر ویونان قدیم ، فقط طبقات بالاازامكان تفریح و سرگرمی برخورداربودند.یونانیان به اوقات فراغت اهمیت زیادی می دادندازآن برای ورزش ، بازی های قهرمانی ، هنرهایی مانند نقاشی و تمرین سخنوری استفاده می كردند. در عصر جدید و با به وجود آمدن تمدن و زندگی شهری، كوتاه شدن تدریجی زمان كار روزانه، پیدایش مراكز و وسایل گوناگون جدید، اوقات فراغت و چگونگی گذران آن مورد توجه خاص قرار گرفت؛ به گونه ای كه در سال های اخیر عده ای اظهار داشته اند كه اصولااوقات فراغت محصول جوامع صنعتی جدید است؛ چرا كه شرایط واقعی استفاده از اوقات فراغت، در این گونه جوامع آمده است. به عقیدة بسیاری از صاحب نظران فراغت به معنای واقعی آن مربوط به دوران تمدن صنعتی است چرا که در این دوران کار از زندگی خصوصی جدا شد و به کارخانه ها انتقال یافت و در نتیجه زمان فراغت و زمان کار از یکدیگر تفکیک شد. از این رو فراغت پدیده ای است کاملاً  تازه که با جامعه صنعتی و پدیدة شهر نشینی بوجود آمده و آن را نمی توان با بیکاری قرون گذشت مقایسه کرد. اوقات فراغت زمانی است که شخص در آن آنگونه که می تواند و می خواهد عمل می کند و چون عمل او پاسخ به انتظار دیگری نیست پس عمل فراغتی عملی تحمیلی و  الزامی نیست و در نتیجه با نوعی طیب خاطر و رضایت انجام می شود.

مقدمه

اوقات فراغت فرصت طلایی است كه می توان زمینه مناسبی برای رشدوبالندگی افراد را فراهم آورد به شرط آنكه قدرش را بدانیم و با بی توجهی از كنارش نگذریم . در جوامع اولیه  بین کارواوقات فراغت مرز مشخصی وجود نداشت. اوقات فراغت نزدیک ترین پیوند را با زندگی معنوی و فرهنگی افراد دارد و و ارتباط آن با حیات معنوی و فرهنگی جامعه نیز تنگاتنگ است چون فرد می تواند در اوقات فراغت همان چیزی را که می پسندد انجام دهد، شخصیت نهایی خود را بازیابد و آن را ابراز کند. بنابراین قابلیت های فرد غالباً در عرصه اوقات فراغت جلوه گر می شود .

بررسی ها نشان می دهد درروم باستان فراغت گروهی پدیدة تازه ای نبود و برنامه ریزی برای اوقات فراغت توده دراین دوران جزو وظایف سردمداران ، به شمار می رفته است. سقوط امپراطوری روم و گسترش مسیحیت روی اوقات فراغت و تفریح، تأثیرات عمیق و ماندگاری گذاشت، کلیسا اکثر فعالیتهای تفریحی را به جز آنها که به عبادت و آیین مذهبی مربوط بودند قدغن کرد.کار مورد تمجید قرار گرفت و بیکاری امری اهریمنی قلمداد شد.اما  در اواخر قرون وسطا با افول قدرت کلیسای کاتولیک و تجدید حیات انواع هنر ورشد اومانیسم، نگرش مساعد تری به فراغت  ایجاد شد .

به عقیدة بسیاری از صاحب نظران فراغت به معنای واقعی آن مربوط به دوران تمدن صنعتی است چرا که در این دوران کار از زندگی خصوصی جدا شد و به کارخانه ها انتقال یافت و در نتیجه زمان فراغت و زمان کار از یکدیگر تفکیک شد. از این رو فراغت پدیده ای است کاملاً  تازه که با جامعه صنعتی و پدیدة شهر نشینی بوجود آمده و آن را نمی توان با بیکاری قرون گذشت مقایسه کرد. اوقات فراغت زمانی است که شخص در آن آنگونه که می تواند و می خواهد عمل می کند و چون عمل او پاسخ به انتظار دیگری نیست پس عمل فراغتی عملی تحمیلی و  الزامی نیست و در نتیجه با نوعی طیب خاطر و رضایت انجام می شود.

بیان مسئله

 در دوره های پیشین، نحوه گذران اوقات فراغت، میان جوامع به عنون یک مسئله اجتماعی مطرح نبوده و از دلایل مهم آن، می توان به سنتی بودن جوامع و پایین بودن رشد تکنولوژی و به دنبال آن، ایجاد روابط عمیق عاطفی میان افراد و نیز حضور آنها در خانواده های گسترده اشاره کرد. امروزه رشد روزافزون صنعت و دست یابی به امکانات رسانه ای و دگرگونی های فرهنگی ناشی از آن، تغییرات عمیقی را در بافت و ساخت خانواده ها ایجاد کرد و سبب تحول در شکل خانواده، از گسترده به هسته ای شده است. اوقات فراغت فرصت طلایی است كه می توان زمینه مناسبی برای رشد و بالندگی افراد را فراهم آورد . كارشناسان ، افرادی كه اوقات فراغت مفید و مطلوبی دارند ، هم از لحاظ اقتصادی بازده بهتری دارند و هم عمر بیشتری می كنند . بدیهی است همان گونه كه استفاده صحیح از اوقات فراغت هم بر زندگی فرد و هم بر جامعه تاثیر مثبت خواهد داشت استفاده نادرست از آن نیز در هر دو سطح یاد شده می تواند باعث بروز مشكلات و خسارات جبران ناپذیری شود . با توجه به جوان بودن جامعه ما، در مورد قشر جوان، جنبه‏های آسیب‏شناختی فراغت اهمیت زیادی دارد. در جامعه ما مساله عمده‏ای که درخصوص رفتارهای فراغتی نوجوان و جوانان وجود دارد کمبود فضاها و تسهیلات فراغتی مناسب از یک سو و ورود ارزش‏ها و نگرش‏های مدرن غربی از سوی دیگر است. این نگرش ها اگرچه با نگرش های جنسیتی سنتی مغایرت دارد اما غالبا متاثر از  مادی‏ نگری، فردگرایی و لذت جویی است که تضاد عمیقی با فرهنگ‏ دینی وملی ما دارد و عمدتا از طریق رسانه های گروهی رواج می یابد.

  اهمیت موضوع

اوقات فراغت از چنان اهمیتی برخوردار است که از آن به مثابه آیینه فرهنگ جامعه یاد می کنند.در نتیجه چگونگی گذران اوقات فراغت افراد یک جامعه به میزان زیادی معرف خصوصیات فرهنگی آن جامعه است.
درمورد اهمیت ونحوه گذران اوقات فراغت، بحث ها وبررسی های فراوانی صورت گرفته وپیشنهادهای متنوعی ارائه شده است. دراین بین توجه به مسائل نوجوانان و جوانان كه دغدغه ای همیشگی به حساب می آید، به دلیل ورود ناگهانی آنان به اجتماع ودرنتیجه افزایش احتمال بروزرفتارهای نامتعادل، بسیارحائزاهمیت است. نیمی ازجمعیت ایران را جوانان تشكیل می دهند، جمعیتی كه می توان با برنامه ریزی صحیح ازانرژی های فراوان ومتراكم آنها برای سازندگی كشوراستفاده كرد ودر عین حال بی توجهی به آنها تشدید انحرافات وآسیب های اجتماعی را در پی خواهد داشت. به همین جهت غنی سازی اوقات فراغت نوجوانان و جوانان مسئله مهمی است و نباید آن را به برنامه های محدودی خلاصه كرد . بارزترین ویژگی اوقات فراغت، آزادی انتخاب ونوع فعالیت است.
براستی­مشکلات امروز و آتی جامعه ما در بحث جوانان چیست؟ از هر کس که بپرسی از حفظ جواب می دهد: ازدواج و اشتغال. اما قبلش هیچ کس از خود نمی پرسد مقدمات ازدواج و اشتغال چیست؟ چه تعداد جوان را با این مقدمات آماده کردیم که نتوانستند بر این دو مسئله پیروز گردند؟ به کدام جوان حرفه و شغل آموختیم و شیوه پس انداز و سرمایه گذاری را یاد دادیم اما پس از اتمام دوران تحصیل و سربازی نتوانسته به کسب و کار شایسته خود بپردازد و بی نیاز از دیگران استقلال مالی داشته باشد؟ از جوان مان چه انتظاری داریم؟ او را با چه خصوصیاتی می خواهیم؟ شاداب و پرنشاط یا افسرده و دلمرده؟ خلاق و نوآور یا دنباله رو و بدون ابتکار و تفکر؟شما می خواهید این جوان بیست و شش، هفت ساله چه جور انسانی باشد؟ اگر می خواهید این جوان، یك جوان خلاق، دارای ابتكار، شجاع، آراسته از لحاظ اخلاقی، سالم از لحاظ جسمی و فكری و روانی، صاحب فكر و اندیشه، دارای احساس مسئولیت نسبت به كشورش و ملتش و آینده اش باشد.
به جرات می توان گفت اوقات فراغت امروز بیش از هر زمان دیگری است ، چرا كه ساعات رسمی كار در مراكز كاری كشورهای مختلف تقلیل یافته است . بنابراین هر فردی ، چند ساعت فارغ از كار در اختیار دارد كه باید برای استفاده از آنها طبق نظر ، میل و امكانات خود برنامه ریزی كند . این مسئله به خصوص در مورد جوانان و نوجوانان از حساسیت بیشتری برخوردار است، زیرا این قشر آینده ساز ، خود و نسل بعدی اجتماع را خواهند ساخت و بنابراین سرنوشت آنها با سرنوشت جامعه گره خورده است.

معنای اوقات فراغت

چنانچه از گروهی از مردم که به شکل تصادفی برگزیده شده اند بپرسیم که نظرتان درباره اوقات فراغت چیست پاسخهای متفاوتی می دهند. عده ای ممکن است بر این بارو باشند که اوقات فراغت مدت زمانی است که پس از انجام کار یا انجام وظائف و مسئولیتها باقی می ماند .

در فرهنگ عمید نیز درباره تعریف و فعال اوقات فراغت چنین آمده است: فراغت در فارسی به معنی آسودگی و آسایش و آسودگی از کار و شغل است.آنچه مسلم است اوقات فراغت فقط زمان آزاد شده از بار کار نیست. بلکه فعالیتی غیر اجباری است. فرد در این اوقات می خواهد که به اشتغالی بپردازد که با کمال میل به آنها علاقه نشان می دهد خواه به منظور استراحت خواه برای ایجاد تنوع .

 اهداف کلی

این مسئله به خصوص در مورد جوانان و نوجوانان از حساسیت بیشتری برخوردار است، زیرا این قشر آینده ساز ، خود و نسل بعدی اجتماع را خواهند ساخت و بنابراین سرنوشت آنها با سرنوشت جامعه گره خورده است. ازآغاززندگی اجتماعی بشراوقات فراغت مورد توجه بوده است . درمصر ویونان قدیم ، فقط طبقات بالاازامكان تفریح و سرگرمی برخوردار بودند .ایرانیان پیش از آنها اوقات فراغت خود را به اسب سواری ، تیراندازی ، شكار و شركت در مراسم و جشن ها می گذراندند . پس از ظهور اسلام نیز ورزش و تفریحات سالم متناسب با احكام دینی مورد توجه و تشویق بود . پیشرفت های علمی ، فنی ، هنری و ادبی مسلمانان ، معلول استفاده صحیح و مناسب از اوقات فراغت خود بوده است . در عصر جدید و با به وجود آمدن تمدن و زندگی شهری ، مراكز و وسایل گوناگون جدید، اوقات فراغت و چگونگی گذران آن مورد توجه خاص قرار گرفت . عده ای معتقدند كه این اوقات فراغت است كه در شرایط غیر كاری فرصت پرداختن به اموری مانند اخلاقیات و ارزش های اجتماعی را در این گونه جوامع فراهم می سازد و به همین دلیل مراكز ویژه ای، برنامه ریزی برای گذران اوقات فراغت را بر عهده گرفته اند.

اهداف ویژه

فعالیتهای اوقات فراغت از چنان اهمیتی برخوردار است که از آن به مثابه آیینه فرهنگ جامعه یاد می کنند. پس چگونگی گذران اوقات فراغت افراد یک جامعه به میزان زیادی معرّف خصوصیات فرهنگی آن جامعه است. در گذران اوقات فراغت، گروه سنی، طبقه اجتماعی و اقتصادی، گرایش مذهبی و جنسیت، سبب مرزبندی و ایجاد تفاوت بین گروه‏های مختلف می‏شود و دراین میان سن و جنسیت بر نحوه گذران اوقات فراغت تاثیر مهمی دارد. با توجه به جوان بودن جامعه ما، در مورد قشر جوان، جنبه‏های آسیب‏شناختی فراغت اهمیت زیادی دارد.
روش تحقیق

با توجه به اهمیت موضوع و بررسی های صورت گرفته توسط اساتید محترم و دانشجو یان گرامی که درمقاطع مختلف صورت گرفته است . لذا به جهت استفاده بهمینه از فرصت ها و جلوگیری از اتلاف وقت از روش کتابخانه ای و منابع مستدل و معتبر و همچنین استفاده از پرسشنامه و مصاحبه مورد استفاده قرار گرفته است .
اهداف تحقیق

توجه به مسائل نوجوانان وجوانان كه دغدغه ای همیشگی به حساب می آید، به دلیل ورود ناگهانی آنان به اجتماع ودرنتیجه افزایش احتمال بروزرفتارهای نامتعادل، بسیارحائزاهمیت است. ودر عین حال بی توجهی به آنها تشدید انحرافات وآسیب های اجتماعی را در پی خواهد داشت. به همین جهت غنی سازی اوقات فراغت نوجوانان و جوانان مسئله مهمی است و نباید آن را به برنامه های محدودی خلاصه كرد . بارزترین ویژگی اوقات فراغت، آزادی انتخاب ونوع فعالیت است. والدین به تصوراین كه باید وقت نوجوان وجوان فارغ شده ازدرس ومدرسه را لزوما پركنند، بدون توجه به علایق آنها ، كلاس های درسی ، هنری ، ورزشی ، اردووغیره را برای آنها تجویز و فرزندانشان را ملزم به شركت درآن می كنند كه این خود باعث عدم استقبال نوجوانان و جوانان می گردد . دانستن این نكته كه جوان در اوقات فراغت خود دست به چه انتخاب هایی می زند ازاهمیت ویژه ای برخورداراست واقعیت این است كه در طول تابستان آمار بزه ورفتارهای ناهنجاراجتماعی دربین قشرجوان افزایش می یابد كه این مسئله نشات گرفته ازنبود برنامه برای غنی سازی اوقات بیكاری است. همنشینی با دوستان ناباب وحضور دربرنامه های محفلی آنان به بروز ناهنجاری كمك می كند. واوقات فراغتی كه می توانست برای او منشاء پیشرفت و ترقی باشد ، باعث تباهی وسقوط وی می گردد .

همنشینی با دوستان ناباب وحضور دربرنامه های محفلی آنان به بروز ناهنجاری كمك می كند.

دیدگاه مردم عادی به مقوله اوقات فراغت

برخی از مردم  فراغت را یک نیاز واقعی و ضروری خود نمی دانند و آن را پدیده ای کم اهمیت و بی تأثیر می پندارند برخی از خانواده ها برای پر کردن اوقات فراغت فرزندان هیچ گونه برنامه ریزی نمی کنند و وقت آنان را به بدون نقشه و طرح حساب شده سپری می سازند. به فرزندان اجازه می دهند که به دلخواه خود بدون هیچ طرح از پیش ریخته ای، این اوقات را پر کنند. خانواده های ثروتمند نیز برای ارضای خواسته های فرزندان و پاسخ دادن به روحیه تجمل پرستی و چشم و هم چشمی گری خود، برای فرزندان کم سن و سال خویش، وسایلی مانند موتور سیکلت یا حتی اتومبیل تهیه می کنند و در نتیجه مشکلاتی را برای خود و دیگران به بار می آورند.
انواع اوقات فراغت

جامعه شناسان، به لحاظ اهمیت نقش و اوقات فراغت در تکوین شخصیت افراد یک جامعه، به ویژه کودکان، نوجوانان و جوانان، طبقه بندی های گوناگونی برای این مسئله شدخ است از معروف ترین آنها چنین است:

1- فراغت بیمارگونه (بی برنامه)

ایستادن سر کوچه یا سر گذر، شیوه های اصلی گذران فراغت بی برنامه است . نوع گذران فراغت، پی آمدهای ناخوشایند فردی و اجتماعی را در پی دارد .

2- فراغت انفعالی (غیرفعال)

فرد در آن، پذیرنده محض است و او در این وضعیت، فقط دریافت کننده محرک های صوتی و تصویری است. گوش کردن به رادیو، تماشای تلویزیون، استفاده از اینترنت و بازی های رایانه ای این نوع فراغت خود با اطلاعات بی شماری (چه مثبت و چه منفی) روبه رو می شود و او را گیرنده صرف دانش و نه عامل به آن بار می آورد. در نتیجه، اراده و نوآوری مخاطبان از آنان گرفته می شود.

 

برای درک این مطلب که چگونه یک رسانه خاص می تواند به طور مؤثری در زمینه آموزش مورد استفاده قرار گیرد، مهمترین گام، مطالعه نمونه های بارز این نوع رسانه ها صرف نظر از اهداف اصلی آنها است. به نظر می رسد بازیهای خوب، حتی به صورت غیر عمدی نیز دربردارنده آموزش صوتی هستند (بکر 2006). مطلبی که در اینجا توضیح داده می شود، به طور تجاری و منتقدانه بازیهای ویدئویی را با این فرض که ابزار آموزشی هستند، مورد آزمایش قرار می دهد. به واسطه این چشم انداز می توان اهداف آموزشی موجود را تعیین و طبقه بندی کرد، مکانیزم ها و استراتژیهای آن ها را ترکیب کرده و سپس شروع به آموزش آنها نمود. پی آمد بارز و برجسته این تحقیق، توصیف این مطلب است که چگونه از استراتژیهای موجود که قبلاً در ارتقاء اهداف آموزشی در بازیهای ویدئویی نقش داشتند، می توان در طراحی بازیهای آموزشی استفاده کرد. پی آمد دیگر این تحقیق ترکیب عوامل اصلی طراحی ساختاری بازیهای دیجیتالی با هدف آموزش است.

مقدمه
نسل امروز متفاوت است. امروزه آموزش مدرن به گونه ای است که دیگر پاسخگوی نیاز جوانان ما نمی باشد. گویی همه چیز بدتر می شود. مداماً از نقاط ضعف کودکانمان شکایت می کنیم. امروزه کودکان نمی دانند چگونه ذهن خود را متمرکز کنند (بنابر این ما به آنها داروهایی از قبیل ریتالین می دهیم). کودکان نیاز بی پایان و مشهودی به لذات و تفریحات لحظه ای و فوری دارند. آنها دیگر نمی دانند چگونه صحبت کنند و بنویسند؛ و شکایتها همچنان ادامه دارد.

اینکه چه مقدار از این مطلب صحیح است، باید بعداً بررسی شود؛ صرف نظر از شکایات قدیمی مبنی بر این که نسل جوان راه و روش افراد قدیمی تر را نمی پسندند، امروزه تفاوتهای بارز و قابل سنجشی در روشهای کاری و آموزشی جوانان وجود دارد. با این که مطالب زیادی درباره چگونگی یادگیری افراد و راههای تأثیرگذار برای آموزش آنها آموخته ایم، با توجه به دستورالعمل های رسمی همچنان عقب هستیم. به نظر می رسد میان سیستمهای آموزشی و افرادی که به آنها آموزش داده می شود، تناسبی وجود ندارد.

یک توضیحِ قابل قبول برای شکاف بارزی که میان آموزش رسمی و هدف ما وجود دارد، این است که کودکان امروزی کاملاً با نسلهای قبلی متفاوت هستند؛ ولی شاید نه به اندازه ای که ما از آن شکایت می کنیم (بِک و وِید 2004، پرنسکی2001). اگر این امر درست باشد، نقص در تأیید و درک این تفاوتها به واگرایی و تباین هر چه بیشتر بین اینکه ما چگونه یاد می دهیم و افراد چگونه یاد می گیرند، منجر خواهد شد (نورمن 2001، 2002؛ پاپرت 1998). بیشتر از هر زمان دیگری، در زمان توسعه مدلهای کارخانه ای برای آموزش، بین مؤسسات آموزشی و یادگیرندگان شکاف ایجاد شد. این که بیشتر کودکان شکایت دارند که مدرسه چیزی جز اتلاف وقت نیست، مسأله تازه ای نمی باشد. در واقع این امر برای بیشتر آنان کاملاً صدق می کند. دنیایی که کودکان در آن متولد شده اند و باید در آن زندگی  کنند، نیاز به مهارتهای متفاوتی برای موفقیت دارد و کاملاً متفاوت از دنیایی است که والدین آنها و حتی اجدادشان سالها پیش در آن زیسته اند. البته بعضی از جوانب بدون تغییر باقی مانده اند؛ به نظر می رسد کودکان همیشه مدرسه رفتن را عامل اتلاف وقت می دانسته اند. دانستن این امر که چگونه باید با ملالت و خستگی کنار آمد مفید است؛ و بدان معنا نیست که دنیا به اندازه ای تغییر کرده که دیگر نیاز به مهارتهای کودکان از بین رفته است. بقیه جوانب به طور بارزی تغییر کرده اند و انشعاب های این تغییرات هنوز در آموزش رسمی به کار نمی آیند. 3 تفاوت عمده و بارز میان نسل دیروز و امروز وجود دارد:

1- کودکان امروزی از طریق اینترنت به هر چیزی در دنیا دسترسی داشته و این گونه رشد یافته اند.

2- آنها با استفاده از اینترنت، توانایی برقراری ارتباط با هر کسی را صرف نظر از سن، محل اقامت و وضعیت اقتصادی دارند.

  1. در دنیای پیشرفته کنونی، بازیهای ویدئویی به یکی از اصلی ترین فعالیتهای کودکان در اوقات فراغتشان تبدیل شده است. در حقیقت امروزه صنعت بازیهای ویدئویی در بعضی موارد از صنعت فیلم نیز پیشی گرفته است و بعضی از مسؤولان تلویزیونی، اکنون معتقدند که بازیهای ویدئویی بر مخاطبان تلویزیون نیز تأثیر گذاشته اند (پتوکوکیس، 2002، رینولدز، 2004 و یی، 2004). با وجود این که شباهتهایی میان بازیهای ویدئویی و رسانه های دیگر از قبیل: شبکه، مطبوعات، فیلم و تئاتر وجود دارد، باید پذیرفت که بازیهای ویدئویی متفاوتند. جنبه تعاملی بودن مولتی مدیاها و بازیها به نحوی است که حتی زمانی که کتابها برجسته ترین رسانه بودند نیز دیده نمی شد؛ و این ویژگی آنها را کاملاً متمایز کرده است.

باتوجه به تحقیق اخیر (بک و وید، 2004)، این کودکان که اکنون بیشترین گروه سنی را در جهان به خود اختصاص داده اند، خود نیز با هم متفاوتند. بر اساس تحقیق "بک و وید" گروهی از آنان گیمرهایی هستند که پس از سال 1969 متولد شده اند. نکته مشترک میان آنان، این است که حتی اگر بازی نکرده باشند، بازیهای رایانه ای و ویدئویی در فرهنگشان اجین شده و آنها با این فرهنگ بزرگ شده اند؛. حضور گیمرها در جهان، روبه افزایش و اتحاد است و با اینکه آنان نیروی بارز و زیادی به آموزش وارد کرده اند، تأثیرشان همچنان اندک بوده و دلیل این امر نیز هنوز مشخص نشده است.

 

بازی و یادگیری

شما باید در آموزش کودکانتان روشهای شاد را برگزینید و از اجبار و تحمیل دوری نمایید؛ با این هدف که آنان به طور طبیعی و متناسب با شخصیتشان آموزش ببینند.افلاطون ما در جامعه کاملاً ارزش بازیها را تأیید کرده و در میان تعاملات اجتماعی، خود نیز بازی می کنیم. کودکان کم سن و سال بازی می کنند و این امر، اغلب خود یادگیری است. انواع ورزشها از نظر لذت و شادی، دارای ویژگی های خاصی هستند؛ به طوری که قهرمانان برجسته در بسیاری از جوامع غربی الگوی انجام این ورزشها به شمار می آیند. بچه های حیواناتِ پستاندار، نیز مانند انسانها بازی می کنند. به نظر می رسد این راهی است که حیوانات برای تمرین و تصحیح رفتارهایی که در دوران بزرگسالی نیاز خواهند داشت، از آن استفاده می کنند. تعیین میزان هوش در حیوانات از طریق سنجش مدت زمان بازی کردن و ادامه دادن بازی در دوران بلوغ محاسبه می شود. هر چه آنها بیشتر بازی کنند، باهوش ترند. در طول تاریخ، بازی کردن، جزء لاینفک همه فرهنگها بوده است (هویزینگا، 1950).

بنابراین، در کجا باید مرزهایی را تعیین کرد؟ بهتر است این سخنان بیهوده را رها کرده و به کار اصلی باز گردیم. "کایلوییس" (1961) ادعا می کند اگر بازی برای بازی کردن ساخته شود، دیگر بازی نیست. "هویزینگا" معتقد است بازی و جدیت دو امر کاملاً متضاد هستند. ویژگیهایی که از نظر گیمرها خوب و مطلوب هستند، به عقیده "سیکزنتمیهالی" 1991 تجربیات بهینه و مطلوب (optimal experience) نام دارند. در بسیاری از جوامع غربی سعی می شود بین دبستان و دبیرستان، بازی از کار جدا گردد. یادگیری، کاری جدی و بازی، عملی پوچ و بیهوده تلقی می شود. اکثریت نسل امروز، (مخصوصاً آنهایی که دارای فرزندان زیادی هستند) از این نظریه حمایت می کنند. در حقیقت ما چنان بازی و کار را به خوبی از هم جدا کرده ایم که اکنون برای اینکه به جوانان بیاموزیم که چگونه بازی کنند، نیاز به ابزار گران قیمت و معلمان متبحر داریم؛ زیرا به نظر می رسد جوانان ما بازی کردن را فراموش کرده اند. چه زمانی فراموش کردیم که چگونه بازی کنیم؟ به عقیده من، قبلاً مردم زمانی را برای بازی کردن در زندگی روزمره خود صرف می کردند؛ گویی این کار بخش جدا نشدنی از زندگی آنان بود. این امر بخشی از علل برگزاری مراسمها و جشنها بود (سوتن_ اسمیت، 1997). سپس بازی به امری بیهوده تبدیل گشت؛ ولی امروزه به نظر می رسد بازی کردن عامل مؤثری برای حل مشکلات است.

به طور کلی، بازی یا افکار هدفمند باعث می شود که فرد خود را با محیط سازگار کرده، اعتماد به نفس و اندیشه های تازه را در خود تقویت کرده و استرس را از بین برده و روابط اجتماعی خود را بهبود بخشد.
• بازی برای جوانان و کودکان تجربیاتی را مهیا می کند که یادگیری بعدی آنها را شکل می دهد.
• بازی قابلیت انعطاف و خلاقیت را در حل مشکلات ارتقاء داده و باعث می شود مشکلات راحتتر حل شوند.
• بازی می تواند موانع و عوامل بازدارنده یادگیری مانند استرس را از بین ببرد. (دیاموند)
شاید گمان کنید کودکانی که راجع به آنها بحث می کنیم، نمی توانند بر فرهنگ و اقتصاد ما تأثیر بگذارند. توجه کنید که در سال 2006 میانگین سن گیمرها 33 سال بوده، و صنعت، تقریباً 7 میلیارد دلار برای فروش بازیها پیش بینی می کرد. گیمرها دیگر کودک نیستند و صنعت بازیها نیز عالی تر شده است. 7 بازی ویدئویی از 10 بازی عالیِ سال، رده بندی E یعنی مجاز برای همه گرفتند (5 تا از آنها بازیهای ورزشی هستند)؛ در حالی که 3 بازی دیگر رده بندی T یعنی مجاز برای نوجوانان را دریافت کردند. در فروش بازیهای رایانه ای، 9 بازی از 10 تای اول، رده بندی T و بازی دهم E گرفت. 4 بازی از این دسته، نسخه هایی از بازی SIMs بودند. به نظر می رسد چیزی در این بازیها وجود دارد که مردم آنها را بیشتر از آن که خشونت آمیز بپندارند (همان طور که عده ای معتقدند ترغیب به انجام اعمال خشن، هدف اصلی این بازیهاست)، سرگرم کننده می دانند (مینتون، 2006). بازیهای دیجیتالی درست به همان روشی به فرهنگ ما نفوذ کردند که کتابها، فیلمها و برنامه های تلویزیونیِ پرفروش راه خود را به درون فرهنگ ما با عنوان رسانه های جمعی باز نمودند. همان طور که رسانه های دیگر برای آموزش مورد استفاده قرار گرفتند (صرف نظر از اثرات خوب یا بدشان)، بازیهای دیجیتالی نیز به عرصه تکنولوژیهای آموزشی وارد می شوند (هریس، 2006).

در دهه 1980 با کمک رایانه ها، بازی های سرگرمی- آموزشی (edutainment) به روزتر و جدیدتر شدند؛ ولی باز هم نتوانستد رسمیت و موفقیت دیگر موارد استفاده از رسانه دیجیتال، مانند آموزش الکترونیکی را کسب نمایند. زیرا تولید بسیار اندک بوده و چیزی هم که ساخته می شد، فقط جنبه آموزش و تمرینی داشت. و بیشتر آنها تمارینی به شکل الکترونیکی بودند. این وضعیت باعث شد ناشران روش دیگری را امتحان کنند. بازیها هم می توانند آموزنده باشند و برای آموزش مورد استفاده قرار گیرند و هم جنبه ی سرگرمی داشته باشند. یکی از بازیها به نام The Sims فروش بسیار قابل توجهی داشت؛ زیرا فقط واژه آموزشی به آن اطلاق نشد، بلکه بر جنبه سرگرمی آن نیز تبلیغات زیادی انجام گرفت. (رایت، 2000).

در سالهای اخیر، میل تازه ای برای استفاده از بازی در زمینه آموزش پدید آمده است. تعداد بسیار زیاد بازیهای رایانه ای در این صنعت، باعث شده است تا همه این سؤال را از خود بپرسند که علت این موفقیت و شهرت چیست؟ به همین دلیل محققان سعی می کنند آموزش قابل توجه و ذاتی را که در غالب این نوع بازیها کسب می شود، توجیه کرده و بر روی آن تحقیقات بیشتری انجام دهند (آلدریخ، 2004- بک و وید، 2004- گی، 2003_ پرنسکی، 2001). واضح است که همه بازیها آموزش می دهند، ولی برای درک پتانسیل بازیها به عنوان ابزار آموزشی، ما به راهکارها و اطلاعاتی در باره چگونگی طراحی بازی به عنوان ابزار آموزشی، اینکه بازیها چه چیزی را و چگونه آموزش می دهند و افراد چگونه از طریق بازی مطالبی را یاد می گیرند، نیاز داریم. حدوداً تا سال 2003، استادان و مربیان حرفه ای و مخصوصاً آکادمیهای آموزشی، نقش بارز و مؤثری در این تحقیقات نداشتند. فکر می کنم که ما به عنوان یک استاد حرفه ای و طراح آموزشی نباید اجازه دهیم تا کاربرد این رسانه نوپا در زمینه آموزش خود به خود شکل گیرد، بلکه باید به آن جهت دهیم. خلق بازیهای جدید برای آموزش به شدت رو به افزایش است. تولید کنندگان بازی، سازمانهای نظامی و بخشهای مشارکتی در حال حاضر بازیهایی در این زمینه ارائه داده اند. ما به عنوان مربی و استاد، باید این روند را هدایت کنیم. هدف نویسنده و محقق، یافتن راهی برای منسجم و متصل کردن شیوه های گوناگون طراحی بازیها با یکدیگر است.

آمادگی جسمانی دانش آموزان یك امر بنیادی و اساسی است كه سلامت و قدرت افراد و اجتماع را تضمین می كند. دانش آموزی كه قدرت و كارآیی لازم بدنی را دارد، قادر است وظایف و كارهای روزانه خود را بدون احساس خستگی انجام دهد و توانایی لازم را برای گذراندن اوقات فراغت یا مقابله با پیشامدهای ناگهانی به دست آورد. چنین فردی از بیماری  و نارسایی ها و نواقص جسمی به دور خواهد ماند و استقامت، چابكی، انعطاف پذیری و سرعت از ویژگی های چنین دانش آموزی است.

دانش آموزان باید هر روز به فعالیت های منظم ورزشی براساس قدرت بدنی شان بپردازند تا قدم های صحیح به سوی آمادگی و كارآیی بدنی برداشته شود زیرا توجه به كارآیی بدن موجب می شود استخوان ها، مفاصل و عضله های بدن برای انجام حركات و فعالیت ها نیرومند شوند. دستگاه های تنفس و جریان خون نیز تا حد بسیاری از اجرای برنامه ها و حركت های صحیح ورزشی سود می برد.

هرچه برنامه های مناسب ورزشی، زودتر و در سنین كمتری اجرا شود، ابتلا به امراض قلبی و دیگر نارسایی ها كمتر خواهد بود. ارتباط بین آمادگی بدن و سرعت انتقال، یادگیری، انظباط، سازگاری با محیط، ایجاد صفات اجتماعی و تعاون با دیگران غیرقابل تردید است و مربیان باید به آن توجه كنند. مهارت های بدنی زاییدن قدرت استقامت و چابكی بدن است و با اجرای برنامه های صحیح ورزشی به دست می آید.

مقدمه

مطالعات جدید در مورد مغز و شیوه یادگیری مغز برای معلمان و والدین، دیدگاه های جدیدی درباره تدریس و یادگیری ایجاد كرده است پژوهش های جدید نه فقط یافته های نوینی را عرضه كرده است، بلكه به نوسازی برداشت های قدیمی درباره یادگیری هم كمك كرده است.

پژوهش های مغز محور، جدا از جنبش آموزش و پرورش نیستند، بلكه آنها رویكردهایی هستند كه آموزش و پرورش را مرتفع می سازند. (كانی 1990). با آن كه برخی پیشنهادهای پژوهشی مغز محور، دیر به بار می نشینند، ولی بینش ها و چشم اندازهای عملیاتی هم عرضه می كنند حتی برای ساختمان سازی و آماده سازی فضای بازی در مدارس.

اریك جنسن (1995) در كتاب جدید خود تحت عنوان تدریس مبتنی بر مغز اظهار می كند كه همگی درصدد هستیم تا راه حل هایی برای مسائل و چالش های آموزش و پرورش بیابیم و باید در كاربرد یافته های جدید تا حدودی احتیاط كنیم. آن گاه كه فردی رویكرد خاص سازگار با مغز برای ارتقای یادگیری معرفی می كند، به واقع، آن نمی تواند گام نهایی درباره یادگیری و تدریس باشد.

حال  آن قدری كه معلمان ورزش می توانند در میدان ورزش بچه ها را تربیت كنند، در كلاس واقعاً نمی شود آن ها را تربیت كرد، برای این كه در كلاس، بچه ها خودشان را جمع وجور می كنند و آدم نمی فهمد كه ذات آنها چیست. (شهید بزرگوار رجایی(

یادگیری و عملكرد مهارت های حركتی همواره مورد توجه بوده است زیرا مهارت های بنیادی و ابتدایی از همان اوایل كودكی كسب می شوند و به تدریج به كنترل قامتی دست می یابند و برای رسیدن به این مرحله كودك باید مراحل رشدی خود را به طور متوالی طی نماید و این مهم در بدو تولد نوزاد با انجام حركات غیرارادی در دستان نوزاد شروع و به تدریج به كنترل گردن و در سنین بالاتر به كسب مهارت های پیشرفته مثل مهارت های دست كاری (دریافت، پرتاب و ...) و مهارت های جابجایی  می شود.

كودك همچنان، روابط اجتماعی و مهارت های مرتبط به آن را كسب می نماید عملكرد مهارت های حركتی نیز سازگارتر و متعادل تر می گردد. حركت جزء اساسی ترین عوامل زندگی انسان است و نقش مهمی در رشد عمومی و به خصوص رشد ذهنی دارد. (حركت یعنی زنده بودن و زندگی كردن).

تأثیر ورزش بر متغیرهای روان شناختی

تحقیقات بسیاری نشان داده است كه ورزش علاوه بر اینكه ابزار ارزشمندی برای حفظ سلامت جسمانی است رابطه نزدیكی با سلامت روانی و به ویژه پیشگیری از بروز ناهنجاری های روانی دارد. ورزش از اضطراب و افسردگی می كاهد، اعتماد به نفس را افزایش می دهد و خودپنداره را تقویت می كند. ورزش به ویژه در سنین كودكی و نوجوانی مفر سالمی برای آزاد كردن انرژی های اندوخته شده است و این خود بسیار لذت بخش و آرامش دهنده است.

شركت در فعالیت های ورزشی به اجتماعی شدن و كسب مهارت  و كفایت و همچنین دوست یابی و ارتباط سالم با همسالان كمك می كند. در جریان یكی از پژوهش های اخیر در ایالات متحده 65 درصد از جوانان ابراز كردند كه ورزش آنها را از اعتیاد به الكل و مواد مخدر بازداشته است. (سیمون 1999).

در جریان فعالیت های ورزشی شدید میزان ترشح اندورفین ها افزایش می یابد و به همین دلیل ورزشكاران پس از انجام تمرینات احساس لذت و آرامش خاصی می كنند كه به آن اصلاحاً joggrs high گفته می شود. با توجه به شباهت بین اندورفین ها و تركیبات افیونی، ورزش كردن می تواند جایگزین سوءمصرف مواد مخدر در معتادان شود.

در نتیجه تمرینات ورزشی مدام میزان جریان خون در مغز افزایش می یابد. افزایش جریان موجب اكسیژن رسانی و تغذیه بهتر نرون های مغز شده و از تنگ شدن عروق مغز جلوگیری می كند. این تأثیرات خود موجب پیشگیری از فراموشی و زوال توانمندی های ذهنی در سالمندان می شود. تمرینات ورزشی همچنین موجب آزادسازی نوعی فاكتور رشد به نام B.D.N.F می شود كه می تواند نرون ها را در مقابل آسیب و صدمه مقاوم نموده و از بروز بیماری های آلزایمر و پاركینسون تا حدود زیادی جلوگیری كند.

بر طبق نتایج آزمایش هایی كه اخیراً در رابطه با تأثیر ورزش بر حافظه انجام شده، افزایش میزان تولید BDNF می تواند بر یادگیری و حافظه تأثیر مثبت داشته باشد. بنابراین در نتیجه تمرینات ورزشی، میزان جریان خود در مغز، تعداد سلول های مغز در ناحیه هیپوكامپ و ترشح مولكول های حفاظتی مانند  BDNF افزایش می یابد. مجموعه این فرآیندها می تواند موجب بهبود حافظه و به تعویق انداختن بیماری آلزایمر شوند (بركتولد).

انجام تمرینات ورزشی می تواند كاهش توانمندی های شناختی را كه در اثر سالمندی حادث می شود به تأخیر اندازد. تمرینات ورزشی رشد سلول های عصبی و گسترده شدن ارتباطات بین سلولی كه برای یادگیری و حافظه ضرورت دارد می تواند مغز را جوان و فعال نگهدارند. (كریستیت یافه).

دكتر یافه تأثیرات تمرین بر سلول های عصبی ناشی از افزایش جریان خون در مغز است كه منجربه آزاد شدن فاكتورهای رشد می شود و می تواند از سكته مغزی پیشگیری نماید. از سوی دیگر تمرینات ورزشی می تواند مانند برخی تركیبات دارویی، موجب آزادسازی سروتونین، نوراپی نفرین و دوپامین شود.

یكى از مسائلى كه از دیرباز، توجه اندیشمندان حوزه هاى گوناگون علوم انسانى را به خود جلب كرده و موجب قلم فرسایى این اندیشمندان شده، مسئله «رابطه تلویزیون با كودك و نوجوان» است. مقاله حاضر ابتدا به قابلیت هاى تلویزیون و برنامه هاى كودكان و نوجوانان اشاره نموده، سپس برخى از تأثیرات مثبت و منفى تلویزیون بر كودكان و نوجوانان از جمله پركردن اوقات فراغت، جامعه پذیرى، یادگیرى، اختلال در فعالیت هاى كودكان، و نیز تأثیر فیلم هاى مربوط به بزرگ سالان بر كودكان، و تأثیر آگهى هاى تلویزیونى و خشونت را مورد بررسى قرار داده و در پایان، راه كارهایى براى به حداقل رساندن كاركردهاى منفى آن ارائه نموده است.

كلیدواژه ها: تلویزیون، كودك، كاركرد، رسانه، اجتماع، اوقات فراغت، اجتماعى شدن.

مقدمه

روزها مى گذرد و صنعت همچنان بر تعداد و تنوع تولیدات خود مى افزاید و بدون وقفه، یكى یكى آنها را به دست انسان ها مى سپارد و از دور، به نظاره عملكرد انسان ها با این تازه واردها مى نشیند.

تلویزیون پدیده اى است عجیب كه چندى است وارد زندگى انسان ها شده و به گونه اى معجزه آسا تقریباً همه خانه ها را اشغال كرده است; چنان كه توجه بیشتر اندیشمندان را به خود معطوف داشته است. به همین دلیل، گروهى از پژوهشگران آن را وسیله اى براى نابودى جامعه انسانى مى دانند. در مقابل، گروهى دیگر آن را وسیله اى براى سرعت بخشیدن و بالا بردن توانمندى بشر محسوب مى دارند.

در این مقاله، سعى شده است رابطه تلویزیون و كودك و برخى از جنبه هاى تأثیرگذار تلویزیون بر كودك مورد بررسى قرار گیرد و در پایان، اشاره اى كوتاه بر چشم انداز تلویزیون و كودك داشته باشد.

پیش از ورود به اصل موضوع، لازم است به نكات ذیل توجه شود:

وقتى درباره تأثیر تلویزیون بر كودك سخن مى گوییم، در واقع نظرى دو بعدى را بیان مى كنیم; به این معنا كه مطلبى را درباره تلویزیون و مطلبى را درباره كودك بیان كرده ایم. بنابراین، لازم است هم قابلیت هاى كلى تلویزیون مورد نظر قرار گیرند و هم قابلیت هاى كلى كودك.

قابلیت هاى تلویزیون

كسى نمى تواند مدعى شود كه تلویزیون براى كودكان صرفاً خوب یا بد است. براى برخى كودكان در برخى شرایط، برخى برنامه هاى تلویزیونى زیان بخش است، براى سایر كودكان در همان شرایط یا براى همان كودكان در شرایط دیگر، تلویزیون مى تواند سودمند باشد. براى بیشتر كودكان در اغلب شرایط، بیشتر برنامه هاى تلویزیون خنثاست و زیان و یا سود خاصى ندارد; زیرا تلویزیون هم مثل دیگر مصنوعات بشرى كاركردهاى سه گانه در دو بُعد آشكار و نهان دارد:

كاركردهاى مثبت (نهان و آشكار)

كاركردهاى منفى (نهان و آشكار)

كاركردهاى خنثا (نهان و آشكار)

با توجه به این تقسیم بندى، تلویزیون نه صرفاً عاملى است كه زندگى طبیعى انسان ها را به خطر اندازد و نه وسیله اى است مطلقاً براى پیشبرد اهداف بشر. در این زمینه، دیوید سالكید در گفتوگو با مجله لایف مى گوید:

من روشن فكرى هستم كه نگران تلویزیون است. برخى چیزهاى خوب در آن است. این چیزهاى خوب مثل جزایرى مرجانى در اقیانوسى از زباله هستند... . تلویزیون مرا دیوانه كرده است; چراكه واقعاً دوستش دارم، در حالى كه چیز كثیفى است; مثل زن بسیار زیبایى كه نفرت انگیز به نظر مى رسد. تنها ]راه [درست كردن آن (تلویزیون) تهذیب گروهى است كه تلویزیون را اداره مى كنند.

قدرت تلویزیون

تلویزیون از یك سو، رسانه اى است كه همه قواى ادراكى انسان (عقل، خیال و وهم) را تحت تأثیر قرار مى دهد. از این رو، یكى از ویژگى هاى متمایزكننده تلویزیون كیفیت و جذابیت آن است. این ویژگى، جزو جداناشدنى این رسانه است. تمركز و توجه چشم و گوش را مى طلبد، توجه را به حركت در یك فضاى كوچك معطوف مى كند. این جعبه جادویى كنار میز غداخورى و یا هر جایى كه مناسب تر تشخیص داده شود، قرار داده مى شود. استفاده كننده از تلویزیون به بیرون رفتن از خانه و تهیه بلیط نیاز ندارد، بدون آنكه از صندلى خود بلند شود، مى تواند با استودیو، صحنه هاى نمایش و دوربین هاى خبرى در دور دست ها ارتباط دیدارى و شنیدارى برقرار كند. همچنین تلویزیون تصاویرى پویا به شكل نمادین، همراه با زبان و صدا و موسیقى منتقل مى كند. از این رو، كلیه شرایط لازم براى توجه و جذب در این رسانه فراهم آمده است و این ویژگى تلویزیون را به قدرتمندترین رسانه جمعى از سایر رسانه ها متمایز مى كند.

بنابراین، از طریق تجربه كردن روش نمادینى كه رسانه هاى گوناگون را از یكدیگر متمایز مى كند، كودكان این امكان را به دست مى آورند تا آن دسته از مهارت هاى لازم فكرى را كسب كنند كه موجب مى شود با تأثیر بیشترى از طریق آن رسانه ها یاد بگیرند. یادگیرى از طریق رسانه ها، بستگى به پرورش كافى رفتارهاى مربوط به مهارت هاى كلى و نیز مهارت هایى دارد كه براى استفاده از رسانه اى خاص به شكل ویژه موردنیاز است. از سوى دیگر، تلویزیون وسیله اى براى بمباران اطلاعات است، و همین دو علت تأثیرات تلویزیون بسیار عمیق و ماندگار است.

قابلیت هاى كودك

كودك» به فرد داراى سنین بین 5/2ـ 12 ساله گفته مى شود. بنابراین، با توجه به این شرایط سنّى:

  1. 1. كودك نسبت به تلویزیون، هم فعّال است و هم منفعل. كودك نسبت به تلویزیون این توانایى را دارد كه گزینشى برخورد كند. البته هرقدر كودك بزرگ تر مى شود این ویژگى بارزتر مى گردد.
  2. 2. ذهن انسان در دوران كودكى و نوجوانى كاملا تأثیرپذیر است و به راحتى شرطى مى شود.
  3. 3. اولین تجربه مستقیم كودك با تلویزیون، عموماً از دو سالگى شروع مى شود; ابتدا به صورت تقلیدى، بعد به صورت اختیارى و در نهایت، در سه سالگى انتخابگر مى شود.
  4. 4. سن 5/2 سالگى میانگین سن تماشاى منظّم در كودكان است.
  5. 5. در سن 6 سالگى، كودك معمولا با تمامى رسانه هاى سمعى و بصرى آشنا مى شود و دل بستگى و ارجحیتى قوى در مورد برنامه هاى تلویزیونى در وى ایجاد مى گردد.
  6. 6. توجه كودك به صفحه تلویزیون نه پیوسته است و نه منفعل. میزان توجهى كه كودكان حاضرند به هر برنامه مبذول دارند به طور مستقیم، بستگى دارد به اینكه سمعى ـ بصرى بودن آن، معناى خاصى برایشان داشته باشد و یا زمان كافى در اختیار آنها قرار بگیرد تا معنا و مفهوم موردنظر را جذب كنند. از این نگاه، شكل برنامه ها اهمیت بسیارى دارد.
  7. 7. برخى از عواملى كه موجب مى شوند توجه كودك دوباره به صفحه تلویزیون برگردد عبارتند از: الف. آشنایى قبلى با صداها یا موسیقى، در صورتى كه آنچه اتفاق مى افتد از نظر بصرى نیز مورد علاقه واقع شود. ب. تغییر بلندى و كوتاهى صدا; 3. صداى بچه ها; 4. جلوه هاى ویژه صدا; 5. صداهاى غیرعادى; 6. خنده; 7. صداى زنانه; 8. موسیقى هاى گوناگون.

با توجه به نكات مزبور، مى توان گفت: مدت قریب ده سال از دوران ارزشمند عمر براى تماشاى برنامه هاى تلویزیونى، آن هم با شگردهایى كه صاحبان قدرت، میزان تأثیرگذارى بر كودك را به شدت افزایش مى دهند، زمان بسیار زیادى است تا كودك طى این زمان، به آنچه آنها مى خواهند، مبدّل گردد.

ایدئولوژى حاكم بر تلویزیون

تلویزیون به عنوان وسیله اى براى شكل دادن افكار عمومى، با زیر پوشش قرار دادن معضلات اجتماعى و مسائل مربوط به سیاست داخلى و خارجى و همچنین با عرضه برنامه هاى تفریحى و نمایشى اش، نقش خود را مى نمایاند، بدون توجه به نوع برنامه اى كه از آن پخش مى شود; مجله هاى خبرى، موسیقى ها، مسابقه هاى تلویزیونى، نمایش مجموعه ها و مانند آن.

این وسیله ارتباطى در هر حال، ملزم به ارائه یك پیام ایدئولوژیك است. تعدّد و گوناگونى روش ها و فنونى كه به وسیله برنامه سازان به كار گرفته مى شود در واقع بیانگر مجموعه اى از اصول و گرایش هاى ایدئولوژیك حاكم بر تلویزیون و یا به تعبیر دیگر، مبین آن وظایف اصلى است كه در زمینه ایدئولوژى از سوى طبقه حاكم بر تلویزیون تعیین مى شود. این ایدئولوژى منعكس كننده وضع ملّى، فرهنگى و سیاسى خاص هر كشور است.

براى مثال، ایدئولوژى حاكم بر تلویزیون هاى غرب، سرمایه دارى است كه آن را به عنوان یك نظام و روش زندگى ارج نهاده است و تمام فعالیت ها، نه تنها تلویزیون، بلكه تمام رسانه ها باید در این زمینه باشند. در تاریخ آمریكا، بارها مشاهده شده كه كسانى كه حتى كوچك ترین بى توجهى به این ایدئولوژى حاكم داشته اند دچار ورشكستگى شده اند. بنابراین، این یك قانون كلى است.

در كشور ما نیز ایدئولوژى حاكم بر تلویزیون، باید از نظام حاكم ـ یعنى نظام جمهورى اسلامى ـ اتخاذ شده باشد و جهت گیرى آن در راستاى تقویت دین باشد. از این رو، متولّیان رسانه ها، بخصوص تلویزیون، باید تخصص، تعهد و تدین داشته باشند.

چشم انداز

اگر از تلویزیون به یك «دانشگاه عمومى» تعبیر شود كه همه اقشار جامعه را از هر طیف سنّى كه باشند زیر پوشش قرار مى دهد، سخن گزافى نیست. از این رو، لازم است براى جهت دهى به برنامه هاى آن، هر چه بیشتر سرمایه گذارى شود.

در نظام جمهورى اسلامى، به دلیل حاكم بودن احكام الهى بر این نظام، نباید تلویزیون به عنوان یك منبع درآمدزا محسوب شود. اگر چنین تفكرى بر این رسانه مهم حاكم شود ـ هرچند براى جبران كمبود هزینه هاى لازم ـ بر كاركردهایى كه انتظار مى رود یك رسانه در نظام اسلامى داشته باشد، اثر منفى خواهد گذاشت.

شاید یكى از آفت هاى مهمى كه در كشور ما در كمین این رسانه نشسته، مبحث به وجود آمدن تلویزیون هاى خصوصى است. «قدرت طلبى» و «سرمایه دارى» دو زنجیر بزرگى هستند كه بسیارى از انسان هاى بزرگ و كوچك را به اسارت كشیده اند. بنابراین، احتمال اینكه برخى افراد سرمایه دار و قدرت طلب متولّى این امر شوند زیاد است و به فرض اینكه برخى از آنان از قدرت طلبى و سرمایه دارى مبرّا باشند، در گوشه و كنار افرادى وجود دارند كه جهت و سوى این رسانه قدرتمند را به جهت هاى مطلوب خود معطوف نمایند.

بنابراین، به احتمال قوى، متولّیان این امر آگاهانه یا ناآگاهانه اسیر این زنجیرها مى گردند. از این رو، به نظر مى رسد این تفكر خطر بزرگى را به دنبال دارد كه نباید از آن غافل ماند.

 

پیشگفتار

دردنیای امروزمساله تغذیه و رابطه آن با سلامتی و بهداشت بدن اهمیت اساسی یافته است ،زیرا پایه و بنیان یک زندگی موفّق و سرشار از تلاش و سازندگی را تشکیل می دهد.از سوی دیگر فرد می تواند به سلامتی جسمانی و روانی مناسب و آمادگی ورزشی دست یابد که در مورد نوع تغذیه و برنامه غذایی خود اطلّاعات کامل داشته باشد.بنابراین رسیدن به سلامتی عموماًحذف گروهی از غذاها و یا مصرف افراطی نوعی از خوراکی نیست بلکه کیفیت مواّد مصرفی است که باعث ایجاد سلامتی چه دربعد جسم وچه دربعد روح می شود. تغذیه و رژیم غذایی یکی از مسائل اساسی زندگی در دنیای امروز است که نه تنها برای تناسب اندام ،بلکه برای رسیدن به سلامتی و برخورداری از بدنی آماده از هرلحاظ مورد توجه قرار می گیرد .تغذیه عبارت است از هرچیزی که انسان به هرنحوی مصرف می کند و هر چیزی که انسان می خورد ؛چه مفید باشد چه مضر و چه میوه باشد چه قند و...در سلامتی او نقش دارد .پس باتوجه به این نقش مهم، توجه به تغذیه و ساختار آن دراولویت مهمی از برنامه های زندگی هر فرد قرار گیرد .

امید است اطلاعات موجود گامی هرچند کوتاه درراستای مسیر برداشته باشد. 

چکیده

تغذیه عاملی است که تعیین کننده سلامت و یا عدم سلامت فرد یا افراد است. هدف هرشخص از تغذیه فقط سیرشدن نیست بلکه هدف اصلی تغذیه رسیدن شش گروه مواد مغذی به بدن است.این مواد با تأثیرات خود باعث تأمین نیازهای بدن و در نتیجه بدن و درنتیجه سلامتی اندام های بدن است .

مواد مغّذی در بدن باعث حفظ سلامتی روانی و جسمی فرد می شوند و بر عکس با مصرف بیش ازحدّ هرکدام از این مواد ،فرد دچار بیماری می شود ،مصرف بیش از حد فرآورده های گوشتی موجب ایجاد سرطان می شود یا مصرف کم غلات که حاوی گروه ویتامین های ب هستند ،باعث ایجاد بیماری های روانی از جمله پرخاش گری جنون و میشود.

پس تغذیه درهمه بخش های زندگی افراد نقش دارد.از تأثیر در یادگیری سلامت جسمی ودرمان بیماری ها .امّا عاملی دیگرهم که تغذیه با آن رابطه دارد و آن هم ورزش است .تغذیه باعث ذخیره سازی مواد در بدن و رساندن سوخت به بدن می شود و ورزش هم عاملی برای سوزاندن آن.پس ورزش با تغذیه رابطه مستقیم دارد و باعث سوختن مواد مازاد بر نیاز بدن (چربی های ذخیره شده )و درنتیجه سلامتی می شود.زیرا هرچه میزان چربی کمتر باشد ،درصد ابتلا به بیماری های قلبی عروقی نیز کمتراست.ضمناًدین مبین اسلام نیز اهمیت تغذیه را بیان نموده و در آیات مختلف از اهمیت آن برای مسلمین پرده برداشته است.

مقدمه

انسان اولیه چندان دربند غذا نبوده و باهرچیزی که به دستش می رسیده ،ازحلزون و کرم گرفته تا لاشه ی ماهی ها و حیوانات بزرگ شکم خود را سیر می کرده و بعدها که به راز شکار کردن پی برد ،هرگاه حیوان بزرگی را شکار می کرد در یک وهله هرچه می توانست می خورد.گاهی اتفاق می افتاد که روز های متوالی چیزی نمی خوردند و ساختار بدن آن ها به این وضعیت عادت کرده بود .اماّبا گذشت زمان و پیشرفت علمی بشر،آن ها به تفاوت در گوشت ها پی بردند و همچنین با پیدا کردن راه کشت و زرع نباتات از وضعّیت قبلی درآمده و تعداد وعده های غذایی خود را افزایش دادند و این چنین شد که نیاز به تغذیه ای مناسب باعث گرد هم آمدن مردم برای دامداری و کشاورزی شد در تمام دوران تاریخ یکی از مهمترین مسائل برای انسان تأمین خوراک و رفع احتیاجات غذایی بوده است تا جایی که امروز سلامت و تندرست بودن افراد معمولی و ورزشکاران جوان منوط به تغذیه صحیح می باشد .نتیجه مطلوب تغذیه صحیح تامین نیازمندی های جسمی است ،بنابراین تغذیه مطلوب وسیله مؤثری برای بالا بردن قدرت جسمی و حتی روحی افراد می باشد اگر نیروی جسمانی انسان را در مدّتی طولانی مورد مطالعه قرار دهیم،خواهیم دید که میزان نیروی لازم برای کار کردن در هر فعالیتی با مقدار انرژی حاصل از مواد غذایی در بدن رابطه مستقیم دارد و در کل میزان نیرویی که انسان صرف کار و فعالیت می کند معادل انرژی حاصل از هضم و جذب مواد غذایی است.بزرگ ترین ثروت جهان بدون تندرستی هیچ است.تغذیه صحیح تأمین کننده سلامتی است.پس باید از آن آگاه شد،از آن پیروی کرد و با بکار گیری مستمر،آن را به عادت تبدیل کرد.برای مثال آگاهی از ساختمان استخوان و عضله به شخص قدرت و استقامت نخواهد داد،بلکه می بایست این علم به علم مبدل شود و نوع ورزشی که مناسب تقویت آن باشد در نظر گرفته شود تا از طریق آن قدرت و استقامت حاصل شود،همچنانکه آموختن در مورد مصون بودن از امراض کافی نیست،بلکه بایستی با رعایت آن ها از ابتلا به بیماری جلوگیری کرد و سالم ماند.

بدن انسان را می توان به کارخانه بسیار عظیمی تشبیه کرد که در آن ماشین های متعددی قرار دارد و هریک از ماشین ها کار معینی انجام می دهد و محصولی را که کارخانه به دست می آورد حاصل جمع فعالیت های آن ماشین ها است.هنوز با پیشرفت های علمی ،این کارخانه هنوز به طور کامل برای ما شناخته نشده است.اما چیزی که مسلم است این است که برای چرخانیدن این کارخانه عظیم،نیاز به سوختی پاک و سیستمی منظم به نام تغذیه است.پس تغذیه یگانه عامل سلامتی و حتی زنده ماندن انسان است.

روش تحقیق

برای جمع آوری اطّلاعات در مورد موضوع مذکور به علّت به روز بودن و وجود مطالبی نو و پروژه هایی علمی و متناسب با دنیای امروز،بیشتر سعی شده از دنیای اطّلاعات یعنی اینترنت استفاده شود.امّا وجود کتاب هایی برای جمع آوری مطالب کلیشه ای نیز لازم است.

 بیشتر مطالب این تحقیق از سایت ها و وب سایت های مرتبط با تغذیه ی تهیه و بازنویسی گردیده است امّا همان طور که گفتیم از کتب علمی معتبر نیز برای جمع آوری اطّلاعات استفاده نمودیم.ضمناً برای استفاده از نظر افراد متخصص در علم تغذیه به مرکز تحقیقات تخصصی تغذیه(1)استان اصفهان مراجعه کردیم.

سوابق تغذیه

بشردرطول تاریخ همیشه توجّه زیادی به سلامتی و داشتن بدنی آماده داشته است و دستیابی به آمادگی جسمانی را بدون حضور تغذیه مطلوب میسر ندانسته است.چه بسیار افرادی که در اثر سوءتغذیه و تغذیه نامناسب به دام مرگ افتادند.بشر پس از مشاهده این وضع حتی در افرادی که از نظر ظاهری تغذیه مناسبی دارند، به فکرچاره افتاد و در صدد ایجاد راه کارهایی برای دوری از بیماری های جسمی و روانی برآمد.پس از مطالعات و تحقیقات بسیار آن ها به این نتیجه رسیدند که یگانه عاملی که از بروز بیماری ها جلوگیری می کند،تغذیه مناسب است و اینگونه شد که روند تحقیق ادامه یافت و بشر توانست با اطلاعات به دست آمده،خود را از دام بسیاری از بیماریها برهاند.

با زیاد شدن غذاهای صنعتی و عوامل ایجاد کننده مختلف بیماری های مختلف در دنیای امروز،و در نتیجه زیاد شدن مرگ و میر در قرن حاضر،بشربه فکر بنیادی کردن علم تغذیه افتاد و بدین ترتیب تغذیه به عنوان علمی مستقل و تازه تأسیس به دانشگاه ها راه یافت که مهم شمردن آن،نقطه اوج این علم بود.

بدین ترتیب راه برای تحقیق در مورد این موضوع باز شد و اینگونه شد ما هر روزه شاهد تبلور گونه ای جدید از این علم و یاراه کاری جدید برای بالا بردن سطح سلامت هستیم.

فصل اول شناخت علم تغذیه

شناخت تغذیه

تغذیه به عنوان یک علم به بررسی غذاها و آثار آن بربدن انسان می پردازد.مطالعه احتیاجات غذایی ضروری برای تولید انرژی،رشد و حفاظت بدن،تنظیم فرآیند ها و واکنش های بدن از مطالب مربوط به تغذیه است.

یک باور عمومی حاکی از آن است که آنچه انسان مصرف می کند،بر سلامت و تندرستی،رشد،تکامل و توانایی اجرای فعالیت های متنوع تأثیر می گذارد.از دیدگاه آمادگی جسمانی مرتبط با تندرستی،غذای مصرفی مادّه ای است که به وسیله بدن برای حفظ فعل و انفعالات حیاتی بدن چون تنظیم اعمال سلولی و تولید انرژی مورد استفاده قرارمیگیرد.
در مورد غذای مطلوب و آمادگی جسمانی عقاید خرافاتی بسیاری وجود دارد.بعضی از قبایل بشر اولّیه اعتقاد داشتند مصرف پودر دندان شیر منجر به انتقال قدرت حیوان به فرد می شود و یا این که استفاده از اندامی از حیوان منجر به تقویت همان اندام در بدن انسان می شود که این عقاید کما کان طرفدارانی دارد.یونانیان باستان اعتقاد داشتند از آنجایی که گوشت حیوانات تمام قابلیت های خود را به عضلات انسان انتقال می دهد،بنابراین منطقی به نظر می رسد که ورزشکاران برای جلوگیری از کم شدن محتویات عضله ها به طور مداوم گوشت مصرف نمایند که این باور هنوز هم درذهن ها جای دارد.در همان زمان نظر به اینکه ورزشکاران توسط مردم ملّقب به نمایندگان سلامتی و قدرت بودند در کشور یونان توجه به کیفّیت تغذیه و آمادگی جسمانی اهمیت ویژه ای یافت به طوری که بقراط حکیم این گونه توصیه کرده است که در معالجه بیماران نه تنها به وسیله دارو بلکه از طریق غذا نیز اقدام شود.

تعریف کلی تغذیه

تغذیه عبارت است از مجموعه اعمالی که موجود زنده می تواند به وسیله آن اعمال و یا به عبارت دیگر به وسیله آن فعل و انفعالات احتیاجات حیاتی خود را برآورده سازد.به بیان دیگر تغذیه عبارت است از یک سلسله اعمالی که به جذب مواد و ازدیاد توده جسم زنده منتهی می گردد. هر موجود زنده اعم از نباتات (گیاهان)یا حیوانات احتیاج به تغذیه دارد.البتّه بر حسب نوع موجودات این احتیاج و نیازفرق می کند.آنچه وارد بدن موجوادت می شود قابل شناخت است.زیرا می توانیم نوع مادّه ای را که در غذا موجود است مورد مطالعه و تجزیه قرار دهیم و نوع احتیاج موجود را از نظر غذا معلوم داریم.ورود موادّ غذایی به بدن موجود زنده،اوّلین بخش عمل تغذیه است.موجود زنده در طول حیات،موادّی را به صورت مواد زائد دفع می نماید.خروج مواد زائد از بدن موجود زنده آخرین بخش عمل تغذیه است.بین ورود و خروج مواد تغذیه در درون بافت ها ودر داخل سلول ها فعل و انفعال های بسیار مهمّی صورت می گیرد که تولید انرژی و حرارت می کند.بنابراین هرقدر از ذخیره موادّ غذایی که در خون و دربافت های بدن موجود زنده وجود دارد کاسته شود،باید به وسیله مواد غذایی که از راه دستگاه گوارش وارد بدن می شود جبران گردد.این فعل و انفعالات متناسب با ساختمان سلول می باشد و طرزعمل طوری است که هرسلول آنچه را که می سازد مشابه با ساختمانی است که دارا می باشد.امّا در تمام دوران زندگی علاوه براین که بدن به مقداری موادّ غذایی برای تولید انرژی و حرارت احتیاج دارد، به مقادیری غذا هم برای رشد نیازمنداست یکی دیگر از مظاهر تغذیه در موجود زنده نمو است.نمو(4)به وزن موجود اضافه می کند و آن چه ساخته می شود و افزوده می گردد شبیه به مادّه سازنده موجود زنده است.اگرمقدار موادی که دربدن موجود زنده ساخته می شود بیشتر از مقداری باشد که موجود مصرف و یا دفع می کند می گوییم موجود نمو (رشد )می کند و چنانکه مقدار ماده ای باشد که موجود مصرف ویا دفع می کند،می گوییم موجود نمو(رشد)می کند و چنانچه مقدار مادّه ای که ساخته می شود کمتر از مقدار مادّه ای باشد که موجود مصرف و یا دفع می کند،می گوییم موجود زنده فرسوده می شود.اگر مقدار مادّه ساخته شده با مقدار مصرف و یا دفع شده مساوی باشد،موجود در حال تعادل باقی خواهد ماند یعنی نه نمو می کند ونه فرسوده می گردد.به طور کلّی موجودات را از نظر نمو به سه گروه زیرمی توان تقسیم کرد:

1- نوزاد یا طفل نمو می کند،یعنی آنچه می سازد بیش از چیزی است که مصرف یا دفع می کند.

2- موجود بالغ در حال تعادل است یعنی آنچه می سازد و مقداری که مصرف یا دفع می کند به یک میزان است.

3- موجود پیرو فرسوده می شود یعنی آنچه می سازد کمتر از چیزی است که مصرف یا دفع می کند.

همان طورکه گفتیم پس از هضم وجذب در بدن جهت اعمال زیر مورد استفاده قرار می گیرد:

1- تولید انرژی و حرارت 2-ترمیم و بازسازی سلول های بدن و تأمین رشد 3-تنظیم متابولیسم بدن.

متابولیسم بازال

با توجّه به گفته های صفحه قبل،این سؤال پیش می آید که کمترین انرژی مورد نیاز هر فرد درشرایط طبیعی چه نام دارد و میزان آن چه قدر است.جواب این سؤال از نظر کارشناسان رشته تغذیه کلمه ای است که به طور معمول با آن سر و کار دارند و آن هم متابولیسم بازال است.

حال متابولیسم بازال چیست؟

حداقل میزان انرژی لازم که یک انسان برای زنده ماندن و تأمین انرژی جهت کار قلب،عضلات تنفسی و غدد و سلول ها در حالت استراحت کامل نیاز دارد به این حداقل متابولیسم بازال می گویند.که به طور متوسط1600تا1700کالری بزرگ در24 ساعت است.تأمین این حداقل که بدون وجود و دخالت سایر عوامل ایجاد حرارت(سه ردیف اول)بعهده غدد مترشّحه داخلی همچون تیرویید،سورنال،هپیوفیز،لوزالمعده،تیموس و غیره است. بعضی افراد به طور طبیعی دچار پرکاری تیرویید و سایر غدد مترشحه داخلی هستند که موجب افزایش این حداقل انرژی (متابولیسم بازال)می شود یعنی دچارهیپرتروییدی هستند،لذا به هنگام لمس دستشان احساس گرمی می شود.از نظر طب قدیم این افراد دارای طبع گرمی هستند.برعکس وقتی که غدد مترشحه داخلی دچار کم کاری و بی کفایتی گردند متابولیسم بازال پایین آمده و احساس سردی در وجودشان به هنگام لمس حس می شود.ازنظر طب قدیم این دارای طبع سرد هستند.کشف این راز درطب قدیم ناشی از سالها تجربه و مشاهده افراد و بیماران بوده است.پس از این گرمی و سردی طبع مشخص شد.پس کسی طبعش گرم است که متابولیسم بازال وی ازحد معمول و متوسط بالاتر باشد وکسی طبعش سرد است که متابولیسم بازال وی از حد متوسط و معمول کمتر باشد.

تشریح تغذیه

تغذیه به طور کلی استفاده از غذا است.غذا باید سرشار از انواع مواد غذایی باشد که این مواد عبارتند از:1-کربوهیدارتها2-پروتئینها3-چربیها4-ویتامینها5-موادمعدنی6-آب
هر کدام از این مواد مغذی نقش خاصّی را در بدن ایفا می کند و هیچ مادّه دیگری نمی تواند جایگزین آنها شود.اینگونه است که کم و یا زیاد جذب شدن اینگونه مواد دچار اختلال در بدن و بیماری های گوناگون می شود در جدول صفحه بعد،43مورد از موادّ مغذّی مورد نیاز بدن نام برده شده است.